31

ارتباط کلامی همسران از دیدگاه سنت و روان‌شناسی

پژوهشگر: وجیهه محمدی دوست 

مقدمه

در عصر حاضر که اختلافات زناشویی و سوء ارتباطات زن و مرد و حتی از هم پاشیدگی زندگی مشترک و طلاق مشکل شایع بسیاری از جوامع انسانی و بخصوص جامعه‌ی اسلامی ما شده است. می‌توان ادعا کرد که آموختن فنون ارتباط مؤثر و عمل به توصیه‌های روشنگر دین مبین اسلام کلید نجات و رهایی از این مشكل جوامع انسانی باشد.

در دین مبین اسلام توصیه‌های فراوانی پیرامون حسن معاشرت و برقراری ارتباط مناسب با اطرافیان و بخصوص با خانواده بیان شده است که حقیقتاً شواهد و قرائن بسیاری گواه آن است که خانواده‌هایی که در اجرای این توصیه‌ها موفق‌تر بوده‌اند و اعتقاد قوی‌تری دارند ارتباط سالم و زیباتری بین اعضاء آنها حاکم است و اختلافات به حداقل خود رسیده است..

البته دانشمندان علوم دیگر و بخصوص علم روانشناسی نیز تلاشهای بسیاری کرده‌اند و راهکارهای خوبی ارائه داده‌اند که باز هم به جامعیت راهکارهای دینی نمی‌رسد و نمی‌توان به طور صد در صد برای هر خانواده‌ای و در هر موقعیتی آن را توصیه کرد و باید به وسیله‌ی مقیاس دین سنجیده شده و بعد به مرحله‌ی عمل در آید.

امید است که خانواده‌های جامعه‌ی اسلامی ما با عمل به این توصیه‌های نورانی و راه گشا در مرحله‌ی اول پیش گیری از بروز اختلافات کرده و در صورت وجود اختلاف تلاش برای رفع آن نمایند.

 

تعریف لغوی و اصطلاحی ارتباط

ارتباط، در زبان فارسی در لغت به معنای پیوند دادن و ربط دادن، و به صورت اسم مصدر به معنای بستگی، پیوند، پیوستگی و رابطه می‌باشد.[1] و ارتباط کلامی یا گفتاری ارتباطی متقابل است که افراد در کمترین فاصله زمانی و مکانی با هم برقار می‌نمایند و صحبت کردن و گوش دادن تکراری‌ترین کارهایی است که ضروری و حیاتی است.[2]

و نیز به معناي نوعی فن اطلاع رسانی و انتقال افکار و رفتارهای انسانی از شخصی به شخص دیگر است.[3]

ویژگی‌های ارتباط

ارتباط یک تبادل است. ارتباط ماهیتی پویا و متغیر دارد و در آن بر تأثیر و تأثر ارتباط برقرار کنندگان بر یکدیگر در یک سیستم دو سویه تأکید می‌شود. ارتباط اجتناب ناپذیر است. انسان موجودی اجتماعی است و با انزواگریزی ویژه‌ای که دارد ناگزیر از برقراری ارتباط است. ارتباط هدفمند است. طرفین ارتباط اهدافی را از برقراری ارتباط دارند و قصد رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب خود هستند. ارتباط چند بعدی است. ارتباط از دو بعد محتوا و موضوع تشکیل می‌شود که در عین حال مجزا بودن کاملاً به یکدیگر پیوسته و پیچیده هستند. ارتباط برگشت ناپذیر است. وقتی در ارتباط مطلبی را بیان کنیم دیگر نمی‌توانیم آن را پس بگیریم مخصوصاً اگر موضوعی را فاش نماییم دیگر آن اطلاعات محرمانه نخواهد بود.[4]

ارتباط فرایندی پیوسته است. زیرا هیچ گاه ذهن انسان از تبادل اطلاعات و افکار متوقف نخواهد شد و اگر مستقیماً با فردی در ارتباط نباشد در ذهن با او یا با محیط اطرافش ارتباط دارد.

ارتباط فرایندی تعاملی است. زیرا پیوسته با خود و دیگران در تماس هستیم و چرخه‌ای از کنش‌ها و واکنش‌ها مبنا و اساس فعالیت‌های ارتباطی ما قرار می‌گیرد.

ارتباط فرایند محتوایی است. یعنی زمينه‌های گوناگون در نوع و محتوای ارتباط ما اثر دارد. ارتباط ما در محیط خانواده، کار، تحصیل، تفریح و... متفاوت می‌باشد.[5]

 

انواع ارتباط

الف) ارتباط از لحاظ چگونگی ایجاد آن به دو نوع مستقیم و غیر مستقیم، تقسیم می‌شود که ویژگی‌های ارتباط مستقیم عبارت است از:

1) پیام‌ها مستقیماً بین پیام دهنده و پیام گیرنده مبادله می‌شود.

2) فرّار است و ضمن نقل سینه به سینه، جنبه‌های واقعی خود را از دست می‌دهد.

3) ممکن است گوینده و شنونده هر کدام شخص واحدی باشند، مانند صحبت‌های دوستانه بین دو نفر.

4) گاهی این ارتباط بدون نیاز به فرد یا افراد واسطه یا حتی کلمات، فقط با اشاره یا لبخندی برقار می‌گردد.

5) ممکن است پیام دهنده شخصی واحد ولی پیام گیرندگان و مخاطبان چندین نفر یا خیلی بیشتر باشند.

6) نوع بیان در این ارتباط حضوری و شفاهی است.

و ویژگی‌های ارتباط غیرمستقیم عبارت است از:

1) پیام ارتباطی در قالب نماد و به صورت نوشته دستی یا چاپی، که حکم واسطه را دارند در می‌آید.

2) این نوع ارتباط جنبه‌ی شخصی ندارد و پیام دهندگان و پیام گیرندگان یکدیگر را نمی‌شناسند.

3) در این نوع ارتباط بازخورد آنی نیست، از این رو، امکان جابجایی گیرنده و فرستنده‌ی پیام در کمترین زمان ممکن عملاً فراهم نمی‌باشد.

4) چون پیام‌ها توسط نمادهای کتبی انتقال می‌یابند، امکان ماندگاری بیشتری یافته و ضمن اینکه امکان تحریف آن کمتر می‌شود، از نظر زمانی گسترش بیشتری پیدا می‌کنند.

ب) ارتباط با توجه به تعداد و نوع افرادی که در آن فرایند قرار داند با سه نوع «شخصی»، «غیرشخصی» و «جمعی» تقسیم می‌گردد.

1) ارتباط شخصی: همان ارتباط بی‌واسطه بین پیام دهنده و پیام گیرنده است و هم زمانی و هم مکانی ارتباط و در کنار هم بودن افراد، شرط اصلی آن است.

2) ارتباط غیر شخصی: همان ارتباط با واسطه است که با بهره گیری از پیام‌های کتبی محدود و معدود، به جای پیام‌های شفاهی می‌باشد.

3) ارتباط جمعی: ویژگی عمده‌ی ارتباط جمعی، استفاده‌ی وسیع و گسترده از وسایل ارتباطی برای تکثیر پیام است که باعث می‌شود پیام مورد نظر، فرازمان، فرامکان و فرامخاطب گردد.[6]

ج) ارتباط بر اساس وسیله انتقال پیام به دو نوع «کلامی» و «غیرکلامی» تقسیم می‌شود.

