26
مقدمه

عفو یکی از فضایل اخلاقی شمرده شده که مورد تأکید آیات و روایات است. این صفت پسندیده موجی از احساسات انسان دوستانه را در دل­ها ایجاد می­کند وکینه ها را می­زداید و موجب می­شود دشمن از خصومت دست برداشته، طرح دوستی و محبت بریزد.

عفو از دیدگاه نهج البلاغه به معنای گذشت و بخشودن گناه، نادیده گرفتن خطاهای آنان، ترک مجازات از گناه می­باشد. این یکی از مکارم اخلاقی و صفات ارزشمند است که در زندگی فردی و اجتماعی به کار می­رود و نقش مهمی ایفا می­کند. می­توان از راه های کسب فضیلت عفو وگذشت به حلم، کرامت، شجاعت...اشاره نمود.

گذشت از اصول مهم اخلاقی است،که بازتاب های مثبت و فراوانی در عرصه های فردی و اجتماعی دارد، سبب باروری، تقویت عواطف می­شود. نیز تعاملات فردی و جمعی را به جهت مطلوب هدایت می­کند. از این رو، بررسی عفو وگذشت در سیاست، مدیریت، خانواده، غیره ... از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است.

عفو و گذشت يكى از  مكارم والا و بلكه به قول امام على(علیه السلام) تاجى زينت بخش بر سر همه فضایل است. «اَلْعَفْوُ تاجُ الْمَكارِم[1]؛ گذشت، زينت بزرگواري هاست.» پس، از جمله اخلاق کریمانه که شخصیت انسانی را به مکارم اخلاقی نزدیک می­کند و اوج اخلاقی شخص را به نمایش می­گذارد، عفو و گذشت از گناه، خطا و لغزش های دیگری و خودداری از مجازات و تنبیه است. بنابراین جامعه انسانی هنگامی قابل دوام و مناسب برای زندگی است که افراد آن از کینه توزی، انتقام جویی،گرایش به تمایلات نفسانی، انحطاط و پستی پرهیز نموده، حراست از عواطف انسانی، کرامت و بزرگواری را هدف و برنامه زندگی قرار دهند تا در پرتو آن از نگرانی، تشویش، خشم، ستیز، جنگ و جدال که بیماری جانکاه جسم و جان است، مصونیت یابند. از نظر اسلام بهترین روش در برخوردهای نادرست و رفتارهای ناپسند و زشت دیگران در معاشرت اجتماعی، بردباری وکظمِ غیظ (فرو بردن خشم)، عفو وگذشت می­باشد.



مفهوم شناسی عفو

به معنی گذشت، بخشودن و نادیده گرفتن آمده و نیز به معنی محو شدن و از بین رفتن که هر دو نزدیک به هم هستند و هردو در«نهج»دیده می­شود.[ii]بخشودن گناه،[iii] قصد گرفتن چیزی نمودن.[iv]

در اصطلاح، عفو آن است که از بدی در گذری.[v] همچنین آمرزیدن و در گذشتن از گناه و عقوبت نکردن مستحق عذاب را. گذشت کردن بر کسی و ترک کردن مجازاتی را که شایسته آن است و خودداری از مواخذه او.[vi] بنابراین شخص عفو کننده با وجود اینکه قدرت استیفای حق خود را دارد، شخص خطاکار را که اشتباه و خطای آن ثابت شده مورد عفو و بخشش خود قرار می­دهد. 

یکی از مکارم اخلاقی و صفات ارزشمند و کلیدی که در زندگی فردی و اجتماعی انسان، نقش مهمی ایفا می­کند، عفو وگذشت است. در زندگی اجتماعی و فردی ممکن است حق انسانی از بین برود یا دیگران به او بی حرمتی کنند؛ در این مواقع عفو وگذشت می­تواند بهترین گزینه عمل انسان باشد، چرا که اگر قرار باشد انسان در هر برخورد فردی و اجتماعی حالت تلافی جویانه داشته باشد، بی شک دچار چالش های اجتماعی و روحی می­شود. از این رو تعلیم های دین انسان را سفارش به عفو وگذشت در بسیاری از تنش های اجتماعی می­کند.[vii]

نهج البلاغه در بسیاری از خطبه ها، نامه ها و حکمت ها به واژه عفو اشاره شده است، همچنین واژه های معادل آن عبارتند از:«صفح،سمح،[viii] تجاوز(جاوز)، عفوت[ix]، سلف، مضت، انقضی و...»[x]

