02

عملکرد امام علی(علیه السلام) در دوران خلفا

1. انتقادهای امام از خلفا و مبارزه با بدعت‌ها

حضرت علی(علیه السلام) در طول 25 سال سکوت خود، هرگاه خطا و یا اشتباهی از خلفا می‌دید از آنان انتقاد می‌کرد و در مقابل بدعت‌هایی که در دین وارد می‌کردند با آن‌ها به مبارزه برمی‌خاست. از جمله انتقادهای امام به خلفا، می‌توان به چند مورد اشاره نمود:

ـ شیوع فساد و گناه و رویگردانی مردم از حق ـ انتخاب و نصب حکام از میان منافقین ـ غصب خلافت از حضرت ـ سعی خلفا در تضعیف و موقعیت امام(علیه السلام)

2. بیان احکام الهی و معضلات فقهی

3. پرورش شاگردان خداجو

4. پاسخ به پرسش‌های دانشمندان یهود و مسیحی

5. عبادت حضرت علی(علیه السلام)

6. خدمات اجتماعی

ـ انفاق به فقیران و یتیمان ـ آزاد کردن بردگان ـ کشاورزی و درختکاری ـ حفر قنات

 7. جمع آوری قرآن به دست امام

بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) و ماجرای سقیفه یکی از اساسی‌ترین و پربارترین کارهایی که حضرت انجام داد، گردآوری قرآن بود. گرچه در دوران پیامبر آیات سوره‌ها مرتب و سوره‌ها تکمیل و نام‌های آن تعیین شده بود ولیکن جمع آوری آنها در یک مجلد انجام نگرفته بود؛ زیرا در دوران پیامبر هر آن، انتظار می‌رفت آیه‌ای جدید نازل شود، بنابراین جمع آوری قرآن تا زمانی که بر پیامبر وحی نازل می‌شد امکان پذیر نبود.

ابن ندیم می‌گوید: «پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، حضرت علی(علیه السلام) سوگند یاد نمود تا قرآن را جمع آوری ننموده، عبا بر دوش نیاندازد.»[1]

8. پاسخ امام(علیه السلام) به پرسش دانشمندان مسیحی

سلمان می‌گوید: پس از درگذشت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) گروهی از مسیحیان به سرپرستی یک اسقف وارد مدینه شدند و در حضور خلیفه سؤالاتی را مطرح کردند، خلیفه آنان را به حضور امام علی(علیه السلام) فرستاد. یکی از سؤالاتی که آنان از امام پرسیدند این بود که: «خدا کجاست؟»

امام آتشی برافروخت، سپس پرسید: روی این آتش کجاست؟ دانشمند مسیحی گفت: همه اطراف آن، روی آن است و هرگز پشت و رو ندارد. امام فرمود: هرگاه برای آتش که مصنوع خدا است، طرفی خاص نیست، خالق آن، که هرگز شبیه آن نیست، بالاتر از آن است که پشت و رو داشته باشد، مشرق و مغرب از آن خداست، به هر طرف رو کنی وجه و روی خدا است و بر او مخفی و پنهان نیست.[2] امام آفریدن چنین صحنه‌ای، از برهان نامتناهی بودن خدا برای نفی حد و مرز برای او، استفاده کرده و طرف او را قانع ساخت.

 - 9مشاوره‌های علمی و سیاسی امام علی(علیه السلام) به خلیفه دوم

امام در دوران خلیفه دوم مشاور مهم و گره‌گشای بسیاری از مشکلات سیاسی، علمی و اجتماعی او بود. چراکه امام به گسترش اسلام در جهان و تثبیت پایه‌های آن در داخل سرزمین‌های اسلامی می‌اندیشید و با آشنا ساختن مردم با معارف و احکام الهی، در مقابل هجوم مکاتبی نظیر یهودیت و مسیحیت از اسلام نوپا دفاع می‌نمود، از این رو هرجا خلیفه در این امور دست نیاز به سوی امام دراز می‌کرد، حضرت او را یاری می‌نمود و گاهی بدون درخواست خلیفه، حضرت خود به راهنمایی او پرداخته و او را متوجه اشتباهش می‌کرد.

از جمله انتقادهایی که امام به خلیفه دوم داشت، درباره تندخویی و عجولانه بودن او بود، آن‌چه که بیش از هر چیز در شهرت عمر، در طول ایام مسلمانی‌اش اهمیت دارد، همان تندروی‌ها و ارائه نظریاتی افراطی و همراه با تندخویی و درشتگویی است.