1) ارتباط کلامی یا گفتاری: در این ارتباط مفاهیم و پیام‌ها کلماتی هستند که صرفاً از طریق زبان بیان می‌گردند. خدا، ارتباط بدون واسطه باشد مثل ارتباط مستقیم و شخصی و خواه توسط وسیله‌ای مثل تلفن باشد.[7]

لحن نیز جزیی اساسی از کلام محسوب می‌شود، از جمله لحن‌های مؤثر بر ارتباط، اطمینان، بلندی و کوتاهی صدا، سرعت، زیر و بمی، روشنی و وضوح، احساساتی یا هیجانی بودن و تأکید کردن یا مکث کردن در حین صحبت که حدود بیست و سه درصد پیام ما در ارتباط از طریق لحن منتقل می‌شود.[8]

2) ارتباط غیرکلامی: ارتباطی که مفاهیم از طریق فیلم، عکس، لبخند، اخم، نگاه، حرکات چهره و کلاً هر چیزی به جز کلمات منتقل می‌شود که به عقیده‌ی بعضی دانشمندان حدود هفتاد درصد بار معانی پیام‌ها از طریق این ادوات صورت می‌گیرد.[9]

 

اهمیت و ضرورت ارتباط

برقراری ارتباط یکی از مهارت‌های اصلی زندگی و وجه تمایز مهم انسان از حیوان است. و اگر در این مهارت موفق عمل نکنیم زندگی در آن بعد دچار نقصان می‌شود. در ارتباط موفق بهره وری از فعالیت‌ها افزایش می‌یابد و با تحقق اهداف جمعی رضایت در زندگی فردی و اجتماعی نمایان‌تر خواهد شد.

فقدان ارتباط مؤثر آثار متعددی دارد از جمله اینکه آموخته‌های فرد قابل انتقال نخواهد بود و امکان استفاده از تجربیات دیگران فراهم نمی‌شود. با تجمع و انباشت دانش‌ها و علوم، ارتقای فرهنگ صورت نمی‌گیرد و حیات انسانی دچار سکون نسبی می‌شود و راه هر نوع تعالی انسانی بسته می‌شود.[10]

 

اصول ارتباط مؤثر

1) اصل هم سطح شدن با دیگران 2) اصل توجه به راه‌های مختلف 3) اصل توجه به وجوه مشترک 4) اصل انعطاف پذیری 5) اصل همگام شدن 6) اصل احترام متقابل 7) اصل اطمینان 8) اصل تفاوت‌های فردی 9) اصل مقابله به مثل 10) اصل نفوذ کلام 11) اصل کاهش مخالفت یا مقاومت 12) اصل متقاعد سازی 13) اصل پذیرش پیام 14) اصل گذشت و جوانمردی 15) اصل خوش اخلاقی.[11]

اثرات ارتباط

الف) تغییر در دانش گیرندگان پیام: یعنی او را نسبت به چیزی آگاه‌تر سازد.

ب) تغییر در طرز تلقی یا نگرش‌های گیرندگان پیام: با تغییر در نگرش فرد اعمال و رفتار او را در جهت مشخصی سوق می‌دهد.

ج) تغییر در رفتار آشکار گیرنده پیام.

د) برای تصمیم گرفتن ارتباط ضروری است.

ﻫ) برای کشف و شکوفایی استعدادها ارتباط ضروری است.

و) باعث شناختن نیازهای افراد می‌شود.[12]

شرایط و مقدمات ارتباط

1) فضای مناسب: محیط گفتگو باید از سر و صدا و رفت و آمدهای پی در پی و موانعی از این قبیل بری باشد.

2) حضور جسمانی: طرز نشستن، تماس چشمی، تکان دادن سر و تغییرات چهره به هنگام استماع سخنان دیگران موجب می‌شود که حرف‌های آنان را مورد توجه قرار دهیم.

3) حضور ذهنی: اطلاعات را در ذهن تکرار و دسته بندی کنیم و تمرکز خود را بر سخنان گوینده قرار دهیم.

4) استنباط خود را کنترل کنید: بعد از اطمینان کامل از درک منظور گوینده با احتیاط، استنباط خود را بیان کنیم.[13]

اهمیت شناختن موانع ارتباطی

از آنجا که سخن گفتن از مهم‌ترین امور زندگی ماست و برقراری ارتباط موفق یا ناموفق تأثیرات بسياری بر رضایت ما از زندگی دارد لذا بسیار ضروری است که موانع یک ارتباط سالم را شناخته و با رفع آن‌ها در صدد اصلاح ارتباط خویش با اطرافیان و بخصوص با همسر برآییم. شاید بتوان گفت کسی نیست که نتایج سخن نسنجیده را نچشیده باشد و از گفتن سخن بدون فکر پشیمان نباشد پس بهتر است با آموختن این فنون و رفع موانع از بروز چنین مشکلاتی پیش گیری نماییم.

تعریف موانع ارتباطی: عواملی هستند که موجب عدم برقراری ارتباط می‌شوند.

1) عوامل فرهنگی و روانی.

2) عوامل مادی.

3) دانش و آگاهی.

4) عدم گوش کردن صحیح.

5) عدم احترام متقابل.

6) عدم توجه به آثار ارتباط غیرکلامی.

7) هم سطح نبودن با طرف ارتباط.

8) عدم توجه به نیازهای دیگران.

9) فضل فروشی و از خود تعریف کردن.

10) عدم تعادل در رفتار.[14]

تعریف گوش کردن: «گوش دادن یک فرایند عقلی و ذهنی و هیجانی است که طی آن داده‌های فیزیکی، هیجانی و عقلی به منظور روشن شدن معنی و فهم و درک آنچه که گفته شده است، توأماً به کار گرفته می‌شود.»[15]

هنر گوش کردن: شاید بتوان گفت، بهترین، آسان‌ترین و مؤثرترین راه نشان دادن علاقه به دیگران این است که به آنچه می‌گویند گوش کنیم.[16] نحوه‌ی بهره وری از این «نعمت خدایی» نیز بستگی به میزان درایت و آداب دانی و مراعات حقوق و حدود دارد. نسبت به سخنان هر گوینده باید تحمل و صبوری نشان داد و به آن گوش داد، تا کلامش به پایان برسد. بریدن حرف دیگری شیوه‌ای ناپسند و دلیل کم ظرفیتی و بی‌ادبی است.[17]

گوش کردن واقعی و نمایشی: ساکت بودن هنگامی که دیگری صحبت می‌کند، به معنی گوش کردن واقعی نیست. گوش کردن واقعی در صورت تمایل به تحقق یکی از چهار شرط زیر حاصل می‌شود: 1) درک کردن یک نفر 2) لذت بردن از مصاحبت کسی 3) فرا گرفتن یک مطلب 4) دلداری کردن یا کمک کردن به دیگری

برخی از نیازهای متداول که با گوش کردن نمایشی مرتفع می‌شوند از این قرارند:

1) پیش مردم طوری وانمود می‌کنید که به حرف‌های شان علاقه مند هستید، تا شما را دوست داشته باشند.

2) گوش به زنگ باشید تا ببینید که آیا در خطر رانده شدن از جمع هستید یا نه؟

3) در صدد جستجوی فرصت برای آماده کردن صحبت‌های بعدی تان باشید.

