02

سیره عملی اخلاق امام علی(علیه السلام) در خانواده

اخلاق همسرداری

از آنجا که همسرداری امری دو جانبه است، به همین منظور به چند اصل از اصول حاکم در همسرداری امام علی(علیه السلام) و فاطمه زهرا(علیها السلام) اشاره می‌گردد:

تقسیم کار در خانه، پرهیز از خواسته‌های مادی و تلاش در جهت جلب رضایت همسر، یاری رساندن به همسر، حاکمیت روح عاطفی و نگاه‌های محبت آمیز در خانه و...

امام علاوه بر مسئولیت‌های سنگینی چون حضور در جنگ، کمک به بینوایان و محرومان، هدایت و رهبری جامعه و... نقش مؤثری در کمک به همسر خود در کارهای خانه داشتند. گندم را با آسیاب سنگی آرد می‌کرد؛ عدس پاک می‌کرد؛ نعلین را با دست خود وصله می‌زد، برای خریدن پیراهن، خود به بازار می‌رفت؛ از لباس‌های معمولی که عموم مردم می‌پوشیدند، استفاده می‌کرد. آبیاری نخلستان دیگران را به عهده می‌گرفت تا پولی به دست آورد و مشکلات زندگی را با دست خود برطرف می‌کرد. خانه‌ای چون دیگران داشت و اسب یا الاغی که همگان در اختیار داشتند به کار می‌گرفت.[1]

حضرت نیک خویی را موجب محبت و دوستی معرفی می‌کرد؛ و در مقابل، خوی ناپسند و بداخلاقی را بدترین هم‌نشین دانسته، آن را باعث تباه شدن زندگی و سیه روزی و موجب شکنجه و آزار انسان به شمار آورد او که خود دست پرورده اخلاق خوب پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) است، از حضرت آموخته که رمز پیروزی در زندگی، به ویژه در کانون گرم خانواده، داشتن خلق و خوی پسندیده است. به خاطر همین شناخت و کانون پر از مهر و عاطفه خانوادگی بود که علی(علیه السلام) می‌فرمود:

«به خدا سوگند هیچ‌گاه فاطمه را به اکراه به کاری وانداشتم و او را ناراحت نکردم و خشمگین نساختم، تا خداوند او را نزد خویش برد و او نیز هیچ زمان مرا ناراحت و خشمگین نکرد و از دستور من سرنپیچید، هرگاه به او نگاه می‌کردم همه ناراحتی‌ها و غم‌هایم را از یاد می‌بردم.»

از جمله این همیاری می‌توان به این مورد اشاره نمود: روزی رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) به منزل فاطمه(علیها السلام) تشریف برد. دید حسن و حسین(علیهما السلام) منزل نیستند. احوالشان را پرسید. فاطمه(علیها السلام) عرض کرد: «امروز در خانه‌ی ما چیزی برای خوردن وجود نداشت. علی(علیه السلام) وقتی خواست بیرون برود فرمود: حسن و حسین را با خودم بیرون می‌برم، مبادا گریه کنند و از تو مطالبه غذا نمایند. آنان را برداشت و نزد فلان شخص یهودی رفت. رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) در جستجوی علی(علیه السلام) بیرون رفت. او را در نخلستان یهودی یافت که مشغول آب کشی بود. حسن و حسین را مشغول بازی دید و مقداری خرما نیز در نزدشان بود. به علی(علیه السلام) فرمود: قبل از این که هوا گرم شود، حسن و حسین را به خانه برنمی‌گردانی؟ عرض کرد: یا رسول الله! وقتی از خانه خارج شدم غذایی در خانه نداشتیم، صبر کنید تا قدری خرما برای فاطمه تهیه کنم. من با این یهودی قرار گذاشته‌ام در مقابل هر دلو آب، یک دانه خرما بگیرم. وقتی قدری خرما تهیه شد آنها را در دامن ریخت و حسن و حسین را برداشت و به منزل بازگشت.[2] این‌ها نمونه‌هایی از شیوه همسرداری امام است که نشان می‌دهد چگونه به فاطمه(علیها السلام) کمک می‌کرد و سیره او در خانه و با همسرش بر چه اساسی استوار بود.

 

تربیت فرزند

چگونگی تربیت فرزند یکی از وجوه درخشنده سیمای خانوادگی امیرالمؤمنین است. برخی از اصول تربیت فرزند از دیدگاه حضرت می‌توان به گفتن اذان و اقامه در گوش فرزندان، انتخاب نام نیکو، بازی با فرزندان، رعایت اصل بی‌طرفی میان فرزندان و عدم جانبداری از یکی و رعایت عدالت و مساوات و... اشاره نمود.

ایشان هم‌چنین در سخنی زیبا به حسن و حسین(علیهما السلام) فضیلت‌ها و ارزش‌های متعالی در زندگی را چنان می‌آموزد:

«تقوا پیشه سازید و در پی دنیا و مظاهر آن نباشید، حتی اگر دنیا به شما رو آورد بر هرچه از مواهب دنیایی است و از دست می‌دهید تأسف نخورید به حق سخن بگویید، برای پاداش الهی کار و کوشش کنید دشمن ستمگر و یار ستمدیده باشید در کارهایتان نظم داشته باشید، برای ایجاد صلح و آشتی بین مردم بکوشید، حال یتیمان را رعایت کنید و نگذارید نابود شوند همسایگان خود را مراعات کنید، مبادا در عمل به قرآن دیگران از شما پیشی گیرند، همواره مواظب نماز باشید، امر به معروف و نهی از منکر را هرگز ترک نکنید که در آن صورت بَدان بر شما مسلط شده دعایتان مستجاب نخواهد شد، بر شما باد همبستگی و از تفرقه و پشت کردن به یکدیگر بپرهیزید.

