03

ازدواج خوب؛ سه قفل، سه کلید        

اشاره

ازدواج، شیرین ترین و ماندگارترین بخش دوران جوانی است و آغازی برای یک زندگی زیباست تا در پرتو آن لذت های سالم و مسرات روحی در آن تجربه شود. مفاهیمی چون عشق، محبت، صفا، آرامش و همدلی در پرتو ازدواج معنا می یابد.

آدمی چنان آفریده شده است که به کشش فطری و طبیعی، به سمت ازدواج و سامان دادن خانواده رهنمون می شود؛ انکار آن، مبارزه با فطرت است و تأخیر و یا عدم دقت در آن، خسارتی جبران ناپذیر.

هر جوانی که در سن ازدواج قرار می گیرد، سه پرسش (قفل) اصلی پیش روی خود می بیند:

1. چرا ازدواج کنم و اصولاً در ازدواج چه فایده ها و آثاری دارد؟

2. با چه کسی ازدواج کنم و در انتخاب همسر، چه معیارها و خصوصیاتی را در نظر بگیرم؟

3. پس از ازدواج، چگونه زندگی مان را به خوبی به پیش ببریم و آن را خوب و شایسته مدیریت کنیم؟

هر کس کلیدهای باز کردن این سه قفل را داشته باشد، می تواند بر شکل دهی یک زندگی مشترک و صفا بخشی به آن، موفق شود.

این نوشتار بر آن است تا سه کلید برای این سه قفل ارائه دهد:

 

قفل 1. چرا ازدواج کنم؟

ازدواج حادثه شیرین و تحول به یاد ماندنی دوران جوانی شماست. با ازدواج، صفا و محبت و شیدایی می شکفد و حیاتی سبز و همراه با مسرّت معنوی و لذت های سالم، آغاز می شود. آدمی چنان آفریده شده است که به طور فطری و طبیعی، به سوی ازدواج و سامان دادن خانواده، رهنمون می شود. سخن کوتاه و صریح پیامبر(ص) را جدی بگیرید: «ای گروه جوانان، ازدواج کنید»[1]

عشق، مصاحبت و دستیابی به انتظارات را سه انگیزه مهم ازدواج شمرده اند و نیز نقل کرده اند که «هیچ بنیادی در اسلام، نزد خداوند، محبوب تر از ازدواج نیست»[2]

کسانی که تن به ازدواج نمی دهند و از این سنت الهی سرپیچی می کنند، نوعی خامی در وجودشان باقی می ماند و بسیاری از ابعاد وجودی شان شکوفا نمی شود؛ به گفته استاد مطهری: «نوعی پختگی هست که جز در پرتو ازدواج پیدا نمی شود»[3] ازدواج را تأخیر نیندازید و به هنگام، دست به کار شوید؛ زیرا، اولین مرحلة خروج از خود طبیعی فردی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان، ازدواج است و کسانی که این دوران را نگذرانند، تا پایان عمر درجه ای از نابالغی را به همراه خواهند داشت.[4]

ازدواج کنید؛ زیرا رسول خدا(ص) همواره می فرمودند: «هر کس که دوست دارد از سنّت من پیروی کند، به ازدواج روی آورد؛ زیرا، ازدواج [بخشی] از سنت من است»[5] همچنین، در سخنان ایشان، از گشوده شدن درهای رحمت آسمانی و وزش نسیم احسان و فیض الهی، به هنگام ازدواج، خبر آمده است.[6] بی تردید، کامل شدن دین فرد را می توان جلوه ای از لطف خدا دانست. هیچ یک از یاران رسول خدا(ص) ازدواج نمی کرد، مگر این که حضرت درباره اش می فرمود: «دینش کامل شد»[7]

تمایل مرد و زن جوان به یکدیگر، واقعیتی درونی است و آن دو، در پرتو ازدواج، آثار و فوایدی متعدد به دست می آورند. برخی از آن ها عبارتند از:

 

1. آرامش روح و روان

آرامش درّی گران بها برای آدمی است و او هماره، در پی کسب آرامش و افزایش رضایت از زندگی است. پیامبر اکرم(ص) بهترین زینت آدمی را آرامش همراه با ایمان می دانستند.[8]

