30

همدلی و همزبانی در اقتصاد اسلامی

گردآوری: واحد پژوهش مدرسه علمیه حضرت رقیه(س)

مقدمه

اتحاد را باید با آفرینش انسان و پا گذاشتن او به این کره خاکی همزاد دانست. قرآن در سوره بقره آیه 213 «كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَة...» به صراحت از یگانگی نخستین مردم سخن به میان آورده و اختلاف در مقابل اتحاد را امری عارضی می‌شناسد که در پی آن، بعثت پیامبران و ارسال کتابهای آسمانی ضرورت یافته است. وحدت و اتحاد از جمله مباحثی است که قرآن کریم به آن اشاره نموده است و پیامبر و اهل بیت(ع) نیز مردم را به آن دعوت می‌نمودند و عقل نیز از حامیان و مدافعان آن به شمار می‌آید.

همگرایی و وحدت یکی از پیش فرض‌های توسعه و پیشرفت در همه جوامع می‌باشد و خلاقیت‌ها و شکوفایی استعدادها را که قبلاً امکان ظهور نداشت فراهم می‌سازد. با توجه به پیشرفت روز افزون دانش‌های بشری، ارتباطات شگفت انگیز عصر حاضر، پیچیدگی‌های زندگی اجتماعی و تحولات پیش‌بینی ناپذیر عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و... با توجه به تهاجم همه جانبه غرب و ترفند تفرقه انداختن دلهای مسلمین، انسجام و وحدت از ضرورت‌ها و نیازهای اساسی به شمار می‌آید، چراکه هم آوایی و هماهنگی می‌تواند رشد و بالندگی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، دینی و... را به ارمغان آورد و بسترهای نفاق و کینه توزی را برچیند و زمینه تکامل و سعادت معنوی را فراهم کند.

معنا و مفهوم همدلی و وحدت

همدلی به معنای اتحاد، اتفاق، سازواری، یک رأی، متحد و متفق[1] و همچنین کلمه همدلی به معنای وفاق، یکدلی، رفیق و متفق الرأی معنا گردیده است.[2]

واژه وحدت از ریشه «وحد» و «یحد» «حده» و «واحدة» گرفته شده است.[3] به گفته راغب «وحدت» از «واحد» گرفته شده و واحد در حقیقت شی است که به طور قطعی جزء ندارد،[4]. و در کاربردهای فارسی نیز یکتایی، یگانگی، یکی، عینیت، اتحاد،[5] را معنا می‌دهد. کلمه وحدت معادل «هم گرایی» یا نزدیک به آن است.[6]

همدلی، نیرویی توانمند برای محقق ساختن اهداف و برنامه‌های سازمان و کارآمدترین دلیل برای پیشبرد رشد شخصی و روابط انسانی و ارتباط با دیگران است. در یک سازمان، با نیروی همدلی می‌توان بسیاری از گره‌های پیچیده را گشود، بسیاری از غیر ممکن‌ها را ممکن ساخت و راههای دشوار کار و فعالیت و تحقق اهداف و برنامه‌ها را پیمود.

همدلی را می‌توانیم توانایی درک فرد مقابل به همان اندازه که او خود را درک می‌کند تعریف کنیم. همچنین همدلی به معنای توانایی درک طرف مقابل، به همان ظرافتی است که او خود را درک می‌کند.

وفاق و وحدت و همگرایی، اساس یک زندگی مثبت اجتماعی را تشکیل می‏دهد که اضمحلال آن موجب بی‌سازمانی، فروریزی ساخت جامعه و از هم پاشیدگی حیات اجتماعی می‏شود.[7]

هم گرایی و وحدت یکی از پیش فرض‌های توسعه و پیشرفت در همه جوامع است. خلاقیت‏ها و شکوفایی استعدادها را که پیش‏تر امکان ظهور نداشت، فراهم می‏سازد. و آرامش و امنیت و آسودگی خاطر را که لازمه هر موفقیتی است به ارمغان می‏آورد.

در نگرشی فراخ‏تر و با چشم‏اندازی وسیع‏تر می‏توان گفت: هم گرایی و هم آهنگی میان اجزاء و پدیده‏های هستی و پیروی نظام طبیعت و تکوین، از قانونی واحد و سنتی فراگیر و ضرورت تسرّی آن به عالم تشریع، اقتضا می‏کند که در جامعه بشری نیز این انسجام و هم بستگی در میان عناصر اجتماع و واحدهای بشری رعایت گردد.[8]

در فطرت انسان نیز می‏توان نشانه‏های بسیاری بر هم گرایی و همبستگی، چه با واسطه یا بی‌واسطه یافت؛ از جمله آن که: انسان موجودی است اجتماعی که هویت و پیشرفت همه جانبه خویش را در اجتماع و در تعامل با دیگران جست و جو می‏کند و به شدت از زندگی انفرادی و گوشه گیری و عزلت طلبی گریزان است و این می‏تواند پرده از جمع گرایی و هم بستگی خواهی بردارد و ماهیت او را آشکارتر سازد.[9]

انسان در عمق فطرت و درون خویش، خواهان پیشرفت و تکامل بوده است تا جایی که تمامی تلاش‏ها و کوشش‏های وی تا اندازه‏ای متأثر از این گرایش درونی اوست، هرچند در تشخیص نمونه‏ها و مصادیق عینی آن ممکن است دچار اشتباه گردد. از سویی او به نیکی دریافته است که دست یابی به تکامل و پیشرفت در همه جوانب و عرصه‏ها، جز در سایه وحدت و همگرایی و همدلی و بهره‌گیری از کلیه نیروها و استعدادهای موجود قابل انجام نیست، از این رو شاید بتوان وحدت گرایی انسان را انعکاس و تابعی از کمال جویی او و میل به پیشرفت وی دانست.

برجسته‏ترین و نمایان‏ترین وجهه درونی و فطری انسان، عشق و پرستش خدای یکتا و یگانه‏ای است که کمترین نشانه‏ای از تکثر را برنمی تابد، از این رو طبیعی است که انسان به عنوان سرآمدترین آفریده وی، که می‏بایست صفات و نشانه‏های او را به نمایش گذارد، باید در جهت وحدت و هم دلی همه بشریت به عنوان یک واحد واقعی و به هم پیوسته و نشان دادن تصویری صریح و گویا از سازگاری اجتماعی و هم گرایی دینی و ملی بکوشد و از واگرایی و چندگانگی دوری ورزد: چراکه یگانگی اجتماعی می‏تواند پرتوی از یگانگی پدیدآورنده هستی را نشان دهد.[10]

