20

باسمه تعالی

 

 

 

 

نقش عمل شایسته در نجات انسان

از دیدگاه مسیحیت و اسلام

فاطمه علمی راد

تابستان 1393

چکیده

آنچه در این مقاله مورد بحث قرار گرفته است، بررسی تاثیر عمل صالح در نجات و رستگاری از دیدگاه دو دین توحیدی بزرگ یعنی اسلام و مسیحیت است. مساله نجات از دیدگاه مسیحیت، نجات ازگناه اولیه است که به سبب ایمان به مسیح تحقق می­یابد و عملکرد انسان تاثیری در آن ندارد. شریعت نه تنها عامل نجات نیست بلکه از موانع نجات، محسوب می­شود. اما از دیدگاه اسلام رسیدن به رستگاری و زندگی سعادت­مند و جاودانه در قرب الاهی و مقام عبودیت تحقق می­یابد و ایمان و عمل صالح، دو عنصر اساسی و توامان برای رسیدن به رستگاری هستند.

 

کلید واژه: مسیحیت، اسلام، نجات، ایمان، عمل صالح، فیض، شریعت


 

 

مقدمه

مسئله فلاح و رستگاری و نائل شدن به حیاتی سعادتمند و جاودان و نیز نجات از هر گونه درد و رنج و فنا و از امور فطری بشر در طول تاریخ حیات وی بوده است. انسان موجودی طالب کمال مطلق است و یکی از دغدغه‌های مهم او، رسیدن به کمال مطلوب و رستگاری ابدی و فرار از فنا و نابودی است، ازاین­رو همواره به بحث و گفتگو درباره این مساله پرداخته است. بهترین راهنما در این راه هدایتهای تکوینی و تشریعی پروردگار از قبیل ارسال رسل و انزال کتب است اما جهل و غفلت از معرفت حقیقی خالق جهان هستی و عدم شناخت انسان از گوهر ذات خودش، بزرگ‌ترین مانع او برای رسیدن به این هدف بوده است. ‌ازاین­رو از شاخصه‌های مهم ادیان، خصوصاً ادیان توحیدی که همواره مدعی نجات‌بخشی بشر بوده‌اند، طرح مسئله فلاح و رستگاری و معرفی ماهیت، عوامل و موانع آن است. درمیان ادیان توحیدی، اسلام و مسیحیت به طور گسترده‌ای به طرح مسئله فلاح و رستگاری و حیات جاودان پرداخته و عوامل و موانع آن را به تفصیل برای پیروان خود تشریح کرده‌اند.

آموزه نجات در مسیحیت اهمیت فراوانی دارد زیرا بسیاری از مباحث مهم الاهیاتی نظیر تثلیث، گناه نخستین، تجسم و فدا شدن مسیح برآن استوار شده است. مسیحیان اعتقاد دارند که عیسی مسیح مجسم شد تا نقشه خدا را برای نجات به اجرا درآورد[1] و بر صلیب جان باخت تا کفاره گناهان باشد[2] و در روز سوم بر مرگ غلبه کرد و زنده شد و به آسمان بالا رفت تا نقشه نجات را کامل گرداند[3] بنابراین بنیان دین مسیح بر پایه رسیدن به نجات و رستگاری بنا شده است.

دین اسلام که آخرین دستورالعمل الاهی برای بشر است نیز توجه ویژه­ای به آموزه نجات دارد. می­توان گفت یکی از اهداف اصلی دین اسلام نجات انسان از همه نادرستی­ها، ناراستی­ها و ناپاکی­ها است. در بسیاری از آیات قرآن کریم، هدف اوامر و نواهی الهی رسیدن به رستگاری معرفی شده است.[4] البته برخلاف مسیحیت، رستگاری در اسلام فقط در سایه اعتقاد به توحید تحقق می­یابد. «قولوا لا اله الا الله تفلحوا»[5]

 