ازدواج در زمرة بهترین و سالم ترین شیوه های به چنگ آوری آرامش است. آرامش روح و روان، در پناه ازدواجی موفق تحقق می یابد و این احساس، زمینة رشد جوان را برای دستیابی به فضیلت های انسانی، فراهم می آورد؛ آن گونه که پروردگار مهربان می فرماید:

«از نشانه های او اینکه از [نوع] خودتان، همسرانی برای شما آفرید؛ تا بدان ها آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این [نعمت]، برای مردمی که می اندیشند، قطعاً نشانه هایی است»[9] علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می گوید: «هر یک از زن و مرد، در حد خود و فی نفسه، ناقص و محتاج به طرف دیگر است و از مجموع آن دو، واحدی تام و تمام درست می شود و به سبب همین نقص و احتیاج است که هر یک، به سوی دیگری حرکت می کند و چون بدان رسید، آرامش و سکونت می یابد؛ زیرا هر ناقصی، مشتاق به کمال است و هر محتاجی، مایل به زوال حاجت و فقر خویش.»[10]

همسر می تواند برای انسان آرامش آفرین باشد و این آرامش فردی، آرامش اجتماعی را در پی دارد. بی شک، نتیجة چنین رضایتی از زندگی و آرامش، فزونی مروّت و نیکی سیرت است. پیامبر(ص) می فرمایند: «پسران و دختران مجرد خود را همسر دهید تا خداوند، مروتشان را افزون و سیرتشان را نیکو کند»[11]

 

2. ارضای تمایلات جنسی

ازدواج وسیله ای پاک و کامل برای ارضای تمایل جنسی و پدیده ای سازنده برای در امان ماندن از آلودگی های جنسی خلاف عقل است. رسول خدا(ص) می فرمایند: «ازدواج بهترین وسیله برای نفی نگاه شهوانی، عفت جنسی، پاک دامنی و شرافت انسانی است.»[12]

برای نفوذ شیطان، مسائل جنسی و شهوانی یکی از راه های آسان است که گاهی در پوشش ارتباط دوستانه، بین پسر و دختر، جوان را در ورطة هرزگی و فساد می اندازد؛ اما جوان درپرتو مهر همسر خود، این راه نفوذ را مسدود می کند.

رسول خدا(ص) ضمن توصیه به ازدواج و نهی جوان از ارتباط های نامشروع[13] می فرمایند: «هر جوانی که در ابتدای جوانی اش ازدواج کند، با این کار نیک خود، نالة ابلیس را در می آورد؛ چنان که او فریاد می کشد: «وای بر من! وای بر من! این جوان دو سوم دین و آیینش را از گزند من در امان نگه داشت و خود را بیمه کرد.» آنگاه، رسول خدا(ص) این گونه سفارش فرمودند: «... پس لازم است در یک سوم باقی مانده، خویشتن دار باشد».[14]

زوج جوان به دلیل مصونیت از آلودگی ها و انحراف های شهوانی، جایگاه والایی نزد خداوند دارند؛ تا جایی که «خوابشان برتر از انسان مجردی است که روزها روزه دار دارد و شب ها به سبب عبادت، بیدار می ماند».[15] پیامبر رحمت(ص) عبادت پسر و دختر ازدواج کرده را برتر از نماز فرد مجردی می دانند که شب و روز خود را به پرستش سپری می کند.[16] از این رو، هرگاه یکی از یارانش ازدواج می کرد، پیامبر(ص) «کامل شدن دین» او را بشارت می دادند.[17] و همواره، این توصیه را به جوانان می فرمودند: «هر که دوست دارد خدا را پاک و پاکیزه ملاقات کند، در حالی که زن دارد، خدا را ملاقات کند».[18]

 

3. سلامت جامعه انسانی

گسترش فرهنگ ازدواج سلامت جامعه را در پی دارد و اگر پیوند زناشویی برچیده شود، ناراحتی های اجتماعی فراوانی جامعه را فرا می گیرد؛ چون، شخص مجرد مسئولیت اجتماعی را نمی پذیرد. اما کسی که ازدواج کرده است، به نقطه ای اتکا دارد و در حفظ این حریم می کوشد. او ناچار است که از زندگی خود مراقبت کند، بر سلامت آن بکوشد و کاری نکند که خانواده اش ناراحت شوند. از این روست که بسیاری از مؤسسات، در حین استخدام، شرط متأهل بودن را قرار داده اند. پس، ازدواج می تواند وسیلة پیشگیری از تخلفات اجتماعی باشد.

