13

زمینه سازان ظهور                                                      

شناخت پروردگار

یاران مهدی (ع) از کسانی هستند که خداوند را آن گونه که شایسته است، شناخته اند. علی (ع) این شناخت والای خداوند را در ایشان، این گونه توصیف کرده است: «مردانی مؤمن که خدا را چنان که شایسته است، شناخته اند و آنان، یاران مهدی (ع) در آخر الزمان اند.»[1]

امام صادق (ع) ششمین ستارة فروزان سپهر ولایت، قلب های آنان را بسان پولاد دانسته و می فرماید: «آنان مردانی اند که دل هایشان، گویا پاره های آهن است. هیچ تردیدی نسبت به ذات خداوند، قلب هایشان را نیالاید و (قلب هایشان) از سنگ سخت تر است.»[2]

 

شناخت امام زمان (ع)

اگر چه شناخت امام، در هر زمان، بر پیروان لازم و ضروری است؛ ولی چیزی که شناخت رهبر آخرین را از اهمیتی دو چندان برخوردار می سازد، شرایط ویژة آن است؛ ولادت پنهان، زیست پنهان و امتحانات سخت و دشوار بر حساسیت و سختی این معرفت افزوده است.

کسی که می خواهد از یاران حضرت مهدی (ع) باشد، ناگزیر می بایست قدم دوم را نیز ثابت و استوار بردارد و شناخت آن حضرت را در رأس برنامه های خود قرار دهد؛ به گونه ای که حاصل این معرفت و شناخت، آن باشد که آن حضرت را همواره ناظر و شاهد اعمال و رفتار خود بداند.

یاران مهدی (ع) امام خویش را به بهترین وجه می شناسند و این شناخت آگاهانه، در تمامی وجودشان رسوخ کرده است. بنابراین، یار مهدی شدن، بدون شناخت آن حضرت امکان پذیر نخواهد بود.

در روایات فراوانی چنین آمده است: «هر که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد، مرگش مرگ جاهلیت باشد»[3] و هر کس از دنیا رود، در حالی که آشنا به امام خویش باشد، همانند کسی است که در خیمة قائم (ع) در خدمت آن حضرت باشد.[4]

 

اطاعت محض از خداوند و اولیای او

پس از شناخت خداوند و امام زمان (ع) نوبت عملیاتی ساختن اعتقاد و تبلور حقیقی آن، در اطاعت محض از آن انوار پاک است.

همسو کردن رفتارها و نیت ها و جهت گیری ها طبق خواست رهبر، از مهم ترین ویژگی های رهروان است.

اگر کسی در مرحلة شناخت، تا حدّ ممکن معرفت کسب نمود، در مرحلة اطاعت نیز دچار تردید نخواهد شد؛ حال آن که اگر کسی در آن مرحله، دچار تردید و نقصان شد، در مرحلة اطاعت، هرگز پیرو خوبی نخواهد بود. اطاعت از امام از جنس اطاعت از خداوند متعال است.

 

انتظار راستین

باور داشتن انتظار راستین که اساس شخصیت یاران مهدی (ع) را شکل می دهد، پیشینه ای بس طولانی در تاریخ شیعه دارد. اگر چه این انتظار حیات بخش، در فرهنگ ها و ادیان گذشته نیز مورد توجه و اهتمام بوده است؛ ولی آن گاه به خود جهت گرفته و مصداق یافته که آخرین فرستادة الهی، بر بام نبوت بانگ بر آورده و انسان ها را به روزگاری سراسر نور نوید داده است؛ دنیا به پایان نرسد؛ مگر این که امت مرا مردی رهبری کند که از اهل بیت من است و به او مهدی گفته می شود.

اکنون قرن ها از آن بانگ ملکوتی می گذرد؛ ولی همچنان طنین دلنشین و امید بخش آن ندای ملکوتی، در گوش انسان هاست و این بشارت بزرگ، زندگی مردمان را در عصر پایدار و بلند انتظار، با تاریخی روشن از نمودها و جلوه های فکری و عملی، روز به روز، به آن دروازة روشنایی نزدیک تر می سازد.

آن چه در این ره یافت از ارزشی بس بلند برخوردار است، زمینه سازی برای ایجاد آن حکومت موعود است؛ اگر چه زمان برپایی آن، از اسرار الهی و تنها در ارادة خداوند است.

انتظار به معنی چشم به راه بودن و درنگ کردن، به امید پیشامدی خاص و به بیان دیگر، کیفیتی روحی است که موجب به وجود آمدن حالت آمادگی برای چیزی است که انتظار دارند و ضد آن، یأس و ناامیدی است.

عالمان بزرگ، انتظار را یکی از وظایف مهم مردم در عصر غیبت و عنصری اساسی در زمینه سازی و حفظ روحیة مناسب، برای درک زمان ظهور، ذکر کرده اند و همواره مؤمنان را به رعایت این وظیفة خطیر با گفتار و کردار، ترغیب می کردند.

دربارة انتظار فرج و ارج و اهمیت آن، احادیث فراوانی از پیشوایان معصوم (ع) روایت شده است. پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: «برترین کارهای امت من، انتظار فرج از خدای عزّ و جل است.»[5]

بنابراین، انتظار از نوع عمل و کار است. امام صادق (ع) می فرماید: «هر کس که بخواهد از یاران قائم (ع) شود، باید که منتظر باشد و با خوی های پسندیده عمل نماید و با چنین حالی، منتظر باشد و هرگاه بمیرد و پس از مردنش، قائم (ع) به پا خیزد، پاداش او همچون کسی خواهد بود که در دوران حکومت، آن حضرت را درک کرده باشد.»[6]

در احادیث فراوانی آمده است که انتظار فرج و چشم داشتن به ظهور، باید با مواظبت بر وظایف شرعی و فضایل اخلاقی همراه باشد و آمادگی برای درک ظهور حضرت مهدی (ع) در مفهوم انتظار نهفته است و این، کاملاً با برداشت ناصحیح از انتظار که ثمره اش رخوت و سستی جامعه است، متضاد خواهد بود.

