13

مهدویت و آسیب های فرارو                                      

چه آسیب هایی مهدویت را تهدید می کند؟

هر امر مهم و خطیری، به نسبت اهمیتی که دارد، در معرض خطرها و آسیب هایی است. مقولة مهدویت نیز با تمام آثار مثبت، حیات بخش و بهجت زایی که دارد، از این قاعده مستثنا نیست؛ از این رو، باید مراقب بود تا این آسیب ها مؤثر نیفتد.

هدف این نوشتار تبیین اجمالی برخی از این آسیب ها و ارائة راه اصلاح آن هاست.

1. انتظار منفعلانه؛ برداشتی انحرافی

برخی انتظار را صرفاً حالتی روانی و منفعلانه می پندارند و نهایت وظیفة خود را در این رابطه، دعا برای فرج می پندارند و وظایف خطیری نظیر امر به معروف و نهی از منکر را بر دوش خود احساس نمی کنند. پاره ای از نتایج این دیدگاه از این قرار است: رکود و سستی، بی توجهی به وضعیت جامعه، سر تسلیم فرو آوردن در مقابل بدی ها و ستم ها، بازیچة سیاست بازان و منحرفان شدن، مقابله با هر حرکت اصلاحی و...

در مواجهه با چنین نگرشی باید پرسید که مگر ما در زندگی مادی و روزمرّه، به اندازة نیازمان در باغچه ها سبزه و گل نمی کاریم، نظم و نظافت ایجاد نمی کنیم، سنگ های مزاحم را کنار نمی زنیم، علف هرزه ها و میکروب ها و آلودگی ها را از خانه و اطراف خود دور نمی ریزیم و خود و خانواده را در روشنایی قرار نمی دهیم؟!

آیا در فصل سرما و پنهانی خورشید، تسلیم سرما و ویروس ها می شویم یا با آنکه توان تغییر جریان هوا و فضا را نداریم، وسیلة گرمازا تهیه کرده و خود و فرزندانمان را گرم می کنیم: «هر کس به قدر همت خود، خانه ساخته.»

حال، چگونه است که وقتی به دین و خصوصاً آموزة فراموش شدة مهدویت می رسیم، به راحتی رفع مسئولیت می کنیم؛ با آنکه اگر هر فردی، جمع های کوچک فامیلی و دوستان خود را اصلاح کند، جامعه به اصلاح می گراید. در روایتی، امام صادق (ع) به این نوع کج اندیشی و کج رفتاری پاسخ می دهند:

اسماعیل یکی از فرزندان امام صادق (ع) بود که در جوانی از دنیا رفت و شیعیان به همراه امام، او را تشییع کردند و به خاک سپردند. ایشان می گوید که از پدرم پرسیدم: «پدر جان دربارة گنهکاران ما و غیر ما، چه می گویید؟ حضرت فرمودند: «امتیاز و معیار، آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب نیست؛ هر کس عمل بد و ناپسندی انجام دهد، او را کیفر می دهند.» به امام عرض کردم: «عده ای معصیت و گناه می کنند و می گویند ما [به بخشش خداوند] امید داریم؛ آن ها این گونه اند تا مرگشان فرا رسد [و تغییر و توبه و بازگشتی ندارند].» حضرت فرمودند: «اینان گروهی اند غوطه ور در آرزوهای خویش؛ دروغ می گویند و اهل امید و رجا نیستند، زیرا کسی که به چیزی امید داشته باشد، قطعاً در پی تحقق آن است و در طلبش بر می آید و آن که از چیزی بیمناک باشد، از آن پرهیز می کند و می گریزد.»[1]

علاوه بر این، معنای حدیث پیامبر (ص) که می فرمایند: «خداوند به واسطة مهدی، زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، چنان که از ظلم و جور پر شده است»[2] این است که آن حضرت هر وقت بیایند، زمین را پر از عدل می کنند. معنای این حدیث این نیست که ایشان زمانی می آیند که زمین از ظلم پر شده باشد یا اینکه زمان ظهور حضرت وقتی است که هیچ جا اثری از حق و عدل نمانده باشد و عالم، سراسر، سیه از ستم شده باشد. به تعبیر دیگر، فساد هدف نیست؛ بلکه برای آمدن، آمادگی و عطش عدالت باید پدید آید و دیدن فساد و نابسامانی ها، خود، انگیزة آمادگی و عدالت خواهی است.