وحدت [و همدلی] گاه سیاسی است؛ آن گونه که گروهی در برابر فزون طلبی‏های بیگانگان و قدرت‌های سلطه‌جو یگانه باشند و از منافع خود صیانت کنند. گاه اخلاقی است؛ آن سان که آحاد مردم می‏بایست از دروغ و تزویر و کینه ورزی دوری جسته، خیرخواه هم باشند و در جهت تقویت و استحکام ارزش‌های اخلاقی در میان خود بکوشند و خوش بختی و نیک فرجامی یک دیگر را بجویند، گاه اجتماعی است؛ چنان که عناصر یک جامعه و آنان که در محیط واحدی می‏زیند در فعالیت‌های اجتماعی و کارهای گروهی، پشتیبان یک گروه بوده و با بهره‏گیری از قابلیتهای موجود و توانایی‏های همدیگر، فعالیتهای جمعی خویش را سامان دهند... زمانی نیز عاطفی است از این باب که انسانها از آن جا که از پدر و مادری واحد پدید آمده‏اند و اساس و ریشه آنان مشترک، می‏بایست صمیمیت و خویشاوندی بیشتری را احساس نمایند و خود را در غم و شادی و رنج و آسایش یک دیگر شریک بدانند، آن گونه که خویشاوندان نزدیک چنین‏اند.[11] و گاه اقتصادی است. یعنی مسلمانان با پیروی از قوانین و دستورات دینی خود، می‌توانند کمک شایانی به اقتصاد کشور خود داشته باشند از جمله توجه در مصرف و پرهیز از اسراف و تجمل‌گرایی، صرفه‌جویی و درست مصرف کردن همه‌ی امکانات، تلاش برای تولید بهتر و با کیفیت، پرداخت حقوق شرعی مثل خمس و زکات و... و از جانب دولت هم حمایت‌هایی این زمینه لازم است، مثلاً حمایت از تولید داخلی، فراهم کردن مکان‌هایی برای خرید و فروش تولیدات داخلی، واگذاری بسیاری از بخش‌ها به خود مردم و...

انسانها در عین تفاوتهای آشکار ظاهری و درونی که لازمه تکامل و پیشرفت بوده؛ و افزون بر آن، از نیازمندی و وابستگی ذاتی و عمیق آنان به یک دیگر حکایت دارد، به حکم نازک بینی‏ها و دوراندیشی‏های عقلانی و به منظور دست یابی به پیشرفت و تکامل همه جانبه می‏بایست راه هم گرایی را در پیش گرفته و با تکیه بر عقل و خرد خویش و بهره گیری از مشترکات موجود، موانع دشوار احتمالی را پشت سر نهاده، جامعه‏ای سرشار از انس و الفت و پیراسته از هر گونه اختلاف و جدایی بنا نهند.

«آشکار است که هیچ کدام از گونه‏های یاد شده نمی‏تواند وحدتی پایدار و تمام عیار را در جامعه پدید آورد. زیرا برخی از نظر عملی غیرممکن و برخی دیگر ضمن آن که وحدتی سست و لرزان پدید می‏آورد، در برابر عوامل قوی‏تر از خود نیز، همان وحدت نیم بند را آسیب پذیر و ناپایدار می‏سازد و شماری هم تابع شرایط متغیر جامعه و جهان خواهد بود که با تغییر شرایط و دگرگونی متغیرهای موجود، خود به خود آن هم گرایی در معرض تهدید و زوال قرار گرفته و به آسانی از میان خواهد رفت. از این رو در منابع دینی بهترین هم گرایی را آن دانسته‏اند که بر پایه دیانت و معنویت و باورهای اعتقادی شکل گیرد، زیرا این نوع هم گرایی، هم می‏تواند مستحکم و پایدار باشد و هم از ضمانت اجرایی لازم و پشتوانه ریشه‌دار که همان وجدان اخلاقی و باور دینی مردمان است بهره مند باشد. افزون بر آن، انسانها به خاطر آرمان‏های خویش، گذشت و فداکاری بیشتری از خود بروز داده و پای بندی استوارتری در راه هم بستگی نشان خواهند داد.»[12]

از آن جا که انسانها سلیقه‏ها، اندیشه‏ها و باورهای گوناگون دارند و به گونه‏ای طبیعی، اختلاف دیدگاهها و سلیقه‏ها، مایة جدایی و دوری آنان از یک دیگر گشته و بر سر راه به هم پیوستگی و درهم تنیدگی آنان موانعی پدید می‏آورد، از این رو برای بقا و ماندگاری اجتماع و پیشگیری از نابسامانی و فروپاشی آن، رشته‏هایی که باعث پیوند و ارتباط فزون‏تر انسانها با هم شود لازم است.[13]

از مهم‌ترین عوامل پیروزی در برابر دشمنان، انسجام و به هم پیوستگی صفوف در میدان نبرد است، نه تنها در نبردهای نظامی که در نبرد سیاسی و اقتصادی نیز جز از طریق وحدت و همدلی کاری ساخته نیست. در حقیقت قرآن، دشمنان را به سیلاب ویرانگری تشبیه می‏کند که تنها با سد فولادین آنها را می‏توان مهار کرد، تعبیر به «بنیان مرصوص» در آیه 4 سوره صف، «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ» «خدا آن مؤمنان را که در صف جهاد کافران مانند سد آهنین همدست و پایدارند بسیار دوست می‌دارد» جالب‏ترین تعبیری است که در این زمینه وجود دارد. در یک بنا یا سد عظیم هر کدام از اجزاء نقشی دارند ولی این نقش در صورتی مؤثر می‏شود که هیچ‏گونه فاصله و شکاف در میان آنها نباشد و چنان متحد گردند که گویی یک واحد بیش نیستند، همگی تبدیل به یک دست و یک مشت عظیم و محکم شوند که دشمن را در هم می‏کوبد و متلاشی می‏کند.[14]

اسلام به عنوان مکتبی جامع، همه سو نگر و خردگرا، با آموزه‏های بی‌شمار اجتماعی و انسانی، نمی‏تواند در امری که عزت و سربلندی مسلمین با آن پیوندی وثیق و استوار دارد، بی‌تفاوت باشد، از این رو در آیات و روایات فزون از شمار، هم‏گرایی اسلامی مورد تأکید و توجه جدی قرار گرفته، چنان‌که در سیره عملی پیشوایان دینی نیز می‏توان اهتمام آنان را به این موضوع به وضوح یافت.[15]

به نظر می‌رسد چنانچه بخواهیم در یک کشور "همدلی" ایجاد شود، باید فضایی ایجاد کنیم که هم ملت بتوانند خود را به جای مسئولین و دولت بگذارند و آنان را درک کنند و هم مسئولین بتوانند تا به درون ملت راه یابند و مسایل و امور را از دید آنان ببینند و به موضوع‌هایی که برای ملت و مردم اهمیت دارد، به همان اندازه توجه کنند که آنان توجه دارند.