1. عوامل نجات از دیدگاه مسیحیت و اسلام

1.1. مسیحیت

هر یک از این دو دین عواملی را برای رسیدن به نجات مطرح می­کنند.مهمترین عوامل نجات و رستگاری از دیدگاه مسیحیت عبارتند از: 1. برگزیدگی: خداوند برخی از مردم را جدا ساخته و آنها را برای حیات ابدی معین کرده است. «خدا از طریق فیض الاهی، خود عده­ای را که از قبل می­شناخت برای نجات در عیسی مسیح برگزید»[6]؛ 2. دعوت: قدم اول را در نجات خداوند برمی­دارد، این امر در کلام مسیحی به «خواندن» معروف است.[7]؛ 3.تجدید حیات: تغیری است که خداوند در نفس و قلب انسان به وجود می­آورد و او را از مرگ به حیات منتقل می­کند، به­گونه ای که پس از آن نفس انسان به جای تمایل به شرارت و بدی به قداست متمایل می­گردد و حیات الاهی در او متبلور می­شود؛ 4. ایمان‌: کتاب مقدس بر آموزه ایمان به عنوان یکی از عوامل مهم کسب نجات و رستگاری تأکید بسیار کرده است: «... به خداوند عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانه­ات نجات خواهید یافت.»[8]؛ 5. توبه: تاسف بر گناه و ندامت بر ارتکاب آن و متضمن  تصمیم بر ترک گناه است. «غمگین بودن برای گناه و اشتیاق برای بخشیده شدن جزئی از توبه است»[9]؛ 6. عمل شایسته: در اینکه انجام اعمال نیک در نجات به عنوان عاملی مستقل یا لازمه ایمان موثر است یا عدم تاثیر آن نظریه­های مختلفی ارائه شده است.

سه عامل اول اموری است که از جانب خدا انجام می­گیرد که به مجموع آنها «فیض» یا «لطف الاهی» گفته می­شود. یکی از نویسندگان مسیحی درباره مفهوم «فیض» می‌گوید: «در واقع فیض را نمی‌توان توصیف کرد، فقط می‌توان از راه تجربه آن را دریافت.» وی با ذکر این مطلب که «فیض رابطه شخصی، خدا با ماست»، تصریح می‌کند: «نزدیکترین معادل معنای فیض، مهر و عشق پایدار است.»[10] ولی سه عامل بعدی باید از جانب انسان صورت گیرد.[11]

2.1. اسلام

از دیدگاه دین اسلام که آخرین برنامه هدایتی خداوند برای بشر است، عواملی را خداوند برای رستگاری بشر فراهم کرده است و عواملی را هم به انسان فرمان داده تا انجام دهد تا او را در این راه مدد رساند. خداوند به­وسیله هدایت تکوینی عام هر موجودی را به سوی کمال مختص به خودش هدایت می­کند و به ­وسیله هدایت تکوینی خاص و هدایت تشریعی به­طور ویژه انسان را از طریق صراط مستقیم به سرمنزل نجات و رستگاری می‌رساند. انسان نیز با اختیار ایمان و عمل صالح این راه را انتخاب می­کند و اگر در طول مسیر خطا و اشتباهی رخ داد و از مسیر منحرف شد عامل امید بخش توبه او را به راه راست بازمی­گرداند.

گرچه عمل شایسته در هردو دین اسلام و مسیحیت از عوامل رسیدن به فلاح ورستگاری است اما میزان و نحوه تاثیر عملکرد انسان با توجه به مبانی انسان شناسی دو دین متفاوت است. این نوشتار تاثیر عملکرد انسان در دنیا را در نیل به رستگاری از منظر دو دین بررسی و تبیین می­کند و سپس تفاوت رویکرد دو دین به این مساله را خاطرنشان می­سازد.