4) گوش کنید تا دیگران هم به حرف‌های شما گوش کنند.

5) گوش کنید تا نقاط ضعف دیگران را دریابید و از آنها امتیاز بگیرید.

6) وانمود کنید که گوش می‌دهید، چراکه یک فرد خوب، مؤدب و مهربان چنین می‌کند.

8) وانمود کنید که گوش می‌دهید، چراکه نمی‌دانید چگونه بی‌آنکه احساسات کسی را جریحه دار یا به او توهین کنید از بحث خلاص شوید.[18]

9) فکر می‌کنید خودتان مطالب بهتری برای گفتن دارید.

10) تصور می‌کنید که آن چه گفته خواهد شد از قبل می‌دانید.[19]

اهمیت گوش کردن

باید در نظر گرفت که با آموختن مهارت گوش کردن واقعی به تدریج می‌توان با دیگران به تفاهم مورد نظر رسید. و در پی آن ارتباطات بین فردی مؤثری شکل داد.[20]

دقیق شنیدن عامل مهمی در درک کردن دیگران است و در عین حال موانع، فیلترها و تفاوت‌های ارتباطی را فرو می‌پاشد.[21]

چرا باید گوش بدهیم

حتماً می‌دانید که انجام هر کاری عللی داشته و دارای هدفی است، طبیعتاً گوش دادن هم که انجام عملی ارادی است نمی‌تواند از این قاعده مستثني باشد. لذا دلایلی دارد که به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:

1) برای اینکه با صرف وقت کمتر چیزهای زیادی را بیاموزیم.

2) تصمیم‌های بهتری بگیریم، تصمیم گیرانی که گوش به سخنان همکاران یا همسر و فرزندان خود نمی‌دهند معمولاً اطلاعات کمتری برای تصمیم گیری درست در اختیار دارند.

3) آداب اجتماعی حکم می‌کند که به سخنان گوینده گوش بدهیم.

4) رغبت و علاقه دیگران را برای پاسخ گویی و فعالیت در مشاوره و اظهار نظر بیشتر برمی انگیزیم.

5) گوش دادن برای فهمیدن یک ضرورت است.

6) هرجه تمرکز حواس و دقت در گوش دادن، افزایش یابد کلمات بیشتری را در مغز پردازش کرده و بدین وسیله از وقت مرده‌ای که برای مغز وجود دارد می‌توان بیشتر بهره برد.[22]

 

انواع گوش کردن

انسانها به شیوه‌های متفاوتی به سخنان یکدیگر گوش می‌دهند، از نشنیده گرفتن حرف دیگران تا سراپا گوش بودن.

1) نصفه و نیمه شنیدن.

2) بی‌تفاوت شنیدن.

3) شنیدن توأم با تصدیق.

4) دقیق شنیدن.[23]

موانع گوش کردن: ارتباطات تنها زمانی مؤثر واقع می‌شوند که از موانعی گوناگون که به اشکال مختلف بر سر راه ما قرار گرفته‌اند به سلامت گذر کنیم. برخی از این موانع عادت‌های دلخواه ما هستند که روزانه بارها و بارها به سراغمان می‌آیند و برخی دیگر فقط هنگام مواجهه با افرادی با موقعیت‌های خاص جلوه گر می‌شوند.

1) مقایسه: شما دائم در تلاشید تا بفهمید چه کسی باهوش‌تر یا تواناتر است. به این ترتیب نمی‌تواند واقعاً در بحث شرکت کنید، چراکه سخت گرفتار سنجش خودتان هستید.

2) خواندن ذهن: کسی که سعی می‌کند ذهن افراد را بخواند نمی‌تواند توجه چندانی به آنچه مردم می‌گویند داشته باشد. در حقیقت او نسبت به گفته‌های افراد بی‌اعتماد است.

3) تمرین کردن: وقتی سرگرم تمرین آنچه می‌خواهید بگویید هستید. وقت کافی برای گوش کردن ندارید.

4) پالایش کردن: وقتی سرگرم پالایش حرف‌های کسی هستید، به برخی نکات گوش می‌دهید و مابقی را نشنیده می‌گیرید.

5) قضاوت کردن: قضاوت عجولانه درباره‌ی یک گفته، به این معناست که دیگر به دنباله‌ی آن بحث توجه نمی‌کنید و بحث را «واپس» می‌زنید.

6) رؤیاپردازی: شما دارید وانمود می‌کنید که یکی از گفته‌های گوینده، ناگهان زنجیره‌ای از وقایع و خاطرات شخصی را در ذهن شما تداعی می‌کند. در حالی که شما باید به احترام صحبت‌های مخاطب تا پایان کلام او صبر کنید و از قضاوت و پیش داوری خودداری کنید بلکه بنا به توصیه‌های دین مبین اسلام اصلاً نباید به خودتان اجازه دهید در مورد صحبت‌های او گمان بد و سوء برداشت و به ذهنتان راه دهید.

7) پند دادن: شما حلال بزرگ مشکلات هستید، سرشار از اندرزها و پیشنهادهای تازه. فقط کافی است چند جمله از حرفهای مخاطبتان را بشنوید تا در ذهن تان مناسب‌ترین اندرزها را برای او پیدا کنید.

8) مجادله کردن: در این حالت، شما مدام در حال مجادله و جر و بحث کردن با مردم هستید. مخاطب هرگز احساس نمی‌کند که حرفهایش را شنیده اید، چراکه بلافاصله با او مخالفت کرده اید.

9) حق به جانب بودن: اعتقادات شما خدشه ناپذیرند و از آنجا که نمی‌توانید بپذیرید که واقعاً اشتباه می‌کنید، همیشه در همین حال باقی خواهید ماند.

10) انحراف از موضوع: هنگامی که از موضوعی حوصله تان سر می‌رود یا خوشتان نمی‌آید، به ناگاه از مسیر گفتگو منحرف می‌شوید.[24]

فنون شنیدن مؤثر

هر ارتباطی را در نظر بگیرید، حداقل دو طرف دارد: در یک طرف آن شما هستید و در طرف دیگر مخاطب شما قرار گرفته است. پس باید یاد بگیرید که مخاطب و وجود او را در نظر بگیرید. او وجود دارد پس باید احترامش حفظ شود و یکی از این راه‌ها گوش دادن است.[25]

الف) گوش کردن فعال.[26]

1) قبل از پاسخ دادن چند لحظه مکث کنید.[27]

2) بازسازی عبارت‌ها.

3) توضیح خواهی.[28]

4) در هنگام گوش دادن بر خود مسلط باشید.[29]

ب) گوش کردن با همدلی: خیلی‌ها دلهای آکنده از غم و خاطرات تلخ و مشکلات و نابسامانی‌هایی دارند که آنان را در فشار روحی قرار می‌دهد. در پی دو گوش شنوایند که با آنها در دل کنند و با بازگویی دردمندی‌هایشان سبک شوند. آن که عاطفه نشان می‌دهد و به شکوه‌هام و غم نامه‌های یک دردمند گوش می‌سپارد و خود را علاقه مند به شنیدن نشان می‌دهد، به او نوعی همدردی کرده است.[30]

ج) گوش کردن با بلند نظری: تقریباً همه در گوش کردن بلند نظرانه مشکل دارند. نمی‌توانید برخی حقایق را درباره خودتان بدانید. حتی نمی‌خواهید به خود بقبولانید که شخص ناخوشایند از نظر شما مطلبی ارزشمند گفته باشد. طبیعتاً مایلید با او بحث کنید و او را سرجایش بنشانید. چراکه عقاید و باورهایتان با غرور شخصی تان در هم آمیخته‌اند.