"همدلی" دولت و ملت و درک آنان از یکدیگر و شناخت و آگاهی نیازهای یکدیگر و پاسخگویی مناسب به این نیازها، می‌تواند این فرصت را برای افراد فراهم آورد که دارای افق دید گسترده‌تر باشند و کشور را یاری می‌رساند تا نسبت به دستیابی به اهداف و برنامه‌هایش حساسیت ژرف‌تر و بیشتری داشته باشند.

اما برای ایجاد فضای همدلی، "صداقت" ضرورتی انکارناپذیر است. صداقت یعنی شخص به راستی آن چیزی باشد که هست، بدون اینکه خودنمایی کند. نکته مهم این است که مسیر همدلی و صداقت، مسیری دوسویه است که نباید انتظار داشت صرفا ملت با دولت همدلی کنند و یا صرفا دولت با ملت همدلی کنند.

پس برای ایجاد فضای " همدلی " در سازمان، هم دولت و هم ملت باید صادقانه و به دور از هرگونه خودنمایی کاذب، خود را به جای یکدیگر گذاشته و درک و احساس صحیحی از یکدیگر داشته و نسبت به آن واکنشی به موقع و مناسب نشان دهند.

مقام معظم رهبری در بیانات در دیدار با مداحان می‌فرمایند:

«همدلی لازم است؛ همدلی را باید به‌وجود آورد؛ همدلی را باید رشد داد. این توصیه‌ی من به همه است. الان فرصت خوبی است برای همدلی؛ یک عدّه‌ای مخالفند، یک عدّه‌ای اعتراض دارند؛ خیلی خب، مسئولین ما که مردمان صادقی هستند، مردمان علاقه‌مند به منافع ملّی‌اند، بسیار خب، یک جمعی از مخالفین را- از آن افرادی را که شاخصند- دعوت کنند، حرف‌های آنها را بشنوند؛ ای بسا در حرف‌های آنها یک نکته‌ای باشد که این نکته را اگر رعایت کنند، کارشان بهتر پیش برود؛ اگر چنانچه نکته‌ای هم نبود، آنها را قانع کنند؛ این می‌شود همدلی؛ این می‌شود یکسان‌سازی دلها و احساسها، و به تبع آن عمل‌ها. به نظر من بنشینند، بشنوند، بحث کنند. حالا ممکن است بگویند.»[16]

اهمیت و ارزش وحدت و همدلی

اختلاف همچون موریانه، جامعه را از درون می‏خورد و ناتوان می‏سازد.[17] و همه می‏دانیم برای ادامه حیات جمعی و تثبیت هویت ملی و استقلال، راهی جز وحدت و هماهنگی در حرکتهای عمومی نداریم. اسلام دینی است که اساس برنامه‏های خود را به روشنی برپایه جمع گرایی نهاده و عنوان امت را برای پیروان خود برگزیده، تا با زبانی گویا و رسا جمع گرایی و اتحاد مسلمانان را اعلام دارد.[18]

چنانچه حضرت امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه خود در قبال ناسپاسی از این نعمت عظیم الهی چنین فرموده‏اند: «وَ عَلَيْكُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ وَ إِيَّاكُمْ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّقَاطُعَ لَا تَتْرُكُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَيُوَلَّى عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا يُسْتَجَابُ لَكُمْ»[19]: بر شما باد به پیوستن با یکدیگر و بخشش همدیگر مبادا از هم دوری گردانید و پیوند دوستی را از بین ببرید امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدهای شما بر شما مسلط می‏گردند آنگاه که هرچه خدا را بخوانید جواب ندهد.

قرآن در آیات بی‌شماری بر ارزش بی‌بدیل و ذاتی وحدت و هم گرایی دینی تأکید کرده، هم بستگی نیروها و عناصر دخیل و مؤثر در هر جامعه‏ای را عامل موفقیت آنان دانسته، و فرجامی سیاه و تیره را برای جوامع غیر هم سو و ناسازگار با یک دیگر پیش بینی نموده است.

بسیاری از آن چه در سنت ستایش شده مانند: تعاون و همیاری، اصلاح ذات البین، معاشرت نیکو، راستی و امانت داری، تغافل، سلام کردن، مصافحه، معانقه، عیادت، تشیع جنازه، رعایت عدل و انصاف، برآوردن نیاز مؤمنان و شماری از عناوین دیگر، یا مواردی که از آنها نکوهش شده چون سوء ظن، تجسس، جدال، عصبیت، نیرنگ و تزویر، غیبت، ستم و تجاوز، حسد و کینه و تهمت و بهتان، سخن چینی و سرکشی، استهزاء و سرزنش، حرام خواری و پرده دری و ده‏ها مورد دیگر بدون تردید یکی از علل آن را باید در تأثیر موارد یاد شده در الفت و همبستگی و یا گسست و بدبینی جست و جو نمود.[20]

همدلی و وحدت از منظر عقل

از آن جا که عقل و خرد بهترین ارزیاب و نیکوترین وسیله سنجش زشتی‏ها و زیبایی‏ها و دوستی‏ها و دشمنی‏ها در باب روابط انسان‏ها و حدود و قلمرو آن به شمار می‏رود و از سویی دوراندیشی و حکمت نگری و ظریف سنجی را نیز در شناخت‏ها و داوریهای خویش از یاد نبرده، عنان اختیار را به دست عواطف و احساسات و داوری‏های سطحی و عجولانه نمی‏سپارد، در این صورت به خوبی آشکار است که فقدان عقلانیت[21] و داشتن دیدگاه‌های تنگ نظرانه و تحجّرآمیز و برآمده از احساسات کور و شتاب زده، تا چه اندازه می‏تواند برای هم بستگی زیان‌بار و فاجعه‌آمیز باشد و آن را با خطر و تهدید روبه رو سازد.

برپایه استدلال قرآن افراد جامعه خردورز با هم اختلاف ندارند چنانکه ممکن نیست اهل اختلاف خردورز باشند زیرا انسان با عقل نظری می‏اندیشد و با عقل عملی کار می‏کند و از نظر اندیشه روشن است که علل و عوامل طبیعی و اعتباری سند افتخار نیست و تنها مایه برتری افراد نزد خداوند تقواست که آن هم تواضع می‏آورد نه برتری‌جویی و فرومایگی. از نظر انگیزه و عقل عملی که انسان را به عبودیت و تحصیل بهشت فرامی‌خواند دلیلی براختلاف و تفرقه وجود ندارد بنابراین کسی که در تحلیل مسائل علمی و نظری زمینه نزاع و اختلاف را فراهم می‏کند عقل نظری ندارد چون قرآن کریم راه اختلاف را بسته است و اگر پس از فهمیدن حقیقت از هوی و هوس دست برنمی‌دارد عقل عملی ندارد چون خداوند از پیروی هواهای نفسانی نهی کرده است.[22] بنابراین به هر میزان در برخوردها و تصمیم گیریها و نیز رویدادها و فراز و فرودهای پیش رو، برای عنصر عقلانیت و منطق نقش و جایگاه برجسته‏تری در نظر گرفته شود، به همان میزان می‏توان از بحران‏ها و اصطکاک‏های اجتماعی فروکاست و آسیب‏های هم بستگی را به کمترین حد آن تنزل داده، زمینه وفاق را فراهم ساخت.[23]