 

4. ایجاد نسلی صالح

ادامة نسل و نوع آدمی و ایجاد نسلی صالح، از آثار همدمی و پیوند دختر و پسر جوان است؛ در این باب، محمد مصطفی(ص) می فرمایند: «چه چیزی مؤمن را از انتخاب همسر باز می دارد؟ هر آینه در پرتو ازدواج، خداوند، فرزندی را به او ببخشد که زمین را با شعار لا اله الا الله سنگین کند».[19]

بیشتر جوانان به دلیل واهمه از دشواری اداره کامل زندگی، ازدواج را به تأخیر انداخته اند تا پس از جمع آوری و اندوختن مال و اطمینان کامل، گام پیش نهند؛ اما اغلب این دغدغه ها روا نیست. با حداقل ها نیز می توان آغاز کرد و رزق و روزی، در گرو ازدواج است:[20] «خانواده تشکیل دهید که برای شما روزی آور است»[21] نبی رحمت در کلام شیرین دیگری می فرمایند: «با زنان ازدواج کنید که آنان، ثروت و روزی می  آورند»[22]

سخنان مذکور امید آفرین ترین جملاتی است که جوان با الهام از آن ها، جرأت تصمیم می یابد و نیرویش را به تحرک مضاعف وا می دارد تا در سایة فضل و لطف الهی، زیستنی سرشار از صفا و زیبایی را بنیان نهد. بشارت نهایی نیز از جانب پروردگار است: «اگر تنگ دست اند، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد کرد و خدا گشایش بخش داناست»[23]

جوانی خدمت پیامبر(ص) آمد و اظهار نیاز کرد. رسول خدا(ص) به او پیشنهاد ازدواج فرمودند.[24] آن جوان از اینکه دوباره نزد رسول خدا(ص) برود و درخواست خویش را عنوان کند، شرم کرد. در آن حال، مردی از انصار او را دید و گفت: «دختر خوش چهره ای دارم... می خواهم او را به ازدواج تو در آورم» آن جوان با دختر آن مرد انصاری ازدواج کرد و در پرتو این پیوند، رحمت الهی بر زندگی شان سایه افکند و گشایش و وسعتی در زندگی زناشویی شان فراهم آمد. روزی آن جوان خدمت پیامبر خدا(ص) آمد و او را از ماجرای خویش آگاه کرد. پیامبر(ص) پس از شنیدن ماجرای شیرین این جوان، فرمودند: «جوانان، بر شما باد که ازدواج کنید»[25]

 

قفل 2: با چه کسی ازدواج کنم؟

دقت در انتخاب همسر، ضرورت است و مسامحه و بی توجهی در آن، پیشمانی به بار خواهد آورد. بی شک، صفاتی نظیر فاسق بودن، بی عفتی، فحاشی، بداخلاقی و حماقت گزینه های ممنوع اند،[26] اما گزینه های مثبت نیاز به توضیح بیشتری دارند. در نظر گرفتن معیارها و خصوصیات زیر، در گزینش همسر، لازم است:

1. دین داری

همسر دین دار انتخاب کنید؛ زیرا، دین داری دختر و پسر جوان، حفظ حریم عفت، حیا، نجابت و غیرت را در پی خواهد داشت. جوانی نزد پیامبر(ص) آمد و از وی درباره ازدواج رهنمود خواست. رسول خدا(ص) فرمودند: «آری، ازدواج کن و بر تو باد که همسری دین دار انتخاب کنی.»[27]

پیامبر(ص) دربارة گونه های انتخاب همسر توسط برخی از مردم، چنین بیان داشتند: «برخی برای انتخاب همسر، به مال یا دین یا زیبایی یا به حسب و نسب او توجه دارند؛ اما بر شما باد که با دین داران ازدواج کنید»[28]

هم ایشان همسرگزینی بر محور ثروت یا زیبایی و منهای دین داری را نهی کرده اند: «هر که با زنی برای مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وی واگذار خواهد کرد[29] و هر که با او برای زیبایی اش ازدواج کند، در او چیزی که خوشایند نیست، خواهد دید و هر که با وی برای دینش ازدواج کند، خداوند تمام این مزایا را برای او جمع خواهد کرد.»[30]