 

2. سرشت انسان از نگاه مسیحیت و اسلام

1.2. مسیحیت

گرچه انسان شناسی و نجات شناسی دو مقوله جدا از هم هستند اما این دو به­ویژه در الاهیات مسیحی بسیار به هم وابسته است. مسیحیان در زمینه رستگاری انسان به سه مرحله قائلند:

1. قبل از هبوط آدم: مطابق تعالیم کتاب مقدس، پیش از سقوط، انسانها پاک و مقدس آفریده شده بودند چرا که خداوند، انسان را به صورت خویش آفریده بود.[12] انسان دارای کمال عقل بود. او از این جهت با تمامی مخلوقات متفاوت و دارای حالات روحی کاملا متمایزی نسبت به سایر موجودات بود.[13] گذشته از این مرگ نیز در انسان­ها راه نداشت.

2. بعد از هبوط و قبل از صلیب: به اعتقاد مسیحیان گناه حضرت آدم و خوردن وی از درخت ممنوعه سبب شد که وی از باغ عدن بیرون گردد. خطای آدم نه تنها به خود او زیان وارد کرد بلکه همه نسل او را به علت انتقال این خطا و اشتراک آنان در نتایج گناه، متضرر ساخت. پولس در رسالات خویش بر این نکته تأکید می­ورزد که گناه آدم، گریبان­گیر تمام نسل او شده است و بر این اساس، تمامی انسان­ها با «گناه اولیه» به دنیا می­آیند.[14] عموم مسیحیان نیز با استناد به جملات پولس بر این باورند که گناه آدم به عنوان سمبل انسان­ها بر دوش تمامی آنها قرار دارد.

هرچند همه مسیحیان وضعیت نابهنجار انسان سقوط کرده را قبول دارند اما در مورد سرشت نخستین انسانی، تفاوتی میان کاتولیک­ها و برخی از دیگر فرقه­ها وجود دارد. از نگاه کاتولیکها، انسان ذاتا دارای سرشت نیک نبود بلکه سرشت پاکیزه، موهبتی الهی بود که از سوی خداوند به انسانها ارزانی شد در مقابل برخی از فرقه­های پروتستان معتقدند که طبیعت انسانی طبیعتی پاک بود و تنها پس از گناه اولیه بود که این سرشت پاک، تغییر پذیرفت و به سرشتی ناپاک تبدیل گردید.

3. انسان بعد از صلیب: مسیحیان معتقدند: تنها راه نجات از این وضعیت اسف­بار گناه­آلود، کفاره دادن برای این گناه بود اما انسان قادر نبود این گناه را کفاره دهد پس خداوند پسر یگانه خود را فرستاد تا جسم گرفته به شکل انسان درآید و به صلیب رود تا گناه آدم را کفاره دهد. ازاین پس انسان می­تواند با ایمان به مسیح نجات یابد.[15] نجات دهنده لازم بود هم انسان باشد و هم خدا تا بتواند بین انسان و خدا واسطه شود و آنها را آشتی دهد. مصالحه فقط از طریق مجسم شدن، یعنی انسان شدن خدا عملی می­گردید.[16]

 

2.2.  اسلام

در اسلام اصطلاحی با عنوان گناه اولیه وجود ندارد زیرا از منظر اسلامی و به خصوص از نگاه شیعیان، پیامبران معصوم از گناه هستند و بر همین اساس، استفاده از درخت ممنوعه توسط حضرت آدم «ترک أولی» دانسته شده است نه جرم و گناه، به عبارت دیگر نهى نامبرده نهى مولوى نبوده، تا نافرمانيش معصيت خدا باشد، بلكه تنها راهنمايى، خير خواهى و ارشاد بوده و خداى تعالى خواسته است مصلحت نخوردن از درخت، و مفسده خوردن آن را بيان كند، نه اينكه با اراده مولوى آدم را وادار به نخوردن از آن كند.[17]علاوه بر این خداوند راه استغفار را به او آموخت و وی نیز از ترک اولایی که کرده بود استغفار کرد و توبه نمود و خداوند نیز او را بخشید. «فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم»[18] بنابراین آدم گناهی مرتکب نشده و اگر هم مرتکب شده باشد خداوند او را بخشیده است  و به فرض عدم بخشش این گناه به نسل او منتقل نمی­شود زیرا هر کس بار گناه خود -و نه دیگری- را به دوش می­کشد «و لا تزر وارزه وزر اخری»[19]