د) گوش کردن آگاهانه: گوش کردن آگاهانه شامل دو بخش است. اول این که آن چه را گفته شده است با معلومات خودتان مقایسه کنید. این کار را نباید با قضاوت کردن همراه کنید، فقط بکوشید دریابید که یک گفته یا یک ارتباط چقدر با حقایق شناخته شده همخوان است. دومین راه برای گوش کردن آگاهانه این است که هم خوانی‌ها را بشنوید و در نظر بگیرید.[31]

 

تعریف و تبیین ارتباط غیرکلامی

به عقیده دانشمندان، رفتارهای غیرکلامی وسایل اولیه برای عواطف هستند. رفتارهای بهتر از کلمات، نفرت، عصبانیت و اضطراب را انتقال می‌دهند که این بیشتر از طریق اشارات، حرکات چشم، اصوات، لبخندها، اخم‌ها، حالات، اصوات معنادار و خنده ایجاد می‌شود.[32]

اهمیت ارتباط غیر کلامی

فهم زبان اندامها بسیار ضروری است، چراکه حدود 70درصد تأثیر پیام‌ها نشای از معنای حرکات بدن است.

دلیل دیگر برای توجه دقیق به زبان اندام‌ها این است که این زبان را اغلب بهتر از کلام می‌توان باور کرد.

آگاهی از ناهمخوانی موجود بین پیام‌های غیرکلامی خودتان، می‌تواند به شما کمک کند تا ارتباط تان را مؤثرتر برقرار کنید. هنگامی که از اشارات غیرکلامی خودتان آگاه شوید، درخواهید یافت که زبان اندام‌های شما اطلاعات بسیاری را درباره احساس‌ها و نگرش‌های ناخودآگاه شما در اختیار دیگران می‌گذارند.

ارتباط غیرکلامی همیشه در یک بافت خاص موقعیتی رخ نمي د‌هد. یک ژست یا بیان خاص ممکن است در موقعیت‌های گوناگون، معانی مختلفی داشته باشد.[33]

انواع پیام‌های غیرکلامی

به طور کلی پیام‌های غیرکلامی از سه طریق عمل می‌کنند.

1- جایگزین پیام‌های کلامی می‌شوند.

2- پیام‌های کلامی را تقویت می‌کنند.

3- در جهت خلاف و رد پیام‌های کلامی عمل می‌کنند.[34]

اهداف و فواید ارتباط غیرکلامی

1) ارتباط غیرکلامی بسته به بافت ارتباط اهداف مختلفی را برآورده می‌سازد. ارتباط غیرکلامی می‌تواند به طور کامل جایگزین گفتار شود.

2) رفتارهای غیرکلامی علاوه بر اینکه مکمل گفتار هستند حالات عاطفی را نیز می‌رسانند و بر غنای کلماتی که نشانگر حالات هیجانی ما هستند می‌افزایند.

3) صرف نظر از بار هیجانی مطالب، به ترسیم و توصیف محتوای پیام‌ها کمک می‌کند.

4) رفتار غیرکلامی به عنوان یکی ازاجزاي جدانشدنی فرایند ارتباط، تأکید ما را بر بخش‌های کلامی می‌افزايد.

5) رفتار غیرکلامی به تنظیم جریان ارتباط سخن گو و شنونده کمک می‌کند.

6) رفتار غیر کلامی با فراهم آوردن فیدبک (واکنش) برای تعامل کنندگان به شروع و حفظ ارتباط کمک می‌کند. تعامل کنندگان باید بتوانند به نوعی درک مشترک دست یابند.[35]

 

کارکردهای پیام‌های غیرکلامی

پیام‌های غیرکلامی مرتبط با پیام‌های کلامی شامل شش کارکرد می‌باشند. این شش کارکرد عبارت است از:

1) کامل کردن. 2) تکذیب کردن 3) تکرار کردن 4) کنترل کردن 5) جانشینی 6) تأكیدی

عناصر پیام‌های غیرکلامی

1) ظاهر فیزیکی: اولین پیامی که ما به هر کسی که با او در ارتباط هستیم می‌فرستیم، به وسیله‌ی ظاهر فیزیکی مان منتقل می‌شود. از جمله اندازه بودن، شکل بدن، پاها، دست‌ها، وضعیت ایستادن، ویژگی‌های مربوط به صورت، مو، رنگ پوست، قد، وزن، لباس و اشیایی که ما استفاده می‌کنیم.[36]

2) اشاره و حرکت: منظور از حرکت کلیه حرکاتی است که با بدن انجام می‌دهیم مثلاً ژست‌ها، حرکات اندام‌های بدن، تکان دادن سر، حالت‌های چهره، نگاه‌ها و وضعیت بدن.[37]

3) چهره: چهره در فراگرد ارتباطی میان اشخاص به گونه‌ای بالقوه از توان ارتباطی بالایی برخورداراست. چهره اولین جایگاه نشان دهنده‌ی وضعیت عاطفی افراد است که تأثیر شگرفی بر نگرش‌های میان فردی می‌گذارد.[38]

4) رفتار چشم: به همان اندازه که شما با دیگران تماس چشمی برقرار می‌کنید آنها نیز به شما توجه می‌کنند. با این وجود حالت خیره شدن در چشمان یک فرد مشکل مناسبی از تماس چشمی نیست و میزان تماس چشمی در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.[39]

5) عوامل محیطی: نوع آرایش محیط (مثلاً سبک معماری مدرن یا کلاسیک) تزئینات داخلی، نور، رنگ‌ها، صداها و غیره تأثیر زیادی بر کیفیت ارتباطات ما می‌گذارند.[40]

6) زبان اشیاء: عبارت است از نمایش ارادی یا غیرارادی کالاهای مادی که توسط انسان‌ها به کار گرفته می‌شوند. آثار هنری، ماشین‌ها، زیورها و بسیاری از چیزهایی که انسان‌ها از آن‌ها استفاده می‌کنند در این زمره‌اند.

7) زبان بدن: عبارت است از تمام حرکاتی که منحصراً به عنوان علایم به کار نمی‌روند. راه رفتن، دویدن، آشامیدن و غیره که در زندگی عادی ما نقش مهمی د ارد.[41] و پیام‌های ویژه‌ای همچون عصبانیت، فریب دادن، تقلب و مواردی از این قبیل را به گیرنده منتقل می‌کند.[42]

برخی از موانع ارتباط کلامی میان همسران

1) بهانه گیری: منفی نگری کردن و در مورد مسائل گوناگون زندگی سخت گیری نمودن.[43]

2) سخنان فتنه انگیز: اینکه یکی از زن و مرد یا هر دو دیگری را به رخ همسر خود بکشد.

3) ترش رویی: همراه آوردن خستگی‌ها و ناراحتی‌های بیرون به داخل منزل.

4) ناسزاگویی: در موقع کدورت‌ها صحبت‌هایی گفته شود که اثری جز پشیمانی و اختلافات بیشتر ندارد.