صید دین کن تا رسد اندر تبع                 حسن و مال و جاه و بخت منتفع[31]

2. خوش خلقی

به اخلاق مطلوب خود توجه کنید؛ زیرا شیرازة استحکام زندگی زناشویی اخلاق است و سوء اخلاق به حکم تجربه، بی احترامی ها و نامهربانی های را در پی دارد و فروغ محبت را خامش خواهد ساخت. محمد مصطفی(ص) می فرمایند: «هرگاه برای دختر شما خواستگاری آماد که دین و اخلاقش را می پسندید، قبول کنید؛ و گرنه فتنه و فساد در جامعه، بسیار می شود».[32]

3. اصالت خانوادگی

به دلیل تأثیرپذیری انکارناپذیر دختر و پسر از خانواده و محیط رشد، اصالت خانوادگی تعیین کننده است. از این رو، در کلام پیامبر(ص) چنین آمده است: «با فلان گروه ازدواج کنید که مردانشان عفت دارند، پس زنانشان هم عفیف هستند؛ و با آن گروه ازدواج نکنید که مردانشان بی عفتی پیشه کرده اند و زنانشان هم بی عفت شده اند»[33]

ایشان، همچنین، از ادواج با سبزه ای که در لجن زار روییده شده، پرهیز داده است و در پاسخ، سبزه لجن زار را این گونه معرفی می کند: «زن زیبایی که در مکان و خانواده فاسدی باشد».[34]

4. همتایی (کفو همدیگر بودن)

هماهنگی، هم گرایی، تناسب و سنخیت روحی و اخلاقی و جسمی دختر و پسر، ضرروتی است برای پایه گذاری و استمرار زندگی استوارتر، پرثمرتر و لذت بخش تر. رسول خدا(ص) می فرمایند: «به همتایان خود زن بدهید و از همتایان، همسر بگیرید»[35]

همتایی گونه های مختلفی دارد: همتایی دینی، فرهنگی، اخلاقی، علمی، جسمی، زیبایی، سنی، مالی، خانوادگی، اجتماعی، روحی و روانی. نبی رحمت (ص) مؤمنان را هم شأن و همتای هم می دانستند و خودشان زید بن حارثه را با زینب، دختر جحش، و مقداد بن اسود را با ضباعه، دختر زبیر بن عبدالمطلب، تزویج کردند؛ زیرا در نگاه ایشان، بهترین شرافت، ایمان بود و تناسب در آن، در نظر آن حضرت، جایگاه خاصی داشت.[36] و بر گونه های دیگر مقدم بود. داستان ازدواج جویبر و ذلفا، بیان دیگری از این اندیشة نبوی است:

جویبر، مردی سیاه پوست و فقیر از اهل یمامه بود که به حضور پیامبر(ص) شتافت و با اشتیاق، اسلام آورد. حضرت به او تفقد کرده و لباس و غذای او و «اصحاب صفه» را فراهم می کردند. روزی پیامبر(ص) نگاهی به جویبر کردند و فرمودند:

جویبر چه خوب بود که همسری اختیار می کردی تا شهوت خود را کنترل کنی و نیز در امور دنیا و آخرت، شریکی داشته باشی.

جویبر گفت: ای پیامبر خدا، پدر و مادرم فدایت! کدام زن حاضر است به همسری من تن در دهد؟ نه حسب و نسبی دارم و نه مال و جمالی؟

پیامبر(ص) فرمودند: ای جویبر، خداوند جهان به برکت دین اسلام، کسانی را پست کرد که در جاهلیت شرافت داشتند و کسانی را شرافت داد که پست بودند. امروز، همة مردم، اعم از سفید، سیاه، قریش، عرب و عجم برابرند و همه فرزندان آدم هستند و آدم هم از خاک آفریده شده است. جویبر، من برای هیچ کدام از مسلمانان، نسبت به دیگری فضیلتی نمی بینم؛ جز برای آن که تقوا و فرمان برداری اش در پیشگاه خدا بیشتر باشد... .هم اکنون نزد زیاد بن لبید که شریف مردم قبیله بنی بیاضه است، می روی و به او می گویی که رسول خدا مرا فرستاده و دستور داده است که دخترت، ذلفا، را به عقد جویبر در آوری.