عوامل اخلاقی در ایجاد همدلی و وحدت

خداوند متعال نیز الفت و مهربانی را نعمت‌هایی عظیم برشمرده است که تمسک به آن در سایه مهر و لطف الهی انسانها را به سرمنزل مقصود نزدیکتر می‏نماید. راهها و مسیرهای جدای از هم را چنان به یکدیگر معطوف می‏دارد که گویی اصلاً جدایی و انفکاکی فی مابین موجود نبوده است. از جمله عوامل اخلاقی که موجب وحدت و همدلی می‌شود می‌توان به این موارد اشاره نمود:

الف: محبت: حب و علاقه و مهرورزی واژگانی در خور تعقل و تفکر می‏باشد، «التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ[24]: دوستی کردن نیمی از خردمندی است.» محبت و الفت ورزی از جانب خداوند می‏باشد یعنی چنان چه اگر انسان اراده نماید نمی‏تواند ایجاد الفت کند لذا خداوند سبحان است که الفت و مهرورزی را ایجاد می‏نماید.

امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرمایند: «فَإِنَّ اللَّهَ قَدِ امْتَنَّ عَلَى جَمَاعَةِ هَذِهِ الْأُمَّةِ فِيمَا عَقَدَ بَيْنَهُمْ مِنْ حَبْلِ هَذِهِ الْأُلْفَةِ الَّتِي يَنْتَقِلُونَ فِي ظِلِّهَا وَ يَأْوُونَ إِلَى كَنَفِهَا بِنِعْمَةٍ لَا يَعْرِفُ أَحَدٌ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ لَهَا قِيمَةً لِأَنَّهَا أَرْجَحُ مِنْ كُلِّ ثَمَن...»[25]

خداوند بر این امت منت نهاد که پیوند الفت و اتحاد، بین آنان ایجاد نمود که در سایه‌اش زندگی کنند و در پناهش آسایش گزینند، الفت و اتحاد نعمتی است که احدی نمی‏تواند بهایی برایش تعیین کند، زیرا از هر بهایی افزونتر و از هر گرانقدری، گرانقدرتر است.

ب: رعایت ادب و احترام: یکی از طرق ایجاد همدلی و همزبانی، رعایت ادب در کلام است، به نحوی که احترام طرف بحث لحاظ گردد و از سخنان گوینده، جسارت و اسائه ادب استشمام نشود که سخن گوینده هرچند قرین حق و عدالت باشد، هرگاه در قالب سرزنش و خشونت القا گردد، مطلوب و مقبول نیفتد و شاید صلح و صفا را بر هم زند و ایجاد تیرگی و کدورت نماید.[26]

ج: صبر و شرح صدر: نقش صبر در همدلی و اتحاد بر هیچ فرد منصفی پوشیده نیست. انسان صبور روح بزرگش اجازه نمی‏دهد که باعث فتنه انگیزی شود و تفرقه و جدایی را تزریق نماید چه اینکه طرف مقابلش فرد، جامعه، کشور و دولت و یا مذهب باشد. اگر ملت بتوانند این روحیه را داشته باشند که نکات قوت را ببینند و بزرگ کنند و نقایص و کاستی‏ها را نیز نادیده نگیرند ولی آنها را بزرگ نمایی نکنند و به مشکلات لاینحل تبدیل نسازند، بلکه با انتقادات سازنده و ارائه راهکارهای اساسی و صحیح و توأم با دلیل و استدلال در پی علاج آنها باشند و در مقابل کاستی‏ها و مشکلات از خودشان صبر و شکیبایی نشان دهند، قطعاً به پیروزی دست خواهند یافت.[27]

د: حسن معاشرت: برخورد نیک و حسن ظن نسبت به اطرافیان محبت‌ها را افزون می‏کند و مهر در قلب‌های یکدیگر را تثبیت می‏نماید باید در برخورد با دیگران به شیوه مدارا و نرم خویی رفتار نمود تا دوستانمان زیاد شوند و دشمنی‌ها به نزدیکی و محبت تبدیل شود تا یکپارچگی و هماهنگی و صمیمیت عامل تقویت کننده وحدت مسلمین باشد.

عوامل اجتماعی در ایجاد وحدت و همدلی

اجتماع محدوده وسیع‌تری برای ایجاد وحدت و همدلی می‌باشد. از این رو در این قسمت به عوامل اجتماعی ایجاد و تحقق همدلی و وحدت اشاره می‌گردد.

الف: امر به معروف و نهی از منکر: قرآن کریم همه مؤمنان را برادران ایمانی یکدیگر می‏داند و دستور می‏دهد که برای حفظ این وحدت ایمانی، هرکسی در اصلاح میان برادران دینی بکوشد و کدورتها و اختلافات را بزداید. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُم...»[28]. نظارت عمومی و ولایت مشترک در حدّ امر به معروف و نهی از منکر، یکی از اصولی است که قرآن بر آن تأکید می‏ورزد تا در پرتو آن اختلافات و انحرافات مؤمنان پیش از آنکه به مسئله قضا و داوری در محاکم رسمی برسد و به اجرای حدود یا تعزیرات منتهی گردد، با وساطت و دخالت مؤمنان دیگر حل شود.[29]

ب. عدالت: توجه به عدالت اجتماعی رفع تبعیض‌ها را به دنبال دارد. به عبارت روشن‏تر تحقق وحدت و انسجام ملی مستلزم رفع تبعیض اقتصادی است و تبعیض اقتصادی از موانع تحقق وحدت ملی است. توزیع عادلانه ثروت به تحقق عدالت اجتماعی مدنظر قرآن و اسلام، منجر می‏شود و این امر وحدت اجتماعی را به وجود می‏آورد.[30]

آثار اتحاد و همدلی در فرهنگ اسلامی

1- سعادت: یکی از راههای رسیدن به سعادت و نیک بختی متمسک شدن به بیرق یکدلی و همرنگی است همبستگی در پرتو دستورات الهی پیشتوانه محکم و استواری برای دفاع از حق و دفاع از اسلام ناب محمدی است که سعادت را به همراه دارد.

2- پیشرفت علمی: پیشرفت‏های حاصله در شبیه سازی و سلولهای بنیادی در علوم پزشکی، تلاش و کوشش خستگی ناپذیر دانشمندان ایرانی در استفاده صحیح و مسالمت آمیز از انرژی هسته‏ای و ساخت نیروگاهها و سدها و صدها مورد دیگر از طرح‏های عمرانی در واقع حاصل وحدت و اتحاد ملی است که ملت بزرگ ایران در سایه آن به این پیشرفت‏های بزرگ دست یافته‏اند و امروز دشمن و استکبار جهانی به خاطر همین موفقیتها که چشم دیدن را ندارند سبب شده دور هم جمع شوند و با فتنه انگیزی و برپاکردن جنجال و هیاهو جلوی پیشرفت ملت بزرگ ایران را بگیرند.