5) اهانت: آزار زبانی و توهین به همسر که عواقب دنیایی دارد و هم از لحاظ اخروی عقوبت فراوان دارد.

6) لجاجت: یعنی زیر بار حق نرفتن و در هیچ مسئله‌ای کوتاه نیامدن.

7) انتقاد ناپذیری: از پذیرش هرگونه حرف حق یا انتقادی دیگران سر باز زدن که کدورت‌ها را دو چندان می‌کند.

8) ناسپاسی: زحمات و محبت‌های طرف مقابل را درک نکرده و تشکر و قدردانی نمی‌نماید.

9) سوء تفاهم: گاهی اشتباه فهمیدن سخن فرد مقابل مشکلات و نتایج بسیاری را به دنبال دارد.

10) خشم و عدم کنترل آن: مشکلات جدی، روحی و جسمی ایجاد کرده و از محبوبیت و صمیمیت انسان می‌کاهد.

11) مقایسه و تحقیر: به رخ کشیدن زندگی دیگران و مقایسه‌های بی‌جا و نادرست امکانات و امتیازات دیگر افراد.

12) بیان گلایه‌ها: طرح آن در جای خود لازم است اما زیاد بیان کردن آن تأثیر مثبتی ندارد.

13) مجادله: جر و بحث‌های پی در پی و طولانی سر مسائل گوناگون که در نهایت هیچ نتیجه‌ای ندارد.[44]

14) تفاوت‌های فردی: عدم توجه به اینکه زن و مرد هر کدام در دو خانواده و به دو صورت گوناگون تربیت و رشد یافته‌اند.

پنج روش برای مقابله با اختلاف

وقتی اختلاف و کشمکشی به وجود می‌آید معمولاً زوجین به یکی از پنج طریق زیر با آن روبه رو می‌شوند:

1) روش بُرد- برد (برد مضاعف): بررسی مسائل و جست و جو برای یافتن زمینه‌های مشترک است.

2) روش برد- باخت (تحمیل): در این روش راه حل مورد نظر بر دیگری تحمیل می‌شود. اما نتیجه‌ای به جز جبهه گیری، خصومت و کینه توزی در پی ندارد.

3) روش باخت- باخت (باخت مضاعف): اگر طرفین در پرداختن و رسیدگی به اختلافات امروز و فردا کنند و آن را به گونه‌ای معوق بگذارند، هر دو طرف بازنده‌اند.

4) روش باخت- برد (توافق): سازگاری می‌کنیم و وانمود می‌کنیم که همه چیز بر وفق مراد است و فقط تقاضا و امیال طرف مقابل لحاظ می‌شود.

5) مصالحه و سازش: تقسیم کردن موارد اختلاف بین طرفین است. و خواسته‌های طرفین کاملاً برآورده نمی‌شود. در نتیجه هیچکدام از طرفین کاملاً برنده یا بازنده نیستند.

- یکی از ابزارهای مهم و حیاتی در ارتباطات موفق، برد مضاعف است که موارد زیر به دستیابی به این روش یاری می‌رسانند.

1) احترام متقابل: احترام دو جانبه، انگیزه‌ای است برای برد دو جانبه.

2) جستجوی زمینه‌های مشترک: با یافتن نقاط مشترک به سهولت می‌توان بنای توافق را بر پایه آن‌ها استوار کرد.

3) طرح اهداف، نیازها و نگرانی‌ها: با بیان اهداف و نگرانی‌های خود و طرف مقابل به دنبال یافتن هدف و نیاز مشترک بگردید تا منصفانه راه حل بدهید.

4) انعطاف پذیری: هیچ مسئله‌ای تنها یک راه حل ندارد با انعطاف پذیری راه حل‌های مختلف را بررسی کنید.

5) ذهن بازداشته باشید: خشک مغزی، تعصب، تنگ نظری و فکر کلیشه‌ای هر تلاشی را برای رفع کشمکش‌ها خنثی می‌کند.

6) مثبت باشید نه منفی: منفی بافان با اظهار دایره‌ای از عمل و عکس العمل‌های منفی و بحث و جدل‌های مستمر و بی‌حاصل را به وجود می‌آورند و در نتیجه راه به جایی نمی‌برند.

7) در کنار هم به حل مسائل بپردازید: در مقابل هم نشستن به هنگام رفع اختلاف، فضایی مشاجره آمیز به محفل می‌دهد. لذا در کنار یکدیگر بنشینید.

8) کلمه «امّا» را از فرهنگ لغات خود بزدایید: با گفتن «اما» مطالب گذشته خود را نفی می‌کنید و به این ترتیب نقطه نظرات طرف مقابل را نادیده می‌گیرید.

9) در شیوه تان تغییر ایجاد کنید: اگر شیوه‌ای را بارها تکرار کردید و نتیجه‌ای نگرفتید پس باید شیوه‌ی خود را تغییر دهید.[45]

 

رفع موانع ارتباط سالم همسران

1) انتقاد ناپذیری: اشتباه خود را قبول کرد، و مرتباً برای توجیه خطاهای خود نداشته باشید. با این کار دیگران گمان نمی‌کنند که شما قادر به درک درست و غلط از مسایل نیستید، یا آنقدر خودخواه هستید که از یک عذرخواهی کوچک فرا می‌کنید.

و نیز سعی کنید بحث را از موضوع اصلی منحرف نکنید در این صورت نه تنها ارتباط برقرار نمی‌شود که کار به جاهای باریک نیز می‌کشد.[46]

2) سوء تفاهم: باید بدانیم که ما و دیگران برداشت‌های مختلفی از قضایا داریم و همین عامل اصلی سوء تفاهم است. که مانع از توجه به دیدگاه طرف مقابل می‌شود و در موقع اختلاف فکر می‌کنیم که همواره حق با ما است.[47]

3) بیان گلایه‌ها: به هنگام گلایه یا تحسین دیگران از کلی گویی خودداری کنید، به شرح جزئیات و با تکیه بر منطق و استدلال به بیان عقاید خود و حقایق بپردازد و با حالات و حرکات، لحن صدا و انتخاب کلمات مناسب و غیرمغرضانه احترام خود را به طرف مقابل اظهار کنید.[48]

الف) انعطاف پذیری خوب است اما بی‌تفاوتی خوب نیست.

ب) ترجیحات و نظرات خود را بیان کنید.

ج) حق دارید نه بگویید و احساس گناه هم نکنید.

د) قاطعیت مجوزی برای بی‌احساسی و خودخواهی در قبال دیگران نیست.[49]

4) سخنان فتنه انگیز: طعنه زدن می‌تواند به جای حل مسئله بر شدت آن بیفزاید و در دین مبین اسلام از این سخنان در بین همه‌ی افراد بخصوص میان همسران و جمع صمیمی خانواده نهی فراوان شده است.

5) اهانت: زن و شوهر باید از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنه آمیز و دو پهلو پرهیز کنند و به جای در نظر گرفتن خصوصیات منفی بهتر است ویژگی‌های مثبت یکدیگر را لحاظ کنند. این گونه رفتارهای نامطلوب موجب افزایش مقاومت‌های روانی در طرف مقابل می‌شود و ادامه‌ی زندگی را دشوار و فاجعه آمیز می‌کند.