جویبر نیز با خوشحالی به سوی خانه زیاد روانه شد. وقتی وارد منزل او شد، گروه زیادی از بستگان وی گِردش نشسته بودند و گفت و گو می کردند. جویبر اجازة ورود خواست و پیام نبی خدا را به زیاد بن لبید ابلاغ کرد: «رسول خدا(ص) پیغام داده است که ذلفا را به عقد من درآوری» زیاد با تعجب پرسید: «آیا پیامبر خدا، تو را برای ابلاغ این پیام فرستاده است؟ جویبر پاسخ داد: «آری؛ من سخن دروغ به رسول خدا نسبت نمی دهم.» زیاد گفت: «ما دختران خود را به اشخاصی که هم شأن ما نیستند، تزوج نمی کنیم. برگرد تا خود نزد پیامبر بیایم و عذرم را بگویم».

جویبر با ناراحتی بازگشت. در آن حال ذلفا نزد پدر آمد و پرسید:

پدر جان چه گفت و گویی با جویبر داشتی؟

جویبر آمده و می گوید که پیغمبر مرا فرستاده تا ذلفا را با من تزویج کنی!

ذلفا گفت: به خدا جویبر دروغ نمی گوید کسی را بفرست تا پیش از آنکه جویبر نزد رسول خدا برود، او را برگرداند.

زیاد بی درنگ جویبر را از میان راه برگردانید و احترامش کرد و گفت: «اینجا باش تا من برگردم» و آنگاه خود به محضر رسول خدا(ص) رسید و گفت: «پدر و مادرم به فدایتان! جویبر حامل پیامی از سوی شما بود. ما طایفة انصار، دختران خود را جز به افراد هم شأن خود، تزویج نمی کنیم» پیامبر(ص) پاسخ دادند: «ای زیاد، جویبر مردی با ایمان است؛ مرد مؤمن، هم شأن زن مسلمان است. دخترت را به همسری جویبر در آور و از دامادی او ننگ مدار!»

زیاد به خانه برگشت و گفته های ایشان را به اطلاع دختر رسانید. ذلفا نیز ضمن خرسندی از پیشنهاد رسول خدا(ص) به پدر چنین گفت: «پدر جان، این را بدان که اگر از فرمان پیامبر خدا سرپیچی کنی، کافر خواهی شد.»

پس از آن، زیاد بن لبید دست جویبر را گرفت و او را به میان بزرگان قوم خود آورد و ذلفا را به ازدواج او درآورد. مهریه و جهیزیة عروس را نیز شخصاً به عهده گرفت و به دلیل تنگدستی داماد، خود، خانه ای با وسایل زندگی تهیه کرد و به وی اختصاص داد و بدین گونه، ذلفا به همسری جویبر درآمد.[37]

5. زیبایی

معیار زیبایی در شیرینی و صفای زندگی مؤثر خواهد بود[38] و لازم است زن و مرد یکدیگر را از نظر اندام، چهره و شکل ظاهری بپسندند. پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: «ان من سعادة المرء المسلم... المراة الجملات ذات دین»[39] (= از سعادت مسلمان این است که همسری زیبا و دین دار داشته باشد.)

قضاوت در باب میزان زیبایی، معیار معین و قانون استانداردی ندارد؛ بلکه تا حدودی به سلیقه افراد بستگی دارد: ممکن است فردی در نظر کسی زیبا باشد و در نظر دیگری زشت. می توان گفت، زیبایی به اندازه ای باید باشد که طرفین، همدیگر را بپسندند و جذابیت کافی برای همدیگر داشته باشند و هر کدام، متناسب با ویژگی های خود، دیگری را انتخاب کند.

به عبارت دیگر، زن و شوهر از نظر ظاهری نیز باید کفو همدیگر باشند. اگر انسانی قیافة ظاهری و اندام همسرش را نپسندند و دوست نداشته باشد، ممکن است به طور ناخواسته، از او بهانه و ایراد بگیرد و زندگی را بر او تلخ کند.

زیبایی همسر در حفظ و تقویت عفت و ایمان همسرش تأثیر دارد و اگر شخصی از زیبایی همسرش راضی باشد، چشم و فکر و عملش متوجه دیگران نخواهد شد، حسرت زیبارویان بیگانه را نخواهد خورد، به دنبال بیگانگان نخواهد رفت و به همسرش خیانت نخواهد کرد؛ مگر اینکه از فطرت انسانی خارج شده و از ایمان و عفت، بی بهره باشد.