دشمن هر روز سعی بر ایجاد مانع جدید بر سر راه ملت ایران داشته است با کینه و عنادورزی خواسته است تا استقلال ملت ایران را گرفته و به خود وابسته نماید لذا تمام تلاش خود را می‏کند که مانع پیشرفت علمی و تکنولوژی‏های هسته‏ای این کشور شود. عبور از این موانع و بحران‏ها به اتحاد و انسجام و وحدت و همدلی تمام مردم نیاز دارد و ملت فارق از گرایشات سیاسی و قومی و قبیله‏ای باید در کنار همدیگر دوش به دوش هم برای احقاق حقوق مسلم خود تلاش کنند.[31]

3- برکت و فزونی نعمت: اگر ملتی توانست وحدت و یکپارچگی خود را حفظ کند و با اتحاد و همدلی در کنار هم زندگی مسالمت آمیزی را دنبال کند، نعمتها به سوی آنها سرازیر خواهد شد. در سایه وحدت و همدلی مردم با درک همدیگر و رعایت انصاف می‏توانند منشأ خیرات و سود رسانی به یکدیگر باشند.

4- حفظ قدرت و هیمنه: از دست آوردهای مهم همدلی و اتحاد ملی «توان و قدرت» ملت و دولت اسلامی است، اگر مردم با همدیگر دست برادری دادند صاحب توان و قدرت بی‌نظیر می‏شوند، و خداوند هم آنها را یاری می‏نماید... اگر ملتی دست برادری و تعامل و همکاری سوی هم دراز کردند، در مرحله اول خودشان از ثمرات شیرین وحدت و همدلی بهره مند خواهند شد.[32] ملتی که وحدت داشته باشد در مقابل تمام قدرتها ایستادگی کند، ملتی که همدلی داشته باشد دشمنان نمی‏تواند او را مغلوب سازند، وحدت و همدلی سلاحی است که در دنیای امروز با هر سلاح پیشرفته و مدرنی مقابله می‏کند و پیروز می‏گردد.[33]

وقتی در جامعه‌ای، افراد، برای تحقق اهداف و آرمان‏های مشترکشان همدلی و وحدت داشته باشند و حاضر باشند از بعضی انگیزه‏های فردی، در جهت حفظ منافع اجتماعی و تحقق وحدت اجتماعی دست بکشند، باعث استحکام و استواری نظام کشور می‏گردد.[34]

5- پیروزی: اتحاد رمز پیروزی ملت‌ها بر مشکلات، و پیشرفت آنان در مسیر کمال است؛ و اصولاً کار جهان، بر محور «پیوند و اتحاد» می‏گردد. جوی‌های کوچک که به هم می‏پیوندند، رودخانه‏ای عظیم را می‏سازند که دریا را- با همه وسعت و گستردگی- سیراب می‏کند و اجتماع قطرات آب، مخزن بزرگ سد را می‏سازند که قوی‌ترین مولد برق است و نیز با آب آن می‏توان هزاران هکتار زمین را زیر کشت برد و «انقلابی سبز» به راه افکند. امروزه مشکلات بزرگ ملی و جهانی، در مجامع عمومی و از طریق اجتماع و تبادل نظر اندیشمندان، حل و فصل می‏شود و اگر عقل و شرع، این همه بر شورا و مشورت تأکید دارند از آن روست که اندیشه تنها و تکرو- چنان که باید- به زوایای پنهان مسئله، راه نمی‏یابد و از برخورد و تضارب میان افکار گوناگون است که برق حقیقت می‏جهد و تاریکی‌ها و ابهامات را روشن می‏کند.[35] وحدت و همدلی سبب غلبه ملت‏هاست اگر ملتی بتواند اتحاد و همبستگی خود را حفظ کند هیچ قدرتی نمی‏تواند او را از پای درآورد ولی اگر دشمن بتواند دو دستگی و اختلاف بین امتی بیندازد، آنها را وادار به تحمل شکست می‏کند و بر آنها مسلط می‏شود. پیروزی در عرصه‏های مختلف داخلی و خارجی در گرو وحدت است.[36]

6- تعامل و همدلی بین دولت و ملت: وحدت و اتحاد ملی سبب خواهد شد ملت با دولت و دولت با ملت تعامل و همکاری داشته باشند، مردم با دیدن کاستی‏ها به جای اینکه لب به اعتراض و سر و صدا بگشایند، در پی راه حل و علاج و کلید حل مشکلات خواهند بود. با درک دولت به یاری آن خواهند پرداخت. در مراسمات ملی که از سوی دولت اعلام می‏شود داوطلبانه شرکت خواهند جست، فشارها و مشکلات را تحمل خواهند کرد. دست در دست دولت برای آبادانی و عمرانی کشور خواهند پرداخت، دولت نیز متقابلاً مردم را بزرگ شمرده و توانش را صد چندان نموده و در مسیر خدمت برای چنین مردمی بزرگ بکار خواهد بست.[37]

مقام معظم رهبری در نوروز 1394 می‌فرمایند:

«آرزوهای بزرگ ما برای ملّت در این سال، پیشرفت اقتصادی است؛ اقتدار و عزّت منطقه‌ای و بین‌المللی است؛ جهشهای علمی به معنای واقعی است؛ عدالت قضائی و اقتصادی است؛ و ایمان و معنویّت است که از همه مهم‌تر و پشتوانه‌ی همه‌ی آن سرفصل‌های دیگر است. به نظر ما همه‌ی این خواسته‌ها و آرزوها دست‌یافتنی است؛ ... ولی شروطی دارد؛ یکی از مهم‌ترین شروط عبارت است از همکاری‌های صمیمانه میان ملّت و دولت؛ اگر این همکاری صمیمانه از دو سو شکل بگیرد، یقیناً همه‌ی آنچه را که جزو آرزوهای ما است دست‌یافتنی است و آثار آن را مردم عزیزمان به چشم خواهند دید. دولت، کارگزار ملّت است؛ و ملّت، کارفرمای دولت است. هرچه بین ملّت و دولت صمیمیّت بیشتر و همکاری بیشتر و همدلی بیشتری باشد، کارها بهتر پیش خواهد رفت. باید به یکدیگر اعتماد کنند؛ هم دولت، ملّت را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمّیّت و توانایی‌های ملّت را به درستی بپذیرد، هم ملّت به دولت که کارگزار کارهای او است به معنای حقیقی کلمه اعتماد کند. من در این زمینه هم توصیه‌هایی دارم.»[38]