الف) به جای سرزنش یکدیگر و تفسیر نادرست به علت یابی و تلاش برای حل مشکل بپردازید.

ب) چشم پوشی از رفتارهای منفی.[50]

ج) هنر پذیرش همسر با همه‌ی خصوصیات او.

6) قدرشناسی و تشکر

الف) قدرشناسی کلامی: با تشکر لفظی از کارهای کوچک و بزرگ همسرتان عزت نفس او را افزایش می‌دهید. و کسی که عادت به تشکر از بندگان خدا بکند از شکر نعمت‌های الهی نیز غفلت کمتری می‌کند.[51]

ب) قدرشناسی غیرکلامی: علاوه بر کلام در آغوش گرفتن، ضربه‌ای بر شانه، لبخندی گرم و یا حتی سر تکان دادن و نگاهی حاکی از رضایت هم می‌تواند برای همسر عزیزتان تقویت کننده بسیار نیرومندی باشد. که گاهی این تشکر عملی جبران کردن را نیز شامل می‌شود.[52]

7) سخت‌گیری و بهانه‌گیری: همسران باید درک عمیقی از احساسات و تجربه‌های یکديگر داشته باشند. می‌توان به جای بهانه گیری‌های بیهوده با همدلی و همدردی، پیام خود را قالب الفاظی بر یزید که طرف مقابل منظور شما را به سهولت درک کند.[53]

الف) سازگاری و مدارا: اگر بدی را با بدی و تندی را با تندی جواب دهید، مشکلات بالا می‌گیرد. گاهی باید چشم را بست و بعضی رفتارهای آزار دهنده و ناراحت کننده‌ی دیگران را نادیده گرفت، یا درگذشت و بخشید تا ریشه‌ی بحران در روابط بخشکد.

8) ناسزاگویی: وجود پیام‌های منفی گفت و گوی میان زوج‌ها را ناخوشایند می‌کند و شرایطی فراهم می‌سازد که آن‌ها از یکدیگر فاصله بگیرند.

- عبارات منفی را متعادل نمایید.[54]

9) ترش رویی: گشاده رویی مهم‌ترین تأثیر را در ارتباط همسران و کیفیت صحبت آنها دارد. اگر حالت بهتری به خود بگیرید به احتمال زیاد تأثیر متقابل بهتری از شما به نمایش گذاشته می‌شود.[55]

- صمیمی و سازنده باشید: در جوی دوستانه و آکنده از حمایت و دلگرمی با همسرتان برخورد کنید.

10) مقایسه و تحقیر: هرگز شخصیت همسرتان را در هم نشکنید و او را زیر سؤال نبرید، و اگر چنین کردید، باید بدانید که دیگر امید چندانی به ادامه‌ی مذاکره و مصالحه نخواهد بود.[56]

الف) به جای تحقیر تحسین و تشویق بود.[57]

ب) تقویت انگیزه داشته باشید.[58]

11) خشم: اگر خشم به موقع کنترل نشود می‌تواند رابطه را به قدری خراب کند که تا مدت‌ها موفق به ترمیم و اصلاح آن نشویم.[59]

الف) نقش عفو و گذشت: کسی که در زندگی بخشش و گذشت نداشته باشد، به واسطه‌ی دغدغه‌های آن نمی‌تواند در زندگی برای خود آرامش فراهم کند.

12) لجاجت: برخی آدم‌ها به قدری این ویژگی‌ها در آن‌ها پر رنگ و قوی می‌شود که جز خود و منافع خود را نمی‌توانند مشاهده کنند. و اسیر این صفت منفی که برخاسته از هوای نفس و جاه طلبی هستند، می‌شوند که می‌تواند همه‌ی خوبی‌های انسان را تباه کند.[60]

الف) حس سلطه جویی: همه دوست دارند که مسلط و توانا باشند. مخصوصاً موقع اختلاف نظرات میان همسران، اما شما باید به او نشان دهید که بزرگواری، استعدادها و توانایی‌های او را تشخیص داده و آن‌ها را قبول دارید و این اولین گام برای جلوگیری از لجاجت و جدال است.[61]

ب) نقش زن در جلوگیری از لجاجت: اگر قرار باشد هرکسی نظر خود را بدون تردید و قطعی بیان کرده و هیچ اهمیتی به نظر همسرش ندهد و همسرش نیز دقیقاً همین رفتار را داشته باشد، صحنه‌ی زندگی به میدان جنگ شبیه می‌شود.

13) مجادله: درست است که بحث و گفتگو کلید حل مشکلات می‌باشد اما این در صورتی است که دو طرف بحث طالب حق و در جستجوی راه باشند، و یا حداقل اگر یک طرف از طریق لجاجت وارد می‌شود طرف مقابل در فکر احقاق حق و رسیدن به واقع باشد، اما هرگاه گفتگو در میان کسانی روی دهد که هر کدام برای خودخواهی و اظهار تفوق بر دیگری، و بر کرسی نشاندن حرف خویش به ستیزه و جدال برخیزد نتیجه‌ای جز دور شدن از حق، و ریشه دار شدن خصومت و کینه‌ها نخواهد داشت.[62]

یکی از راهکارهای حل مشاجرات و مجادلات داشتن جلسات منظم صحبت زوجین است که برگزاری آن نیاز به مقدماتی دارد؛

 

مقدمات جلسات گفتگو:

1) زمان و مکان گفتگو: زمان جلسات حداقل روزی پانزده دقیقه باید باشد و مکان آن جایی مناسب از منزل که مورد توافق طرفین باشد.

2) مقررات قطع صحبت: گاهی به علت عصبانیت یا علل دیگر ادامه‌ی گفتگو سازنده نخواهد بود و ممکن است نتایج ناخوشایندی داشته باشد و در این زمینه رعایت چند نکته لازم است:

الف) علامت یا کلامی برای قطع صحبت منظور شود.

ب) اینکه بعد از قطع صحبت هرکس به کجا می‌رود.

ج) اینکه قطع صحبت چه مدت طول بکشد.

د) و اینکه دقیقاً چه زمان‌هایی از قطع صحبت استفاده شود.

3) رفتار دوستانه داشتن: بعد از ایجاد مقدمات گفتگوی روزانه باید به صورت کاملاً دوستانه برگزار شود.

4) از راه بندها اجتناب کنید: برخی کارها یا حرف‌ها می‌تواند ارتباط خوب را به ارتباط بد تبدیل کند و یا اصلاً ارتباط را مختل نماید.

 

عوامل مسدود کننده‌ی مذاکره‌ی زوجین

1) انتقاد متقابل نکنید: در مقابل انتقاد همسرتان شما نیز متقابلاً دست به انتقاد نزنید.

2) صحبت یکدیگر را قطع نکنید: : قطع صحبت و پریدن در حرف یکدیگر با شکایت متقابل همراه می‌باشد.

3) به جای دادن اولتیماتوم خواهش کنید: این کار نوعی جنگ قدرت است. و هیچ کس از شنیدن جملات دستوری خوشش نمی‌آید.

4) به جای گذشته‌ها به زمان حال توجه کنید: گذشته، گذشته و دیگر برای تغییر دادن آن کاری از شما بر نمی‌آید.[63] پس بیهوده زمان حال خود را به خاطر آن تلخ نکنید.