به هرحال، زیبایی از جمله صفات کمال است و باید دقت داشت که در اولویت بندی معیارها، زیبایی در رتبة اول قرار ندارد و تنها اگر با معیارهای اساسی، مثل تدیّن، اخلاق، عقل و شرافت خانوادگی همراه باشد، ارزش خواهد داشت؛ به فرموده رسول خدا(ص): «نباید حُسن چهرة زن را بر حسن دین داری او برتری داد.»[40] نیز، این توصیة امام صادق (ع) را که مشابه با توصیة مذکور از جد بزرگوارشان است، نباید فراموش کرد: «اذا تزوج الرجل المراة لجمالها او مالها وکل الی ذلک و اذا تزوجها لدینها رزقه الله المال و الجمال»[41] (= اگر مردی زیبایی یا ثروت زنی را معیار ازدواج قرار دهد، خداوند او را بدان وا می گذارد! و اگر برای دیانتش تزویج کرد، خداوند ثروت و زیبایی او را هم فراهم می سازد).

 

قفل 3. چه تلاشی برای استمرار زندگی خوب با همسر باید کرد؟

همسر خود را بزرگ بشمارید. او به منزلة بال شماست که با آن، می توانید پرواز کنید. با بزرگداشت او، بر گرما و محبت زندگی خود بیفزایید.

این آیة قرآن، تأمل برانگیز است: «یکی از آیات الهی این است که برای شما، از جنس خودتان، جفتی بیافرید تا با او انس بگیرید و آرامش بیابید و در میان شما، دوستی و مهربانی قرار داد و در این امر، برای افرادی که اهل اندیشه و تفکر باشند، آیات و نشانه هایی وجود دارد»[42] به فرمودة پروردگار پیامد انس، الفت، همدلی و همزبانی با همسر، آرامش است.

به فرمودة امام صادق(ع): «پنج چیز است که هر کس یکی از آن ها را نداشته باشد، همواره در زندنگی اش نقص دارد و فکرش مشوش و دلش نگران است: اول، سلامت جسم و دوم، امنیت و سوم، وسعت روزی است، چهارم، همراه و مونس هم رأی می باشد که همان همسر خوب و فرزند خوب و همنشین خوب است. پنجمین چیز که در برگیرندة همة این خصلت هاست، آرامش خاطر و رفاه زندگی است.»[43]

حضرت محمد(ص) در خانواده، مهربان بودند و نسبت به همسران خود، هیچ گونه خشونتی روا نمی داشتند و این، برخلاف خلق و خوی مکیان بود. وی به حسن معاشرت با زنان، توصیه می کردند و می فرمودند: «همة مردم خصلت های نیک و بد دارند. مرد نباید فقط جنبه های ناپسند همسر خویش را در نظر بگیرد و او را [بدین سبب] ترک کند؛ زیرا، هرگاه از این خصلت او ناراحت شود، خصلت دیگرش مایة خشنودی اوست و این دو را باید با هم به حساب آورد.»

ایشان با فرزندان و فرزندزادگان خود، مهربان بودند و به آن ها متحبت می کردند: آنان را روی دامن خویش می نشاندند، بر دوش خویش سوار می کردند، می بوسیدند و این ها همه، برخلاف خلق و خوی رایج آن زمان بود.[44]

رابطه عاطفی و وابستگی زن و شوهر به یکدیگر، یک امتیاز و لطف الهی برای زیبایی و طراوت زندگی است؛ دوستی همسر از اخلاق انبیاست و این دوستی را باید به همسر اعلام کرد. پیامبر رحمت(ص) می فرمودند: «این سخن مرد به زن خود که «دوستت دارم»، هرگز از دل زن بیرون نمی رود»[45] خلاصه اینکه نیکی کردن باعث تصرف دل ها می شود. پس، به همسر خود مهر بورزید و به او وفادار باشید و گره های کوچک و بی اهمیت زندگی را نادیده بگیرید.