اگر در جامعه و کشوری وحدت و همدلی حاکم باشد، آن کشور از نظام قانونمندی برخوردار خواهد بود و قانون در تمام زوایای زندگی مردم حکمفرما خواهد شد و مردم در سایه حاکمیت قانون زندگی شرافتمندانه‏ای را همراه با آزادی و امنیت و آرامش تجربه خواهند نمود، جامعه‏ای که قانون در آن حکمفرما هست، جامعه‏ای پیشرفته، پویا و در حال رشد و ترقی خواهد بود برخلاف جامعه‏ای که در آن از وحدت و همدلی خبری نیست، نفاق، دو دلی و تفرقه در آن موج می‏زند، چنین جامعه‏ای نه تنها از قانون توانمندی برخوردار نیست بلکه اگر قانونی هم داشته باشد در اثر تفرقه و اختلاف میان مردم از احترام قابل توجهی برخوردار نیست؛ و گرفتار قانون گریزی و هرج و مرج می‏باشد و هرکس هر طور خواست برای خودش زندگی خواهد کرد، آرامش و امنیت دیگران مورد تجاوز قرار خواهد گرفت، جهل و خرافات در اثر نبود قانون و هرج و مرج بر سر مردم سایه خواهد افکند.

قانون گریزی ثمره اختلاف و تفرقه است، اگر ملت و دولت، وحدت و همدلی نداشته باشند نمی‏توانند قانون را در جامعه به اجرا درآورند و جامعه متحمل خسارات فراوانی از بی قانونی می‏شود. تفرقه سبب تضعیف قوای مجری قانون می‏شود... جامعه‏ای که از تفرقه دوری گزید و با وحدت و همدلی به سوی رشد و ترقی گام برداشت نشانگر فرهنگ بالای آن جامعه در قانون گرایی و حق گرایی است. مردم متمدن و بافرهنگ همواره از هرج و مرج و قانون گریزی دوری می‏کنند، افراد شرور و بی فرهنگ همواره با قانون مخالف هستند چون رواج قانون جلوی بی بند و باری آنها را می‏گیرد، قانون افراد خلاف کار را بر سر جایشان می‏نشاند، قانون از زیاده خواهی و تجاوز به آزادی و امنیت دیگران جلوگیری می‏کند، اجرای قانون عملی نخواهد شد مگر با وحدت و همدلی مردم با یکدیگر و همدلی آنها با مجریان قانون و دولت اسلامی.[39]

راهکارهای تحقق همدلی و وحدت

در عصر کنونی می‌توان برخی از این عوامل را در ایجاد وحدت مؤثر دانست:

ـ مراجعه به قرآن و سنّت و سیره نبوی و عترت رسول خدا(ص) و معصومین که همواره مسلمانان را به همدلی و  وحدت و همبستگی تأکید کرده‌اند.[40]

- پیروی از حجت درونی که عقل است.[41]

- رعایت اصول اخلاقی و ارزشهای معنوی و احترام در برابر عقاید هر انسانی که خدا را می‌شناسد.[42]

- سعه صدر و تحمل در برابر آراء و برداشتهای مختلف در مسائل نظری و تحمل نظرات مخالف و مدارا با پیروان مذاهب.

- تکیه بر اشتراکات مذهبی و تقویت آن.

- خرافه زدایی و پاک سازی فرهنگ دین باوران از دروغ و پیرایه‌های تفرقه انگیز.

- احیای روحیه خودباوری و نفی غربزدگی حاکم بر اغلب جوامع اسلامی.[43]

- کنترل افراد تندرو که موجب نفاق و تفرقه می‌گردند و انذار دادن به عواقب تشتت به آنها.

- تشویق خانواده‌ها و اقوام و خویشان به پر رنگ‌تر نمودن همدلی و مهرورزی و بشارت دادن به ثمرات آن.

- تقویت اعتماد دولت و مردم نسبت به یکدیگر و حفظ سرمایه‌های اجتماعی انقلاب اسلامی و نظام.

- مبارزه با فساد اداری، رانت خواری، قانون شکنی.

- پیگیری رهنمودها و تحقق منویات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی).[44]

اهمیت همدلی و وحدت در اقتصاد

نگاهی به نام‌گذاری سال‌های اخیر از سوی مقام معظم رهبری نشان از این دارد که عرصه‌ی اقتصادی ضرورت و اولویت اصلی است و هم‌چنان که شاهد گسترش تحریم‌های اقتصادی کشورهای استثمارگر غربی هستیم، محوریت مباحث کشور نیز حول مقابله با این تهدیدها و تحریم‌هاست. شاید تنها راه برون‌رفت کشور نیز از این همه هجمه‌ی بیرونی، صرفاً اتخاذ رویکرد جهادگونه‌ی اقتصادی است و اولین گام این حرکت جهادگونه نیز از راه رونق تولیدات ملی و با اتکا به سرمایه‌های ایرانی میسر است.

کارشناسان متخصص در این عرصه، می‌توان با پیشنهاد راه‌کارهایی برای دولت و مجلس، به امر تولید داخلی و حمایت از آن تسریع بخشند.

راه اصلی برای این که تولید خودش، خودش را قوی کند این است که تولید بر پایه سرمایه‌های انسانی و اجتماعی شکل بگیرد و برای این امر لازم است که دانش داخلی سوار بر تکنولوژی وارداتی شود. برای این که دانش سوار بر تکنولوژی وارداتی شود دولت باید حمایت کند. حمایت در سرمایه گذاری در امر تحقیق و توسعه، بزرگ‌ترین رسالت امروز دولت ایران در سال رونق تولید می باشد. این امر سبب ایجاد سرمایه‌های اجتماعی شده و به تبع آن، تولید از ثمرات مثبتی که کشورهای توسعه یافته از تولید خویش بهره‌مند می‌شوند، بهره‌مند خواهد شد.

ـ از وارد کردن کالاهایی که در داخل کشور تولید می‌شود و نیازی به آن نیست (یعنی اگر حمایت صورت گیرد این کالاها در کشور تولید یا افزایش می‌یابد) و نیز وارد کردن اجناس و کالاهای لوکس و تجملی جلوگیری به عمل آید.

ـ پرهیز از اسراف و تجمل گرایی از سوی مردم و مسئولان سبب می‌شود این ثروت در راه‌ها و مکان‌های دیگری که نیاز به حمایت دارند، مصرف شود.

ـ پرداخت وجوهات شرعی، مالیات‌ها، خمس و زکات از سوی مردم.

ـ خرید تولیدات داخلی با همکاری و مشارکت همه مردم

ـ ایجاد مکان‌ها و بازارهای مخصوص برای عموم با همه نوع جنس و تماما از محصولات داخلی.

ـ توجه به مدیریت اقتصادی حضرت یوسف (ع) می تواند بهترین الگو برای کارگزاران اقتصادی باشد به ویژه درباره راهکارهای آن حضرت (ع) در گردش اقتصادی.