حضرت علی(علیه السلام) در مورد عمر چنین می‌فرماید:

«ابوبکر حکومت را به مردی خشن و تندخو واگذار کرد که دارای سخنانی تند بوده و همکاری با او دشوار بود، فراوان دچار لغزش می‌گشت و عذرخواهی می‌نمود. فردی که می‌خواهد با او همکاری کند، مانند کسی است که بر شتر سرکش سوار گشته است که اگر مهار شتر را بکشد بینی شتر بشکافد و اگر زمامش را رها کند، شتر سوار را به زمین می‌کوبد. به خدا سوگند! مردم در حکومت عمر، در ناراحتی و رنج مهمی بودند و من در این مدت طولانی محنت‌زا و عذاب آور، چاره‌ای جز شکیبایی نداشتم تا دوران او نیز سپری شود.[3]

ابن ابی الحدید نیز درباره عجول بودن عمر می‌گوید: عمر زیاد فتوی می‌داد و دوباره آن را نقض کرده و فتوایی مخالف صادر می‌کرد.[4]

10. انتقاد و مشاوره امام علی(علیه السلام) به عثمان

از طرفی عثمان نسبت به دو خلیفه قبلی، کمتر با امام مشورت می‌کرد، چراکه او برای خود مشاورانی از بین خویشاوندانش از بنی‌امیه برگزیده بود و آنها به دلیل دشمنی با امام، از مشورت خلیفه سوم با امام و ترتیب اثر دادن به نظرات حضرت تا حدّ ممکن جلوگیری می‌کردند. اما در عین حال، هرگاه خلیفه برای حل مشکلی علمی یا قضایی عاجز می‌ماند، دست به دامن امام علی(علیه السلام) می‌شد و از حضرت استمداد می‌گرفت.

انتقادهای امام از خلیفه سوم، بیشتر از انتقادهای ایشان از دو خلیفه قبلی است به این دلیل که گناه و فساد در رفتار شخصی عثمان و نیز در بین اطرافیان او رواج بیشتری یافته بود و به علت ضعف اراده او، عده‌ای از خویشاوندانش بر او مسلط شده و او را به هر طرف که می‌خواستند، می‌کشیدند. از جمله این انتقادها: حیف و میل کردن اموال بیت المال، سپردن مسئولیت‌های دولتی به افراد نالایقی چون ولید بن عقبه و مروان بن حکم و...؛

برای مثال، وی دندان‌هایی از طلا تهیه کرده بود و لباسهای شاهانه و فاخر می‌پوشید که قیمت برخی از آنها به 800 دینار می‌رسید، او ظرفی پر از طلا و نقره که متعلق بیت المال بود را بین زنان و دخترانش تقسیم می‌کرد و اکثر اموال بیت المال را در آباد کردن املاک و خانه‌های خود به مصرف رساند. او به اطرافیان خود به خصوص بنی امیه اموال زیادی از بیت المال بخشید و آنان گنج‌های فراوانی به برکت بخشش‌های خلیفه اندوختند. و هنگامی که به عثمان در تقسیم بیت المال و حیف و میل آن اعتراض می‌شد در پاسخ می‌گفت:

«به هر کس که بخواهم، می‌دهم و به هر کس که نخواهم نمی‌دهم، خداوند مخالف این مطلب را نابود نماید. ما نیازهای خود را از این غنائم تأمین می‌کنیم هرچند گروهی آن را ناخوش دارند»[5]

 

گردآورنده: واحد پژوهش مدرسه علمیه حضرت رقیه(س)

آدرس: چهار راه آیت ا... عبادی- عبادی 18- حسین باشی 6- مدرسه علمیه حضرت رقیه(علیها السلام)

آدرس سایت: www.mroghayeh.com

ایمیل: rpajuhesh@yahoo.com

 



[1] . ابن سعد، طبقات الکبری، محقق عبدالقادر عطاء، ج2، ص101.

[2] . جعفر سبحانی، فروغ ولایت، ص295.

[3] . نهج البلاغه، خطبه3.

[4] . ابن قتیبه دینوری، الامامه و السیاسه، ج2، ص21.

[5] . ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، محقق عبدالله قاضی، ج2، ص251.

نظر ها

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

ثبت نظر

نام

ایمیل

وب سایت