5) مخالفت خود را درست ابراز کنید: از جملاتی نظیر: «من معتقدم...»، «من نظر متفاوتی دارم...» و مثل آن استفاده کنید و مستقیماً نگویید که: «تو اشتباه می‌کنی...».

6) گفتن «نمی دانم» اشکالی ندارد: اگر همواره احساس کنید که همه چیز را می‌دانید در این صورت در واقع به دیگران می‌گویید که آنها چیزی نمی‌دانند. این گونه، نقطه نظرها، احساسات و باورها رد و بدل نمی‌شوند.[64]

الف) قبول مسئولیت.

ب) استفاده از کلمه‌ی «من».

ج) صحبت در مورد حوادث مثبت زندگی.

د) مراقب منفی‌ها باشید.

ﻫ) توجه کردن به نقش خود.[65]

14) تفاوت زن و مرد در ارتباط

الف) ارتباط کلامی: توانایی کلامی و یا مهارت به کارگیری زبان، در زنان بیش از مردان است. آهنگ صدای زنان در حرف زدن متغیرتر از صدای مردان است. از لحاظ قواعد سخن بهتر صحبت می‌کنند. برای بیشتر زن‌ها گفتگو وسیله‌ی همدلی و پیوند و داد و ستد عاطفی است.

ب) ارتباط غیرکلامی: بین دو جنس از نظر رفتارهای غیرکلامی همچون: لبخند زدن، وضعیت قرار گرفتن بدن هنگام صحبت کردن، حرکت دادن دست‌ها و ژست و حالت چهره فرد هنگام حرف زدن، تفاوت مشاهده می‌شود. به طور کلی مردان از نظر حالت و وضعیت بدنی و چهره هنگام حرف زدن در مقایسه با زنان از آرامش بیشتری برخوردار هستند. زنان هنگام صحبت بیشتر لبخند می‌زنند و در دریافت پیام‌های غیرکلامی توانایی بیشتری از خود نشان می‌دهند.[66]

 

راهکارهای ارتباط موفق همسران

1) با احترام بسیار با یکدیگر صحبت کنید.

2) همسرتان را تأیید و تمجید نمایید.[67]

3) به حرف‌های او با كمال میل گوش کنید.[68]

4) پیش داوری نکنید.

5) خلاصه کردن حرف‌های همسر و نقل مجدد آن.

6) سر نخ‌های غیرکلامی را کشف کنید.

7) به روحیه و احساس همسرتان توجه کنید.

8) مثبت فکر کنید.

9) مشکل را تبیین و تعریف نمایید.[69]

10) حس همدلی خود را تقویت کنید.[70]

11) انتظارات واقع بینانه داشته باشید.

12) گوش کردن حقیقی را تمرین کنید.

13) بیان صریح احساسات.[71]

14) با پرسش نا به جا وارد حریم خصوصی و شخصی همسرتان نشوید.

15) در موقع پاسخ مسئله را کاملاً شرح دهید و سربسته نگذارید.

16) موقع درد و دل همسرتان به او راه حل نداده و نصیحت نکنید.

17) قهر نکنید.

18) همواره قربانی نباشید.

19) نسبت به سؤالات و احساسات همسرتان بی‌اعتنا نباشید و دائم نگویید «نمی دانم»، و «اطلاع ندارم».

20) گریه نکنید.

21) حرکات صمیمانه داشته باشید.

22 ) دامنه‌ی لغات خود را گسترش دهيد.

23) برای همگان دعای خیر کنید و در حق آنها محبت نمایید.[72]

24) تلاش کنید موقع دعوا از فاز سرزنش خارج شوید.

الف) اگر به سرزنش همسرم و اثبات صحت کار خود اصرار ورزم، چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟

ب) آیا ترجیح می‌دهم خودم را ثابت کنم یا محبوب باشم؟

ج) کدام خصوصیت همسرم را خیلی دوست دارم؟

25) بروز جنگ و اختلاف همواره به دو طرف احتیاج دارد.

26) همسرتان را در آغوش بگیرید و چند دقیقه نفس عمیق بکشید.

27) همسرتان را تشویق کنید که احساساتش را بیان کند و خود را تخلیه نماید.[73]

28) به خاطر داشته باشید که انسان‌ها زمانی تغییر می‌کنند که خودشان بخواهند نه شما.[74]

29) به زبان سکوت و ارتباط غیرکلامی توجه بیشتری بکنید.

30) دلخوشی‌های بیهوده ندهید.

31) هرگز گوشه و کنایه نزنید.

32) در پرسش و سؤال افراط نکنید.[75]

 

چگونگی برخورد هنگام اختلاف

1) دست زدن به اقدامات مثبت که شامل موارد زیر می‌باشد:

الف) اعمال یا خواسته‌ها باید مثبت باشد.

ب) اعمال و خواسته‌ها باید مشخص باشد.

ج) اعمال و خواسته‌ها باید شامل کارهای کوچکی باشد که بتوان هر روز آن را انجام داد.

د) اعمال و خواسته‌ها نباید کارهایی باشند که همسرتان نسبت به آنها حساس است یا مربوط به موضوع اختلاف آخرتان نباشد.

 

تکنیک‌های شایع زوجین برای تأثیرگذاری

1) دلربایی کردن.

2) سکوت و بی‌اعتنایی.

3) اعمال زور

4) بحث منطقی

5) پرخاش گری

6) التماس کردن.[76]

که هیچکدام از این راه‌ها سازگاری و حل مشکلات را در پی نخواهد داشت. اگرچه ممکن است موقتاً حل مسئله را به تعویق بیاندازد ولیکن بهتر است همسرانی که در زندگی احساس مسئولیت می‌کنند و حقیقتاً به دنبال رفع اختلافات و اصلاح روابط خود می‌باشند راهکارهای ارائه شده را مورد مطالعه و عمل قرار دهند.

وجیهه محمدی دوست

پی نوشت ها:

 



[1] . محمد معین، فرهنگ معین، تهران، نشر امیرکبیر، 1342، ج1، ص189.

[2] . محمود رضا، اکرامی فر، اصول ارتباط جمعی، مشهد، نشر ایوار، 1382، ص42.

[3] . ویرجینیا، ریچموند، جیمز، سی، مک کروسی، رفتار غیرکلامی در روابط میان فردی، فاطمه سادات موسوی، ژیلا عبدالله پور، بی جا، نشر دانژه، 1382، ص100.

[4] . اون هارجی و دیگران، مهارت های اجتماعی در ارتباطات میان فردی، مهرداد فیروز بخت، خشایار بیگی، تهران، نشر رشد، 1377، ص28.

[5] . ویرجینیا، ستیر، ایجاد رابطه با خود و دیگران، مریم مرتاض، تهران، نشر روشنگران، چاپ دوم، 1381، ص133.

[6] . کاظم، معتمد نژاد، وسایل ارتباط جمعی، تهران، نشر دانشکده صدا و سیما، 1386، ص61.

[7] . مهدی، محسنیان راد، ارتباط شناسی، تهران، نشر سروش، چاپ هشتم، 1387، ص49.

[8] . سالی، دیمیک، ارتباط موفقیت آمیز با NLP، علی اسماعیلی، تهران، نشر شباهنگ، 1383، ص51.

[9] . مهدی محسنیان راد، همان .