وقتی عزیز مصر قصد داشت به حضرت یوسف پستی دهد، ایشان گفت من را وزیر اقتصاد قرار بده: «قَالَ اجْعَلْنِی عَلَی خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ»[45] گفت مرا بر گنجینه‌های این سرزمین بگمار، چرا که من نگهبانی دانایم. این اصطلاح خَزَآئِنِ الأَرْضِ واژه کاربردی و بسیار زیبایی است و معلوم می‌کند زمین می‌تواند مردم را سیر کند و در اختیار آنها باشد. این زمین دارای خزائنی از جمله نفت، معادن، گاز، محصولات کشاورزی است که با این ذخائر و خزائن می‌توان اقتصاد را به بهترین نحو چرخاند.[46]

با دقت در این آیه متوجه می‌شویم حضرت دو صفت حفیظ و علیم، را برای تصدی این پست بیان می‌کنند. این دو صفت که مبالغه هستند بیان می‌کند "حفیظ" یعنی داشتن دل و دست و دیده پاک، جلوگیری از اسراف و تبذیر و ریخت و پاش و حاتم بخشی و ندانم کاری و امانتداری و "علیم" یعنی اوج دانش و دانایی و تخصص که کارگزاران اقتصادی باید این دو ویژگی را داشته باشند.

ما در دوران تحریم هستیم اما در خزائن کشور که تحریم نیست و دشمن به آنها دسترسی ندارد. خداوند در آیه 15 سوره ملک می فرماید:" هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فی‏ مَناکِبِها وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ ... اوست آن که زمین را همچون چهارپایى رام در اختیار شما قرار داد، پس در اطراف و اکناف آن رهسپار شوید و از رزقى که خدا براى شما مقرّر داشته و شما آن را با تلاش خود به دست مى آورید بهره ببرید.

خداوند در این آیه اشاره می کند که زمین مسخر ما است و در برابر ما مقاومت نمی‌کند و می‌توانیم "فَامْشُوا فی‏ مَناکِبِها" روی کوه‌ها و بلندی‌ها و پستی‌های آن راه رفته، تسلط داشته، حفاری و کشاورزی کنیم و از رزق آن استفاد بریم. درست است که این رزق در آسمان است و از آن نازل می‌شود، اما یک مدیر کاردان با احداث سد آب را مدیریت می‌کند و آب به زمین‌ها منتقل می‌شود و محصول به بار می‌آورد یا به ذخایر آبی تبدیل می‌شود. [47]

این همه زمین و خزائن ارضی با معادن طلا، اورانیوم، فلزات، زاگرس، البزر، چهار نوع آب و هوا در کشور، جنوب گرم، شمال سبز، شهرهای چهار فصل، از همه مهم‌تر و بالاتر 75 میلیون نیروی جوان‌های هوشمند و مایل به تحصیل و آماده کار که می‌تواند با مدیریت صحیح، دارایی ایجاد شود؛ ثروت اینهاست.

بنابراین اقتصاد با تحریم یک فرصتی است طلایی همان اقتصادی که رهبر فرمود مقاومتی و نیاز به ریاضت نیست. ریاضت برای کسانی است که ثروت و خزائن ندارد. برای اروپایی است که نفت ندارد، نیروی جوان ندارد و در حال پیر شدن است. تولید نیروی انسانی چیزی کمتر از تولید ثروت نیست. یک وزیر اقتصاد باید باید زاد و ولد را تشویق کند. نگوید تحریم شده‌ایم و نباید زاد و ولد داشته باشیم: " وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُم‏[48] ... و فرزندان خود را از ترس و بیم فقر نکشید ما شما و آنها را روزی می دهیم "

هر نیروی انسانی به دنیا می‌آید با خود ثروت، انرژی و نشاط که لازمه پیشرفت است، می‌آورد. بنابراین تحریم، تهدید نیست بلکه فرصتی است که دولت جدید می تواند از آن استفاده کند یعنی به زمین و به آمادگی آن نگاه کنند بسنجند تا چه اندازه چقدر می توانند از آن بهره ببرند.

تیم اقتصادِ حفیظ باید آن ثروتی که خدا می دهد را مدیریت و ذخیره کند، زمین‌ها را حاصلخیز کند و ثروت آن را به هدر ندهد و خلاصه طوری مدیریت کنند که جوانان و مغزها به غرب نروند. اینها همه حفاظت است. علمِ حفاظت یعنی نگه داشتن سرمایه ها. ما از جمله ثروتمندترین کشورها هستیم و نیاز به ریاضت نداریم بلکه نیاز به مقاومت داریم.[49]

خداوند در آیه 34 و 35 سوره یس می فرماید:" وَجَعَلْنَا فِیهَا جَنَّاتٍ مِّن نَّخِیلٍ وَأَعْنَابٍ وَ فَجَّرْنَا فِیهَا مِنَ الْعُیُونِ‏* لِیَأْکُلُواْ مِن ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ... و در آن، باغ‏هایى از درختان خرما و انگور قرار دادیم و در آن چشمه‏ها شکافته و روان ساختیم. تا از میوه‏ى آن و آن چه‏دستانشان به عمل آورده است، بخورند." این آیه به صنایع تبدیلی معنا شده؛ تبدیل میوه ها به صنایع بالاتر. چون میوه زیاد است و هدر می رود، می توان آن را تبدیل به خشکبار، رب، کمپوت ها و نوشیدنی ها. این خودش یک نوع تبدیل است. نفت را هم می توان تبدیل کرد به انواع روغن ها. وقتی مقاومت را در پیش گرفتیم باید از انرژی و صنایع تجدید پذیر استفاده کرد و تبدیل انرژی به انرژی برتر در دستور کار وزیر اقتصاد قرار گیرد.[50]

دولت باید با اعتماد به مردم تقسیم کار کرده و به آنها پروژه دهد و نظارت کند. مردم می دانند چطور از دل زمین ثروت بیرون کشند و آبادسازی کنند.

اگر عليرغم تمام برنامه ريزي‌ها و اقدامات ارزشمندي كه تاكنون در ايران اسلامي به منظور بهبود و وضعيت اقتصادي كشور و تامين زندگي مناسب براي مردم و بالا بردن شاخص هاي رفاه در جامعه انجام شده است، همچنان تنگناهاي اقتصادي و دشواري‌هاي معيشتي عرصه را براي اكثريت مردم بويژه اقشار آسيب پذير تنگ نموده است، اگر هنوز هم هر از چندگاهي، بحراني در حوزه توليد و توزيع و تامين اقلام اوليه و مورد نياز مردم توان كشور را به خود مشغول مي نمايد و مردم را به اعتراض و دولت را به چالش مي كشاند، اگر عليرغم تمام امكانات، منابع و پتانسيل‌هاي موجود كشور بويژه در حوزه نفت و گاز و معادن غني زير زميني و نيز موقعيت استراتژيك جغرافيايي، نيروي انساني فراوان و مستعد، تنوع شگفت انگيز آب و هوا و شرايط اقليمي، زير ساختهاي مهياي صنعتي، جايگاه ممتاز بين المللي و... هنوز هم مشكلاتي چون بيكاري، گراني، فقر و... از واقعيتهاي جامعه ما هستند بايد بپذيريم و اعتراف كنيم كه علاوه بر دهها فاكتور و توجيه قابل قبول داخلي و خارجي ، برخي سوء مديريت‌ها و كوتاهي بعضي مديران اجرايي كشور در بروز چنين معضلاتي بي‌تاثير نبوده است .