پایان متن را با سخن حضرت رضا(ع) زینت می بخشیم؛ سخنی که به نوع رابطه مهربانانه زن و مرد اشاره دارد:

الف. «هیچ فایده ای به کسی نیم رسد بهتر از این که برای او بانویی باشد که نگاه کردن به او موجب سرور و شادمانی همسر باشد و در غیاب شوهر امانت دار و حافظ حریم خویش و خانواده و اموال شوهر باشد.»[46]

ب. اگر نسبت به کسی محبتی دارید، آن را آشکار کنید زیرا اظهار دوستی نیمی از خردمندی به شمار می آید. بنابراین زن و شوهر باید عواطف خود را در خصوص هم علنی سازند و در این مورد از خجالت و شرمساری اجتناب نمایند.[47]

برای مطالعه بیشتر

آیین همسرداری، ابراهیم امینی؛ گلبرگ زندگی، حسین دهنوی؛ ازدواج مکتب انسان سازی، شهید پاک نژاد؛ بهشت خانواده، سید جواد مصطفوی.

منبع: کتاب ازدواج؛ سه قفل، سه کلید؛ احمد نبوی؛ انتشارات آستان قدس رضوی

 

پی نوشت ها:



[1] . کلینی، کافی، ج6، ص330.

[2] . عاملی، وسائل الشیعه، ج14، ص3.

[3] . مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص398.

[4] . همان، ص251.

[5] . مجلسی، بحارالانوار، ج10، ص93.

[6] . «یفتح ابواب السماء بالرحمه... عند النکاح» نوری، مستدرک الوسائل، ج14، ص152.

[7] . نعمان مغربی، دعائم الاسلام، ج2، ص190.

[8] . صدوق، من لایحضره الفقیه، ج4، ص403.

[9] روم/ 21.

[10] . المیزان فی تفسیر القرآن، ج16، ص66.

[11] . بحارالانوار، ج100، ص222.

[12] . مستدرک الوسائل، ج14، ص153.

[13] . «ای جوان، ازدواج کن و از زنا بپرهیز؛ همانا که این زشتی، ایمان را از قلب تو بیرون می کشد.» مکارم الاخلاق، ج1، ص430.

[14] . بحار الانوار، ج100، ص221.

[15] . قمی، سفینه البحار، ج1، ص561.

[16] . شیخ طوسی، التهذیب، ج7، ص239.

[17] . دعائم الاسلام، ج2، ص190.

[18] . شیخ مفید، المقنعه، ص496.

[19] . شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج3، ص382.

[20] . مکارم الاخلاق، ج1، ص43.

[21] . رسول خدا(ص)، بحارالانوار، ج103، ص217.

[22] . مکارم الاخلاق، ج1، ص43.

[23] . نور/ 32.

[24] . در روایتی آمده است که پیامبر(ص) سه بار به او توصیه ازدواج کردند. ر.ک: وسائل الشیعه، ج14، ص25.

[25] . کافی، ج85، ص330.

[26] . وسائل الشیعه، ج14، ص20؛ مستدرک الوسائل، ج14، ص165.

[27] . کافی، ج5، ص332.

[28] . کنزالعمال، ح2، ص446.

[29] . پیامبر(ص) می فرمایند: «برای ثروت با آنان ازدواج نکنید؛ چه بسا که داریی شان آنان را بر ضد شما بشوراند» کنزالعمال، ح44537.

[30] . وسائل الشیعه، ج14، ص31.

[31] . مثنوی معنوی، دفتر4، بیت3141.

[32] . وسائل الشیعه، ج14، ص51.

[33] . همان، ص271.

[34] . همان، ص19.

[35] . همان، ص29.

[36] . همان، ص40.

[37] . کافی، ج5، ص339.

[38] . پیامبر(ص) : «نیکوترین زنان امت من، خوب رویان هستند» وسائل الشیعه، ج14، ص160.

[39] . بحارالانوار، ج101، ص101.

[40] . کنزالعمال، ح44590.

[41] . کافی، ج5، ص333.

[42] . روم/ 22.

[43] . الخصال، ص28.

[44] . مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج2 (وحی و نبوت)، ص251 تا 262.

[45] . اصول کافی، ج5، ص569.

[46] . وسائل الشیعه، ج20، ص40.

[47] . اعیان الشیعه، ج4، ص19.

نظر ها

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

ثبت نظر

نام

ایمیل

وب سایت