جوّ غالب این گونه است که در نگاه ابتدایی، می گویند که همه جا (در ادارات، در خانه و بازار و مجامع جهانی و ...) ظلم فراوان است و عدالت و حقوق افراد و قانون رعایت نمی شود. اما در شب تار هم ستارگانی در آسمان هستند که می درخشند، نور می دهند و رهنمایند؛ در غیبت امام مهدی (ع) نیز همیشه منتظران واقعی و زمینه سازانی حضور دارند. لذا، امام صادق (ع) می فرمایند: «... نه چنین است؛ به خدا سوگند، امر فرج تحقق نپذیرد تا هر یک از شقی و بدبخت و ستمگر) و سعید (خوب و حامی حق) به نهایت کار خود رسند.»[3]

در خاتمه، سه نکته را یادآور می شویم:

اولاً، هیچ نهضت اصلاحی بدون زمینه سازی فکری و پرورش نیروهای فداکار میسّر نمی شود؛ ثانیاً، در قیام امام موعود (ع) باید موقعیت خود را مشخص کرده و آن را حفظ کنیم. مبادا انقلابی را به انتظار بنشینیم که ما را نیز در ردیف ظالمان و غافلان، کیفر دهد! ثالثاً، باید دانست که پاداش اخروی، نتیجة اعمال نیک دنیوی است؛ و این مهم، ربطی به این ندارد که انسان در زمان غیبت، عمر به سر برد یا در عصر ظهور.

 

2. افراط و تفریط در ارائة چهرة مهر و قهر از حضرت (ع)

بعضی از افراد، به دلیل نداشتن نگاهی جامع به دین و بدون بررسی اسناد یا دلایل روایی، به شنیده ها و توهمات خود بسنده می کنند و از این رو، چهرة قهرآمیزی از امام عصر (ع) ارائه می دهند. در مقابل، گروهی دیگر از ایشان شخصیتی تصویر می کنند که گویا هیچ مبارزه و جهادی ندارد و همة امور را صرفاً با معجزه و کرامت حل می کند. هر دوی این برداشت ها، به وادی افراط و تفریط گراییده اند.

امام زمان (ع) مطابق روایات و سیرة پیشینیان صالح خویش، فردی است که برای انسان ها از پدر و مادر مهربان تر است: «يَكُونُ ... أَشْفَقَ عَلَيْهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ وَ ...»[4] این مهربان بودن ولیّ خدا، همچون مهر خداوند کریم، حکمتی بزرگ دارد: او به مانند طبیبی حاذق است که تیغ جراحی اش تنها پس از به کار بردن انواع مداواها و سودمند نیفتادن آن ها، به کار درمان دردهای بشر می آید.

 

3. طرح مباحث غیر ضروری

عده ای با طرح مباحثی غیر مفید یا کم ثمر، مانند نحوة ازدواج یا چگونگی مسکن و تعداد فرزندان حضرت، اذهان افراد را از وظایف فردی و اجتماعی خویش نسبت به امام و نیز زمینه سازی لازم برای ظهور ایشان، دور می سازند.

البته این پرسش ها پاسخ مناسب خود را می طلبد، ولی از آنجا که لازمة غیبت، مخفی بودن است و با توجه به ابهام موجود در روایات، نمی توان به طور قطع نظریه ای در این باره مطرح ساخت؛ با این حال، عده ای همّ خویش را بر این امور قرار داده و از مسائل واقعی و اصلی غافل مانده اند.

 

4. تعجیل و شتابزدگی

شتابزدگی آفت دیگری است که دامن برخی افراد را گرفته است. نزدیک شمردن ظهور، مهیّای ظهور بودن و کوشش برای زمینه سازی ظهور، بسیار مفید است، اما نباید در این راه شتابزده بود. شتابزدگی ناشی از درک نکردن حکمت و مصلحت خدا در این امر است و گاه، یأس و نا امیدی افراد از ظهور حضرت یا گرایش آنان به شیّادان و مدعیان دروغین را موجب می شود.