 

ساده زیستی امام علی(علیه‌السلام)

امام علی(علیه السلام) الگوی کامل فرهنگ ساده زیستی بود. علی(علیه السلام) در خانه گلین در مقابل کاخ سبز شام قد علم می‌کند، و با سفره گرده نان و نمکش در برابر سفره‌های رنگین شام ارزش می‌آفریند و با دو جامه خشن و کفش وصله‌دارش در برابر لباس‌های رنگارنگ  فاخر و تقلیدی از روم که مقام‌های شام به آن مبتلا بودند، ارزش می‌آفریند.

ابورافع می‌گوید: روزی خدمت امام علی(علیه السلام) رسیدم، دیدم که سفره‌ای گره خورده در پیش روی حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) است، وقتی آن را باز کرد، دیدم نان جوین است. گفتم: چرا گره می‌زنی؟ فرمود: برای این که بچه‌ها دوغی یا روغنی بر آن نیفزایند.[3]

امام صادق(علیه السلام) نیز می‌فرمایند: «جدّ ما امیرالمؤمنین(علیه السلام) همیشه با دسترنج خود زندگی می‌کرد، در باغات اطراف مدینه کار می‌کرد، وقتی گندم یا جو آرد می‌شد، آرد آن را الک نکرده در کیسه‌ای می‌گذاشت و به هنگام غذا تناول می‌فرمود و آن را چند گره می‌زد که چیزی به آن اضافه نکنند.

اگرچه امام علی(علیه السلام) از غذاهای حلال استفاده می‌فرمود، امّا اغلب غذاهای حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) سرکه، روغن و خرما بود.[4]

در نامه‌ای که امام علی(علیه السلام) به عثمان ابن حنیف والی بصره نوشته‌اند، می‌فرمایند: «من که امام شما هستم به دو جامه کهنه و دو قرص نان اکتفا کرده‌ام در صورتی که من می‌توانستم از جامه‌های حریر لباسی فاخر بپوشم و از عسل مصفی و مغز گندم، غذای لذیذ و مقوی تناول کنم، ولی هیهات که هوا و هوس نفس بر من غلبه نماید و حرص سرکش مرا به برگزیدن خوراک‌ها وادارد یا این که شاید در حجاز یا یمامه کسانی باشد که در حسرت گرده نانی به سر برند و سیر شدن بر یاد نیارند یا چنان سیر بخوابند و پیرامونم شکم‌های گرسنه و جگرهایی از تشنگی سوخته باشد.[5]

 

عبادت و اخلاص امام علی(علیه السلام)

امام با همه عظمت و بزرگی، به درگاه خدا رو می‌آورد و با او خلوت و زمزمه می‌کرد.

یکی از ویژگی‌های امام علی(علیه السلام) آن بود که همواره به یاد خدا بود و در هر حال ذکر می‌گفت و ذکر همیشگی حضرت «الحمدلله» بود که مدام از زبان مبارکش جاری می‌شد.

امام علی(علیه السلام) درباره اخلاص فرمودند:

«دنیا همه‌اش نادانی است جز مکان‌های علم، علم همه‌اش حجت است جز آنچه بدان عمل شود، و علم همه‌اش ریا و خودنمایی است جز آنچه خالص برای خدا باشد و اخلاص هم در راه خطر است تا بنده بنگرد که عاقبتش چه می‌شود»[6]

عمل اگر برای غیر خدا باشد وبال صاحب آن است و اگر انفاق به نیت فخر و مباهات باشد نصیب سگان و عقابان است.

 

تواضع و تبسم امام

حضرت، خلقی نیکو داشت و بسیار افتاده و متواضع بود. با همگان با رویی گشاده و آرام روبرو می‌شد و با همه مهربان بود. حسن خلق حضرت علی(علیه السلام) در میان مردم ضرب المثل بود، با این همه دشمنان حضرت، تواضع و نیک رفتاری را برای ایشان عیب و نقص وانمود می‌کردند.

هنگامی که خلیفه دوم، عمر بن خطاب می‌خواست علی(علیه السلام) را خلیفه بعد از خود معرفی کند، همین مطلب را بهانه کرد و خطاب به حضرت گفت: «یا علی تو مناسب‌ترین شخص برای خلافت هستی، اگر شوخ و اهل مزاح نبودی» و خلیفه این صفت را برای حضرت نقص به حساب آورد، زیرا به پندار وی خلیفه یا هر رئیسی می‌بایست غرور و تکبر به خرج دهد تا بتواند امور را اداره کند.[7]

 

گردآورنده: واحد پژوهش مدرسه علمیه حضرت رقیه(س)

آدرس سایت: www.mroghayeh.com

ایمیل: rpajuhesh@yahoo.com

 

 



[1] . جرج جرداق، علی و حقوق بشر، ج1، ص82.

[2] . عباس عزیزی، اخلاق امام علی(علیه السلام)، انتشارات اخلاق، چاپ اول، زمستان79، ص19و20.

[3] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، 1385ق، ج1، ص7.

[4] . سید هاشم بن سلیمان بحرانی، حلیه الابرار فی احوال محمد و آله علیهم السلام، تحقیق: شیخ غلامرضا بروجردی، موسسه المعارف الاسلامیه، چاپ اول، 1413ق، ج1، ص357.

[5] . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه45، ص394.

[6] . عباس قمی، سفینه البحار و مدینه الحکم و الاثار، تهران، فراهانی، 1363، ج1، ص401 ماده خطر.

[7] . ضیاء الدین بندربیگی، زندگی نامه امیرالمؤمنین، ص41.

نظر ها

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

ثبت نظر

نام

ایمیل

وب سایت