عفو« إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ»[xi]

«هنگامى كه بر دشمنت پيروز شدى عفو را شكرانه اين پيروزى قرار ده»‏ِ

در اين كه فرق ميان «عفو»، «صفح» و «غفران» چيست؟ با توجه به مفهوم لغوى آنها روشن مى‏شود كه، سلسله مراتب بخشش گناه را بيان مى‏كند؛ زيرا «عفو» به معنى صرف‏نظر كردن از مجازات است و «صفح» مرتبه بالاترى است يعنى ترك هرگونه سرزنش و «غفران» به معنى پوشاندن گناه و به فراموشى سپردن آن است.[xii]

نقطه مقابل عفو و گذشت، غضب و انتقام است. غضب به معنای خشم است. و نیز عبارت است از حرکتی نفسانی که به واسطه آن جوشش خون درقلب برای شهوت انتقام حادث می­شود. پس وقتی که این حرکت سخت شود، آتش غضب را فروزان و برافروخته کند و در این حالت، عقل ضعیف می­شود. حضرت علی(علیه السلام) می­فرماید:«الغَضَبُ یُفًسِدُ الًالًبابَ»[xiii] خشم، عقل ها را از بین می­برد. ایشان در نکوهش غضب،که عقل و اندیشه انسان را از بین می­برد و انسان مرکبی برای شیطان می­شود در این باره می­فرماید:« وَ إِيَّاكَ وَ الْغَضَبَ فَإِنَّهُ طَيْرَةٌ مِنَ الشَّيْطَان»[xiv] «از خشم و غضب سخت دوری کن که انگیزه ای است از شیطان.»[xv]

 انتقام، آن است که شخص به مثل همان ظلمي که در حقش شده، يا بيشتر را مرتکب شود و ظالم را مواخذه نمايد، انتقام اگر از مقابله به مثل در مواردي که شرع اجازه داده تجاوز کند، خواه کماً و خواه کيفاً حرام است و اين حس انتقام از نتائج غضب است.

بنابراین حضرت علی (علیه السلام) در کلام گُهربار خویش بر ضرورت پرهیز از خشم و انتقام می­فرماید:«وَ کَانَ [عليه السلام] يَقُولُ مَتَي أَشْفِي غَيْظِي إِذَا غَضِبْتُ حِينَ أَعْجِزُ عَنِ الِانْتِقَامِ فَيُقَالُ لِي لَوْ صَبَرْتَ أَمْ حِينَ أَقْدِرُ عَلَيْهِ فَيُقَالُ لِي لَوْ عَفَوْتَ»[xvi]

«و درود خدا بر او، فرمود: چون خشم گيرم، کي آن را فرو نشانم؟ در آن زمان که قدرت انتقام ندارم، که به من بگويند:« اگر صبر کني بهتر است» يا آنگاه که قدرت انتقام دارم؟ که به من بگويند« اگر عفو کني خوب است.»

پس عفو، علاوه بر اینکه رحمت و شفقت است، نوعی بزرگواری است که عفو کننده نسبت به گنهکار و خطاکار ابراز می­دارد و معنای بزرگواری این است که از ناحیه عفو کننده به جای خشونت ودرشتی، شفقت و مهربانی و به جای خشم و دشمنی، محبت و دوستی نسبت به خطاکار ظاهر شود و در عوض انتقام، صفح و در عوض نفرت، الفت حاصل شود و این چیزی است که امام امیرمؤمنان(علیه السلام) برآن تأکید دارد.

 فضیلت عفو و راه های کسب آن

عفو از اخلاق خداوند تبارک تعالی است که منشاء خوبی­ها و منافع بسیاری است وسعادت دنیا وآخرت رابه دنبال دارد. صفت عفو دارای فضیلت­ها و ویژگی­های ارزشمند و امتیازهای بزرگ بوده است و به عنوان خلق و خویی شریف، در سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) معرفی شده است و سپس در رفتار اهل بیت(علیهم السلام)، ادامه می­یابد.

برای اینکه عفو در درون و بیرون آدمی نهادینه شود و همه وجود را فرا گیرد و انسان از روحیه ای گذشت برخوردار شود، باید بسیاری از کمالات و مقامات انسانی را کسب کند تا این فضیلت و منش والای اخلاقی را در وجود خویش نهادینه کند.