اگر مديريت كلان كشور در هر سطحي بويژه مديريت اقتصادي كشور و به تعبيري ديگر «بيت المـال» به دست مديراني سپرده شود كه علاوه بر داشتن «علم» و «دانش» كافي و نيز آگاهي از آخرين و پيشرفته‌ترين متدها و نظريه‌هاي اقتصادي ، به زيور «امانتداري» نيز آراسته باشند، قطعاً وضعيت كشور بهتر از وضع كنوني خواهد شد.

اگر عزم ملي بر آن است كه اقتصاد كشور سامان پذيرد و معيشت مردم آبرومندانه تامين گردد، راهي نيست جز سپردن بيت المال مملكت به افرادي كه چون يوسف (علیه السّلام) هم «حفيظ» و «امانتدار»اند ، هم «عليم» و «كاردان».[51]



[1] . محمد معین، فرهنگ فارسی معین،

[2] . علی اکبر، دهخدا، لغت نامه، ج49، ص281.

[3] . محمد فرید، وحدی، دائره المعارف القرآن، بیروت- لبنان، دار المعرفه، چاپ سوم، بی تا، ج10، ص645.

[4] . راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، بیروت، انتشارات دار السامیه، چاپ اول، 1412، ص857.

[5] . علی اکبر دهخدا، لغت نامه، تهران، انتشارات دانشگاه تهران،1351، ج48، ص132.

[6] . محمد، معین، فرهنگ فارسی معین، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ هشتم، 1371، ج1، ص134.

[7] . آلن بیرو، فرهنگ علوم اجتماعی، باقر ساروخانی، تهران، انتشارات کیهان، چاپ سوم، 1375، ج2، ص64.

[8] . علی اکبر، احمدپور، امام علی و هم گرایی اسلامی در عصر خلافت،ص33.

[9] . علی اکبر، احمدپور، امام علی و همگرایی اسلامی در عصر خلافت، ص29.

[10] . علی اکبر، احمدپور، امام علی و همگرایی اسلامی در عصر خلافت، ص30و31.

[11] . علی اکبر، احمدپور، امام علی و همگرایی اسلامی در عصر خلافت، ص17.

[12] . علی اکبر، احمدپور، امام علی و همگرایی اسلامی در عصر خلافت، ص17.

[13] . علی اکبر، احمدپور، امام علی و هم گرایی اسلامی در عصر خلافت، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1386، ص16.

[14] . ناصر، مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهاردهم، 1377، ج24، ص65.

[15] . علی اکبر، احمدپور، امام علی و هم گرایی اسلامی در عصر خلافت، ص33.

[16] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با شاعران و مداحان اهل بیت(ع): 20/1/1394

[17] . سید علی اکبر، قرشی، تفسیر احسن الحدیث، بی‌جا، انتشارات بنیاد بعثت، چاپ اول، 1366، ج1، ص382.

[18] . احمد، جمالی زاده، آسیب شناسی اخلاقی وحدت گرایی در سیره نبوی، نشریه علمی ترویجی مشکوه، مشهد، 1386، ش96 و 97، ص18.

[19] . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه 47.

[20] . علی اکبر، احمدپور، امام علی7 و همگرایی اسلامی در عصر خلافت، ص25.

[21] . سوره حشر (59) آیه 14.

[22] . عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج10، ص288.

[23] . علی اکبر، احمدپور، امام علی7 و همگرایی در عصر خلافت، ص47.

[24] . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت 142، ص659.

[25] . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خ 192، ص396.

[26] . سیدجواد مصطفوی، پرتوی از نهج البلاغه، ص230.

[27] . رضا کریمی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی رمز پیروزی، ص32.

[28] . سوره حجرات (49) آیه 10.

[29] . عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قرآن در قرآن، ص271.

[30] . محمد علی سپهر، چیستی وحدت اجتماعی و اهداف آن، دو ماهنامه اندیشه حوزه، سال چهاردهم، ش70-69، 1378، ص24.

[31] . رضا، کریمی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی رمز پیروزی، ص203 و204.

[32] . رضا، کریمی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی رمز پیروزی، ص199.

[33] . همان، ص31.

[34] . محمد علی سپهر، چیستی وحدت اجتماعی و اهداف آن، دو ماهنامه اندیشه حوزه، شماره 70-69، ص25.

[35] . جعفر سبحانی، وهابیت مبانی فکری و کارنامه عملی، قم، مؤسسه امام صادق، 1380، ص11.

[36] . رضا ، کریمی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی رمز پیروزی، ص187.

[37] . رضا کریمی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی رمز پیروزی، ص205.

[38] . بیانات مقام معظم رهبری در نوروز 1394

[39] . رضا، کریمی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی رمز پیروزی، ص181.

[40] . اسماعیل، دانش، راهکارهای وحدت اسلامی در سیره پیامبر اعظم، فصلنامه فکری پژوهشی بلاغ، ش26، ص141.

[41] . محمد ابراهیم جناتی، همبستگی ادیان و مذاهب اسلامی، ص21.

[42] . همان .

[43] . امان الله شفایی، نقش رهبران کشورهای اسلامی در ایجاد انسجام اسلامی، فصلنامه تخصصی سفیر، ش4، ص203.

[44] . قربان علی، هادی، انسجام و اتحاد اسلامی در قرآن و حدیث، فصلنامه تخصصی سفیر، ش4، ص81.

[45] . سوره یوسف، آیه55

[46] . حجت الاسلام و المسلمین صمصام الدین قوامی در گفتگو با خبرنگار اندیشه، خبرگزاری شبستان: www.tnews.ir

[47] . حجت الاسلام و المسلمین صمصام الدین قوامی در گفتگو با خبرنگار اندیشه، خبرگزاری شبستان: www.tnews.ir

[48] . انعام/151.

[49] . حجت الاسلام و المسلمین صمصام الدین قوامی در گفتگو با خبرنگار اندیشه، خبرگزاری شبستان: www.tnews.ir

[50] . حجت الاسلام و المسلمین صمصام الدین قوامی در گفتگو با خبرنگار اندیشه، خبرگزاری شبستان: www.tnews.ir

[51] . به نقل از راسخون.

نظر ها

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

ثبت نظر

نام

ایمیل

وب سایت