[10] . تونی، بازان، دو راه برای رسیدن به نبوغ اجتماعی، حور زاد صالحی، تهران، نشر پل، بی تا، ص40.

[11] . خسرو، امیرحسینی، خانواده خوشبخت فرزند موفق، تهران، نشر عارف کامل، 1382، 136-130.

[12] . همان .

[13] . کریس، کول، کلید طلایی ارتباطات، محمد رضا آل یاسین، تهران، نشر هامون، 1374، صص142-138.

[14] . خسرو امیرحسینی، همان، صص169-165.

[15] . همان، ص155.

[16] . سعید، ماهوان، آشنایی با مهارت های زندگی، مشهد، نشر ماهوان، 1385، ص131.

[17] . جواد محدثی، اخلاق معاشرت، قم، نشر بوستان کتاب قم، چاپ سوم، 1381، ص179.

[18] . ماتیو، مکی کی، مارتا دیویس، پاتریک فانینگ، پیام ها، چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم، حمیدرضا تقوی، محمد شهاب شمس، تهران، سنا، 1382، ص9و8.

[19] . کریس کول، کلید طلایی ارتباطات، محمد رضا آل یاسین، ص145.

[20] . علی اکبر فرهنگی، ارتباطات انسانی، تهران، نشر رسا، 1374، ج1، ص209.

[21] . کریس کول، همان، ص145.

[22] . خسرو امیرحسینی، همان، ص155.

[23] . کریس کول، همان، ص145و24و23.

[24] . ماتیو، مکی کی، مارتا دیویس، پاتریک فانینگ، همان، صص17-14.

[25] . مهدی، فتحی، مهارت ارتباط مؤثر، مشهد، نشر شهیدی پور، 1384، ص50.

[26] . ماتیو، مکی کی، مارتا دیویس، پاتریک فانینگ، همان، ص21.

[27] . برایان، تریسی، آردن رون، چگونه انسانی دوست داشتنی باشیم، سیما فرجی، تهران، نشر نسل نواندیش، 1387، ص36.

[28] . ماتیومکی کی، مارتا، دیویس، پاتریک، فانینگ، همان، صص23-21.

[29] . خسرو، امیرحسینی، همان، ص156.

[30] . جواد محدثی، اخلاق معاشرت، ص186.

[31] . کریس، کول، همان، ص152.

[32] . خسرو، امیرحسینی، همان، صص146و145.

[33] . ماتیومکی کی، مارتا، دیویس، پاتریک، فانینگ، همان، صص73-71.

[34] . سید محمد، دادگران، مبانی ارتباطات جمعی، بی جا، نشر فیروزه، 1374، ص206.

[35] . اون هارجی و دیگران، مهارت‌های اجتماعی در ارتباطات میان فردی، مهرداد فیروزبخت، خشایار بیگی، تهران، نشر رشد، 1377.

[36] . ویرجینیا ریچموند، جیمز سی، مک کروسی، رفتار غیرکلامی در روابط میان فردی، فاطمه سادات موسوی، ژیلا عبدالله پور، صص97-91.

[37] . اون هارجی و دیگران، همان، ص55.

[38] . علی اکبر فرهنگی، غلام رضا آذری، مبانی ارتباطات، تهران، نشر سنجش، 1381، ص204.

[39] . سالی دیمیک، ارتباط موفقیت آمیز با NLP، علی اسماعیلی، ص55.

[40] . اون هارجی و دیگران، همان، ص73.

[41] . سید محمد دادگران، مبانی ارتباطات جمعی، ص190.

[42] . سالی دیمیک، همان، ص55.

[43] . حسین مظاهری، خانواده در اسلام، قم، نشر شفق، 1364، ص143.

[44] . www.rasekhoon.net

[45] . کریس، کول، کلید طلایی ارتباطات، محمدرضا آل یاسین، صص53-42.

[46] . محمد، سیدا، دوازده گام تا ارتباط مؤثر، تهران، ناشر: مؤلف، چاپ سوم، 1384، ص54.

[47] . فرانک، فینچام، لیان، فرناندز، کیت، هامفریز، رابطه همسران، مهدی، قراچه داغی، تهران، نشر پیک بهار، چاپ دوم، ص118.

[48] . کریس، کول، همان، ص58.

[49] . دون گابور، مهارت های گفتگو، مهدی، قراچه داغی، تهران، نشر پیک بهار، 1381، صص91-87.

[50] . کریس. ال. کلینکه، مجموعه کامل مهارت های زندگی، شهرام محمدخانی، تهران، نشر رسانه تخصصی، 1386، ص293.

[51] . برایان، تریسی، آردن رون، چگونه انسانی دوست داشتنی باشیم، سیما فرجی، ص28.

[52] . ماتیومکی کی، مارتا دیویس، پاتریک فانینگ، همان، ص322.

[53] . محمد، سیدا، همان، ص71.

[54] . فرانک فینچام، فرناندز، کیت هامفریز، همان، ص111و107.

[55] . آن دمارایس، والری وایت، تأثیر در اولین برخورد، مهدی قراچه داغی، تهران، نشر نقش و نگار، 1384، ص72.

[56] . خسرو، امیرحسینی، خانواده خوشبخت فرزند موفق، ص169و154.

[57] . برایان تریسی، ران آردن، همان، ص52.

[58] . کریس کول، همان، ص114.

[59] . محمد سیدا، همان، ص70.

[60] . سعید ماهوان، آشنایی با مهارت‌های زندگی، صص123و122.

[61] . محمد سیدا، همان، ص60.

[62] . ناصر، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، نشر دارالکتب الاسلامیه، چاپ بیست و هفتم، 1381، ج20، ص24.

[63] . فرانک فینچام، لیان، فرناندز، کیت هامفریز، همان، صص113-104.

[64] . دون گابور، مهارت های گفتگو، مهدی قراچه داغی، ص91-86.

[65] . فرانک، فینچام، لیان فرناندز، کیت هامفریز، همان، صص118و117.

[66] . خسرو، امیرحسینی، خانواده خوشبخت فرزند موفق، ص148و147.

[67] . ماتیو مک کی، مارتا دیویس، پاتریک فانینگ، همان، ص321.

[68] . روزالی ماگیو، هنر گفتگو با هرکس در هر کجا، غلام حسین، خانقایی، بی جا، نشر نسل نواندیش، چاپ دوم، 1387، ص337.

[69] . فرانک، فینچام، ، لیان فرناندز، کیت هامفریز، همان، صص171-122.

[70] . کریس، کول، کلید طلایی ارتباطات، محمدرضا آل یاسین، ص42.

[71] . کریس. ال. کلینکه، مجموعه کامل مهارت های زندگی، شهرام محمدخانی، صص291-272.

[72] . محمد، سیدا، دوازده گام تا ارتباط مؤثر، صص106-52.

[73] . جاناتان، رابینسون، معجزه های ارتباطی برای زوج ها، شیوا، اطمینان، تهران، نشر قطره، 1386، صص66-48.

[74] . ماتیو، مکی کی، مارتا دیویس، پاتریک فانینگ، پیام ها، چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم، حمیدرضا تقوی، محمد شهاب شمس، ص320.

[75] . کریس، کول، همان، صص60-58.

[76] . کریس. ال. کلینکه، همان، صص288-285.

نظر ها

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

ثبت نظر

نام

ایمیل

وب سایت