امام جواد (ع) در این باره می فرمایند: «... در زمان غیبت، عجله کنندگان و شتابزدگان در امر ظهور، هلاک شوند و اهل تسلیم و صبر نجات یابند.»[5] نیز از پیامبر (ص) روایت است که فرمودند: «خوشا به حال صابران در دورة غیبت او و استواران در محبت او ...»[6]

 

5. تعیین وقت ظهور

توقیت یا همان تعیین وقت ظهور از جمله مسائلی است که هر کس دست بدان زند، یعنی زمانی برای ظهور تعیین کند، به تصریح روایات، دروغ گو است و باید او را تکذیب کرد. امام باقر (ع) در روایتی، به تأکید فرمودند: «كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ كَذَبَ الْوَقَّاتُون‏»[7]

مفضّل، از یاران امام صادق (ع) می گوید از امام پرسیدم که آیا قیام حضرت مهدی (ع) وقت معینی دارد تا مردم بدانند. فرمودند: «چنین نیست که خداوند زمانی را برای آن تعیین کرده باشد تا شیعیان بدانند. من نیز برای آن، وقتی مشخص نمی کنم و نمی شود وقت و زمانی هم بر آن تعیین کرد. آن که زمان معیّنی برای ظهور ما معیّن کند، خود را در علم خداوند شریک دانسته و مدعی شده که بر اسرار خدا راه یافته و آگاه شده است»[8]

البته امید به نزدیکی ظهور و آمادگی بری آن، امری مطلوب است؛ اما تعیین ظهور را، توسط هر کسی که باشد، باید شدیداً تکذیب کرد. در این زمینه، گاه مطالبی به برخی علما نسبت می دهند که با اندکی بررسی می توان فهمید که این استناد، صحیح نبود یا سخن آن عالم، تحریف شده است.

 

6. گمانه زنی و تطبیق

عده ای بدون آن که قدرت تشخیص روایات صحیح و ناصحیح را از یکدیگر داشته باشند و صرفاً بر اساس توهمات و بافته های ذهنی خویش یا یافته های خود از طریق ریاضت های غیر مشروع، گمانه هایی می زنند و هر از چند گاهی، علامتی را بر شخص یا اشخاصی منطبق می سازند؛ و در پایان، با تحقق نیافتن امر ظهور در آن دوره، یأس و نا امیدی و حتی استهزاء و تکذیب باور به مهدویت را موجب می شوند.

 

7. تب ملاقات گرایی

متأسفانه، افراد زیادی تمام همّ خویش را در دیدار با امام زمان (ع) خلاصه کرده اند و به دیگران نیز همین را القا می کنند؛ گویا شیعه هیچ وظیفه ای جز دیدار امام ندارد! غافل از اینکه آنچه مهم است، عنایت و رضایت امام است و گرنه، در قرون اولیة اسلام نیز بسیاری امام زمان خویش را دیدند و بر روی ایشان شمشیر کشیدند. دیدار امر مطلوبی است، اما آنچه مهم است و ویژگی منتظران آن امام نازنین است، انجام دادن وظایفی است که برای شیعة منتظر در نظر گرفته اند.

تذکر دیگر اینکه نباید فراموش کرد که دوران، دوران غیبت است و قرار نیست همه به خدمت امام مهدی(ع) برسند. بنابراین، تأکید زیاد بر دیدار ایشان، باعث نا امیدی از امکان دیدار می شود و بذر تکذیب باور مهدویت را در دل ها می پراکند.

 

8. رفتار و عملکردهای موهن

متأسفانه، یکی از نبایدهای شایع شده، نام گذاری مکان ها، خیابان ها، شرکت ها و مغازه های متعدد به یکی از القاب امام مهدی (ع) است؛ آن هم بدون لحاظ کردن کارآیی این مکان یا تناسب آن نام با نوع فعالیتی که در آنجا انجام می شود. برای مثال: «گوشت ولیّ عصر» یا «آژانس بقیة الله» و نام گزاری های دیگر از این سنخ، در واقع، توهینی آشکار به ساحت صاحب الزمان (ع) می باشد.

یکی دیگر از رفتارهای موهن این است که در مناسبت های مذهبی نظیر نیمة شعبان، به بهانة سالروز تولد حضرت مهدی (ع) و شاد بودن در شادی اهل بیت (ع) در برخی اوقات، جشن ها و مجالس گناهی به راه می افتد که با آهنگ ها و اشعار سخیف، ساختن مجسمه های حیوانات و ... پرشور می شود. این اعمال، شایستة مؤمنان نیست.