امام علی(علیه السلام) می­فرمایند:« إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ»[xvii] «هر گاه بر دشمنت مسلّط شدى، عفو و گذشت از او را، شكر و سپاس نعمت قدرتى بدان كه نسبت به او يافته‏اى. »

دست يافتن بر دشمن، نعمتى از طرف خداست كه سپاس بر آن، و ايمان و خضوع در برابر خدا را مى‏طلبد و لازمه سپاس و ايمان نرم‏دلى و فرونشاندن آتش خشم است و به دنبال آن عفو و گذشت. به اين ترتيب گذشت را جاى سپاس قرار داده است از آنجا كه اين دو لازم و ملزومند. و چون شكر واجب است، عفو و گذشت نيز لازم است.[xviii]

از جمله مقولاتی که می­تواند سبب ساز عفو شود کرامت است. کرامت به معنای، سخاوت شرافت، نفاست، عزت و بزرگواری است.[xix]

کرامت الهی به معنای دقیق آن«مجد و بزرگواری خالق نسبت به مخلوق، یعنی تبلور عشق و علاقه صانع نسبت به مصنوع و مراتب علاقمندی به موجودی که نماینده وجانشین می باشد.» حضرت امیر(علیه السلام) در چند فراز از کلمات دلنشین خود در نهج البلاغه به کرامت خداوند اشاره می­فرمایند. ایشان در فرازهایی از نامه خویش به محمد بن ابی بکر، اصل کرامت الهی را مورد تأکید قرار دادند.[xx] در این نامه ضمن توصیه وی به خدمت گزاری و خوش رویی با مردم، آمده است:

«فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُسَائِلُكُمْ مَعْشَرَ عِبَادِهِ عَنِ الصَّغِيرَةِ مِنْ أَعْمَالِكُمْ وَ الْكَبِيرَةِ وَ الظَّاهِرَةِ وَ الْمَسْتُورَةِ  فَإِنْ يُعَذِّبْ فَأَنْتُمْ أَظْلَمُ وَ إِنْ يَعْفُ فَهُوَ أَكْرَمُ»[xxi] «خداوند از شما بندگان درباره اعمال کوچک وبزرگ،آشکار وپنهان خواهد پرسید،اگر کیفر دهد. شما استحقاق بیش از آن دارید و اگر ببخشد از بزرگواری وکرم اوست»

کمال آدمی و اصلاح رفتاری او در گرو رشد کرامت وی است و انسان در زمینه کرامت به فضایل دیگر دست می یابد و انسان بی کرامت از همه فضایل محروم می­ماند و در گنداب تباهی ها غرق می­شود.

یکی از نشانه های بزرگواری وکرامت به دست آوردن فضیلت عفو وگذشت است و اینکه انسان کریم در مقابله با دشمنان و ظلم هایی که دیده راه فضل و بخشش را پیشه می­کند و کرامت از خود نشان می­دهد. حضرت علی (علیه السلام) می­فرمایند:«مِنْ أَشْرَفِ أَعْمَالِ الْكَرِيمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا يَعْلَمُ»[xxii] «از بهترین اعمال شخص بزرگوار،چشم پوشی اوست ازآنچه می­داند.» یعنی نادیده گرفتن وچشم پوشی از معایب و لغزشهایی که در مردم سراغ دارد. از آن رو که لازمه این عمل فضایلی همچون تحمل سختی، بردباری،گذشت و بخشش است و تمام اینها فضایلی هستند که با بزرگواری همراهند.

حلم

حلم یکی از صفات پسندیده و آراسته در وجود انسان می­باشد و از ضروریات زندگی به شمار می­آید، از جمله ریشه و سبب ساز فضیلت عفو وگذشت است.

حلم آن است که روان آدمی پیوسته آرام باشد در موقع خشم به آسانی تحریک نشود و هنگام مشاهده و رسیدن ناملائمی مضطرب نگردد.[xxiii]

حلم در وجود انسان منبع جاذبه برای جذب مردم به سوی حق است و این واقعیتی است که در انبیاء وائمه طاهرین تجلّی داشت و از این راه بسیاری از مردم به حقیقت گرایش پیدا کرده و به ایمان و عمل آراسته شدند.[xxiv]حضرت علی (علیه السلام) درباره حلم خداوند می­فرمایند:« الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَاشِي فِي الْخَلْقِ حَمْدُهُ وَ الْغَالِبِ جُنْدُهُ وَ الْمُتَعَالِي جَدُّهُ أَحْمَدُهُ عَلَى نِعَمِهِ التُّؤَامِ وَ آلَائِهِ الْعِظَامِ الَّذِي عَظُمَ حِلْمُهُ فَعَفَا... »[xxv] «ستايش ويژه خداوندى است كه حمد و ثنايش همه جا را گرفته، سپاهش پيروز و مجدو عظمتش متعالى است او را به خاطر نعمت‏هاى پى در پى و به هم پيوسته و عظيمش مى‏ستايم، همان خداوندى كه حلمش زياد است و عفو مى‏كند.»