 

آمادگی برای خدمت به مهدی (ع)

آنان که وجودشان سرشار از عشق خداوند و اولیای اوست، اگر عصر ظهور را درک کند، بزرگ ترین افتخارشان خدمت به مهدی آل محمد (ع) خواهد بود.

شاید باور کردن این سخن مشکل باشد که رئیس مذهب شیعه که هزاران دانشمند، زانوی ادب و دانشجویی در محضر کلامش بر زمین می نهادند و شاگردان ادبستانش، عقابان تیز پرواز آسمان اندیشه و علم بودند، آن گاه که نام آخرین ذخیرة الهی را نزدش برده می شود، با حسرتی برآمده از عمق جان و آرزویی بی مانند، آهی از نهاد برآورده، می فرمود: «اگر او را درک کنم، در تمام روزهای زندگانی ام، خدمت گزار او خواهم بود.»[7]

هر کس که بخواهد در آن روزگار، خدمت به آن حضرت نصیبش گردد، می بایست در دوران غیبت، خدمت به آن حضرت و یاران او را سرلوحة کارهای خود قرار دهد. بی تردید، خادمان دوران ظهور، همان خادمان دوران غیبتند و خشنود کردن آن حضرت، با هر رفتاری که انجام شود، بزرگ ترین خدمت به اوست؛ همان گونه که نگران ساختن و اذیت و آزار وی، با رفتاری ناشایست، خیانتی بس عظیم است. پس یک منتظر راستین و علاقه مند به حضرت مهدی (ع) می بایست تمامی لحظه های زندگی اش را در خدمت به او سپری کند.

اگر چه آزمایش های دینی برای همة ایمان آورندگان، در همة زمان ها، قانونی الهی است، اما در عصر غیبت، تمامی عوامل دست به دست هم داده، این آزمایش را به کمال خود رسانده است. در این دوران است که نگه داشتن دین، بسیار دشوار است و بیشتر مردم، به انگیزه های گوناگون، ایمان دینی خویش را در زندگی از دست می دهند و دین را کنار می گذارند.

گسترش زمینه های ناباوری، افزایش انگیزه های انحراف و گریز از دین و ستیزه جویی های دشمنان با دین داری، از مهم ترین عوامل این آزمایش است.

آنان که در این گرداب های ترسناک، دین خود را حفظ می کنند، از شأن و رتبه ای بس رفیع برخوردار خواهند بود.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «ای علی، بزرگ ترین مردمان در ایمان و یقین، کسانی هستند که در واپسین روزگار می زیند؛ پیامبرشان را مشاهده نکرده، امامشان پنهان است؛ پس، به سبب خواندن خطی بر روی کاغذ ایمان می آورند.»[8]

انسان این دوران، برخلاف انسان معاصر پیامبر (ص)، از تمامی دریافت های حسی به دور است و تنها بر اساس درک عقلی و تاریخی، پیامبر (ص) و ائمه (ع) را می شناسد و به رسالت و امامت آنان ایمان می آورد.

امام سجاد (ع) در این باره می فرماید: «به درستی که مردمان زمان غیبت مهدی (ع) که امامتش را باور دارند و منتظر ظهور اویند، از مردمان همة زمان ها برترند؛ زیرا چنان عقل ها، فهم ها و شناخت آنان قوت بخشیده شده که غیبت نزد آنان، همچون دیدن باشد ... آنان به حق، اخلاص ورزانند.»[9]

موفقیت در این آزمایش، نیازمند بینشی است که انسان دین دار، در پرتو آن بتواند در برابر تحریف ها، شبهه ها و تردیدها، دین خود را حفظ کند و با هیچ یک از عوامل انحراف، خلوص دینی و دین داری خود را در فکر و عمل، از دست ندهد که اگر چنین شد، مصداق این سخن رسول گرامی اسلام (ص) خواهد بود که می فرماید: «به زودی پس از شما کسانی می آیند که یک نفر آنان، پاداش پنجاه نفر از شما را دارد.» گفتند: ای رسول خدا! ما در جنگ بدر، احد و حنین، در رکاب شما جهاد کردیم و دربارة ما آیة قرآن نازل شده است. پیامبر (ص) فرمود: «اگر آن چه از آزارها و رنج ها که بر آنان می رسد، بر شما آید، بسان آنان شکیبایی نخواهید داشت.»[10]

پایداری بر دین در روزگار غیبت، به تحمل سختی ها، ترس ها، محرومیت ها، تنگناهای مادی خلاصه نمی شود؛ بلکه تحمل فشارهای سخت روحی و معنوی نیز بر آن ها افزوده می گردد و اگر دین داری با صبر و شکیبایی درست و آگاهانه ای توأم نباشد، به تدریج، نا امیدی ها روی می آورد و باور را از روح و فکر می زداید.

 

 

منبع: کتاب زمینه سازان ظهور، انتشارات آستان قدس رضوی.

 

پی نوشت‌ها:



[1]. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 229.

[2]. همان، ج 52، ص 307.

[3]. شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 409.

[4]. غیبت نعمانی، ص 345.

[5]. کمال الدین و تمام النعمه، ص 646.

[6]. غیبت نعمانی، ص 200.

[7]. همان، ص 245.

[8]. همان، ج1، ص 288.

[9]. همان، ج1، ص 319.

[10]. کتاب الغیبة، ص 456.

نظر ها

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

ثبت نظر

نام

ایمیل

وب سایت