 

9. مدعیان دروغین

همیشه کسانی بوده اند که در برابر گوهری ناب، بدل آن را ارائه کرده اند. همان گونه که در مقابل پیامبران، مدعیان دروغین پیامبری قد علم کردند، در بحث مهدویت نیز چنین اتفاقی افتاده است. از این رو، در تاریخ با فرقه های متفاوتی نظیر بهائیت و ... مواجه می شویم که مردمان بی بصیرت را به وادی گمراهی کشانده اند. متأسفانه، عده ای برخلاف تأکید فراوان روایات و استدلال های عقلی مبنی بر رجوع به کارشناسان و فقها در دوران غیبت، به بیراهه هایی مانند حلقه های دراویش، گرایش می یابند و با طی ریاضت ها و سیر و سلوک هایی که در دین نیامده و برخلاف سنّت پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمة اطهار (ع) است، دیگران را نیز به ابتهاج ها و لذت های روحی فرا می خوانند. سردمداران این گروه ها خود را جانشینان وحی قلمداد می کنند و افراد پیرو خود را از وظایف اصلی خویش باز می دارند.

 

10. پیروی نکردن از نوّاب عام

اطاعت از نایب عام آن حضرت که خود عنایتی الهی و فرصتی مکتبی است، نزد برخی افراد به مقابله تبدیل شده است و در برابر ولایت فقیه جامع الشرایط و مرجعیت شیعه در عصر غیبت کبری (به عنوان نایب عام امام زمان (ع)) موضع گیری می کنند و وحدت بر محور ولایت را رعایت نمی کنند و از تبعیت دستورات دینی و اجتماعی او سر باز می زنند؛ با وجود آن که اطاعت از ایشان در احکام اولیه و ثانویه، چنانچه در جای خود با دلایل نقلی و عقلی ثابت شده است، واجب است.

 

11. کم رنگ شدن انگیزه ها

به نظر می رسد از جمله آسیب های دینی در حوزة مهدویت، کم رنگ شدن انگیزه های خدایی و معنوی و به نوعی کاهش وجدان کاری در تحقیق و تبیین و تبلیغ فرهنگ پویای مهدویت است و جای خالی استغاثه به درگاه پروردگار و انس با آن حضرت، در اندیشه و عمل و به دور از خود بینی و خودنمایی مشهود است. نتیجة این آسیب جدّی، کاهش تأثیرگذاری و ناکارآمدی تربیتی این تفکر هدایتگر است.

 

... و اکنون: راه اصلاح

1. مهم ترین و اصلی ترین راه مبارزه، حساسیت ورزیدن علما و متفکران نسبت به ورود خرافات و مبارزة جدی و به موقع و مؤثر با این آسیب هاست؛

2. آشنایی با دین و سیرة اهل بیت (ع) انسان را از بسیاری انحرافات بیمه می سازد؛

3. یافتن بصیرت در حوزة سیاست و دشمن شناسی و با خبری از آنچه در عرصة جامعه رخ می نماید، می تواند دست پنهان استکبار و سیاست بازان را در ایجاد فرقه ها و گروه های منحرف و افراد سودجو در جامعة اسلامی نمایان سازد.

 

 

 

منبع: کتاب مهدویت و آسیب های فرارو، انتشارات آستان قدس رضوی

 

پی نوشت‌ها:



[1]. اصول کافی، ج2، ص 68.

[2]. اعلام الوری، ص 424؛ مسند احمد بن حنبل، ج3، ص 37.

[3]. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 346.

[4]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 18؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 213.

[5]. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 378، باب 36: «... يَهْلِكُ فِيهَا الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ يَنْجُو فِيهَا الْمُسْلِمُون‏»

[6]. بحار الانوار، ج52، ص 143 «طُوبَى لِلصَّابِرِينَ فِي غَيْبَتِهِ طُوبَى لِلْمُقِيمِينَ عَلَى مَحَجَّتِهِمْ الذین وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ وَ قَالَ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْب‏»‏

[7]. بحار الانوار، ج 52، ص 103؛ الکافی، ج1، ص 368.

[8]. بحار الانوار، ج 53، ص 1.

نظر ها

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

ثبت نظر

نام

ایمیل

وب سایت