در این خطبه از نهج البلاغه، به یکی از ویژگی های حق تعالی که حلم اوست و همین سبب عفو و بخشش عظیم خود حق شده، اشاره شده است. حلم در انسان صفتی است فرع برشجاعت و آن خصوصیتی است که انسان باوجود آن در مقابل ناملایمات مقاوم و استوار می­ماند.

حلم و بردباری در انسان رمز موفقیت، پیشرفت، سلامت روح و جسم و سبب محبوبیت در جامعه و موجب رضای خدا و دوری از شیطان است. بنابراین این صفت یکی از با ارزش­ترین فضایل اخلاقی برای انسان می­باشد. یکی از جلوه ها و انگیزه های حلم و بردباری در انسان عفو وگذشت از خطاهای دیگران است.

افراد بردبار در نظر مردم عزیزند، زیرا سکوتشان در برابر افراد نادان، سبک سر و بی ادب برعزت و شخصیت­شان می­افزاید، ولی نابردباران در کوچک ترین مسائل درگیر می­شوند و همین امر از عزت و احترامشان می­کاهد.[xxvi]

بنابراین اگر کسی طالب کمال و فضیلت انسانی و دینی است، بدون تردید باید به تدریج و مرور زمان، خود را به انجام افعال و اعمال کسانی که به آن فضیلت و کمال متصف هستند، وادار نماید. طبیعی است که در ابتدا انجام آن اعمال سخت می­باشد اما هر قدر انسان استقامت بورزد و بیشتر تمرین کند، از سختی کار کاسته می­شود و انسان کم کم به کمال و فضیلت مورد نظرش متصف می­گردد و یکی ازآن فضایل با ارزش صفت حلم وبردباری است.

  شکر قدرت  

یکی از راه­هایی که باعث می­شود افراد به صفت عفو متصف شوند و به فضیلت عفو دست یابند، شکر قدرت است. به این معنا که، هر زمان بر دشمن مسلط می­شود عفو وگذشت از او را شکر و سپاس نعمت قدرتی بداند که نسبت به او یافته اند.

و نیز روشن است که شکرتنها شکر زبانی نیست، بلکه باید با عمل مناسبی نعمت را شکر گفت. بنابراین يكى از شاخه‏هاى شكر عملى اين است كه انسان اگر بر دشمنش پيروز شود تا آنجا كه ممكن است و مشكلى ايجاد نمى‏كند، عفو و گذشت را شكرانه پيروزى خود قرار دهد.[xxvii] همان گونه كه اميرمؤمنان على(علیه السلام) در حديث معروفش مى‏فرمايد: «اذا قَدَرْتَ عَلى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ»[xxviii] «هنگامى كه بر دشمنانت پيروز شدى، عفو را شكرانه اين پيروزى قرار بده».

 شجاعت

شجاعت و مردانگی یکی از خصوصیات مهم انسانی است و بهترین زمینه برای توفیق انسان در احوال مختلف فراهم می­کند و این توان را به آدمی می­بخشد که بتواند در جایی که لازم است شتاب ورزد، و در جایی که لازم است، درنگ کند. شجاعت یکی دیگر از راه های کسب فضیلت عفو می­باشد.

پایداری درست در زندگی، در وجوه مختلف به شجاعت آدمی بسته است، به طوری که کم رنگ شدن این کمال یا فقدانش فرد و جامعه را به تباهی می­کشاند. شجاعت کمالی است که به سبب آن در انسان حالتی ظهور می­نماید که انسان می­تواند بر ترس غلبه کند و نیز تهوّر و بی پروایی را مهار زند. چنانکه در حکمت­های امیرمؤمنان علی (علیه السلام) وارد شده است:«إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِيهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّيهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْه»[xxix]هنگامی که از چیزی زیاد می­ترسی خود را در آن بیفکن که گاه آن ترس از خود آن چیز سخت تر است؛ بنابراین شجاعت زمینه­ای بسیار مساعد می­یابد تا دیگر کمالات و فضایل انسانی را در خود جلوه بخشد.

عفو وگذشت نیز فضیلتی است که در تحت شجاعت قرار گرفته و از مصادیق روشن آن می‌باشد، اما انسان های بافضیلت و بزرگوار باحس انتقام وقدرت برانتقام گرفتن، شجاعانه جرم او را نادیده گرفته از او می­گذرند.

عفو کردن و در گذشتن از کسی که مستوجب جریمه است، شجاعت بسیار می­خواهد، زیرا نفس آدمی همیشه درصدد آن است که حق ضایع شده و ظلم روا شده برخود را جبران کند.

اما اگر انسان بتواند بر این حالت «تشفی نفس»حاکم شود و رفتار خود را در مقابل هر تعدی و ظلمی که به او می­رود، مهار نماید به مقام عفو رسیده است از همین رو، عالمان علم اخلاق این صفت را زیر مجموعه شجاعت قرار داده اند و می­گویند عفو،کار انسان های جبون و زبون نیست و تا انسان شیردل و شجاع نباشد کسی را عفو نمی­کند.

گردآورنده: سمیه عباسی

 



[1].جمال ،خوانساری،غررالکلم ودررالحکم،ج1،ص140

[ii]. علی اکبر، قرشی بنایی، مفردات نهج البلاغه ج2، مؤسسه فرهنگی نشر قبله، تهران 1377، ص.732

[iii] .همو، ، قاموس قرآن ج5، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1412ق، ص.19

[iv]. محمد حسین، راغب اصفهانی، مفردات الالفاظ قرآن، ناشر دارالقلم- دارالشامیه، بیروت، دمشق 1412.

[v]. عز الدین محمود بن علی کاشانی، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، ناشر زوّار تهران، 1389، ص519.

[vi]. گل بابا سعیدی، فرهنگ جامع اصطلاحات عرفانی ابن عربی، ناشر زوار، چاپ اول، تهران1387، ص653.

[vii]. محمد تقی، رکنی لموکی، اخلاق در زندگی، انتشارات زمزم هدایت، قم تابستان 1391، ص80

[viii] . نهج البلاغه، نامه 53.

[ix]. همان، خطبه178

[x]. محمد دشتی ،فرهنگ واژه های معادل نهج البلاغه ،موسسه تحقیقاتی امیر المومنین، چاپ دوم ،قم ،1376، ص514

[xi].نهج البلاغه، حکمت11

[xii]. ناصر، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج24، ناشر دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374ش، ص215.

[xiii]. عبدالواحد، میمی آمدی، ترجمه غررالحکم ودررالکلم(محلاتی)ج2، مترجم سید هاشم رسول محلاتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران 1378، ص243.

[xiv] .نهج البلاغه، نامه76.

[xv]. حسین، هاشمی، اخلاق در نهج البلاغه، مؤسسه بوستان کتاب، قم1388، ص190.

[xvi] .نهج البلاغه، حکمت194.

[xvii]. نهج البلاغه، حکمت10.

[xviii]. میثم بن علی بحرانی، ترجمه وشرح ابن میثم، ج5، ص415.

[xix] . علی اکبر قرشی، همان، ج2، ص899.

[xx] . تدوین کمیته علمی همایش بین المللی امام خمینی و قلمرو دین، اصول و مبانی کرامت انسان، ج3، تهران، انتشارات عروج، 1386، ص560

[xxi] . نهج البلاغه، نامه27.

.[xxii] نهج البلاغه، حکمت222.

[xxiii] . گل بابا سعیدی، فرهنگ جامع اصطلاحات عرفانی ابن عربی، ناشر زوار، چاپ اول، تهران، پاییز1387، ص785

[xxiv] . حسین، انصاریان، عرفان اسلامی(شرح جامع مصباح الشریعه ومفتاح الحقیقه)ج10، ناشر پیام آزادی، چاپ اول، بی جا، ص240

[xxv] . نهج البلاغه، خطبه 191.

[xxvi]. ناصر مکارم شیرازی، پیام امام7(شرح تازه و جامعی بر نهج البلاغه)، قم، انتشارات امام علی بن ابیطالب7، 1390، ج12، ص667

[xxvii].ناصر، مکارم شیرازی، پیام امام، ج12، ص89.

[xxviii] . نهج البلاغه، حکمت10.

.[xxix]  نهج البلاغه، حکمت175.

نظر ها

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

ثبت نظر

نام

ایمیل

وب سایت