اگر مسیحیان عکس این مطلب را گفته بودند به عقل درست­تر آمد یعنی می­گفتند چون آدم مرتکب گناه شد لذا پایه گناه فرزندان خود را ریخت و بنابراین در گناه فرزندان شریک است زیرا که فرزندان او به او تاسی کرده­اند.[20]

از نگاه اسلام همه انسانها پاک و منزه از هر آلودگی و پلیدی آفریده می­شوند. از آیات قرآن استفاده می­شود که انسان فطرتی دارد که پشتوانه آن روح الاهی است و طبیعتی دارد که به گل وابسته است، همه فضائل انسانی به فطرت و همه رذایل به طبیعت او باز می­گردد.

از منظر قرآن، اصل مشترک بین همه انسان­ها یعنی فطرت، دارای سه ویژگی است: نخست آن­که خدا را می­شناسد و او را می­خواهد، دین خدا را می­خواهد و بس. دوم آن­­که در همه آدمیان به ودیعت نهاده شده است. سوم آن­که از گزند هرگونه تغییر و تبدیل مصون است. قرآن می­فرماید: «فطرت الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله»[21] از فطرت الهی پیروی کن که خداوند مردم را بر پایه آن آفریده است، آفرینش خدا تغییر نمی­پذیرد.[22] فطرت انسان متمایل به حق است و گرایش به باطل تحت تاثیر شرایط بر او عارض می­شود، چنان که قرآن کریم گرایش به حق را برای نهاد انسان اصل می­داند و از میل به هرگونه تباهی تعبیر به انحراف از صراط مستقیم می­کند، تعبیر به استقامت و انحراف بهترین شاهد بر فطری بودن دین برای انسان است.[23]

این فطرت الاهی که واجد مظهریت علم و عمل است تبدیل ناپذیر است. نه خداوند آن را عوض می­کند؛ چون او را در زیباترین صورت ممکن آفریده است و نه غیر خداوند؛ چرا که چنین قدرتی برای غیر خدا وجود ندارد. ازاین­رو به عنوان نفی جنس تبدیل و سلب هرگونه تحریف فطرت آدمی می­فرماید: «لاتبدیل لخلق الله»[24] بنابراین اعتقاد به اصول و معارف اولیه دین در نهان هر بشری هست، ... گرچه جزئیات دین ممکن است در درون و نهاد انسان نباشد؛ لذا پیامبر اکرم راجع به خطوط کلی دین، نه منهاج و شریعت جزئی، فرمود: «کلّ مولودٍ یولد علی الفطره[25]؛ هر انسانی بر فطرت آفریده می­شود».[26]

 

 

3. نقش عملکرد انسان در نجات او

1.3. مسیحیت

امروزه درباره­ی این مساله که آیا ایمان در نجات کافی است و یا عمل صالح هم در آن موثر است، در میان طرفداران کلیسای کاتولیک روم و اصلاح طلبان پروتستان، اختلاف نظر وجود دارد. پروتستان به پیروی از پولس و نامه­های او، آموزه­ی «عادل شمردگی یا برائت از گناه تنها به وسیله­ی انسان» را مطرح می­کند از این رو برای به دست آوردن نجات نیازی به عمل نمی­بینند و معتقدند همین که شخص ایمان آورد اهل نجات می­گردد و بر این باورند که اعمال به تنهایی موجب نجات نمی­گردد، اما شخص نجات یافته را به ارتقا می­رساند، چنان­که پولس اعلام می­دارد: «هرچند از طریق فیض نجات می­یابی ولی نتیجه نجات ما باید اعمال نیک باشد»[27] به عبارت دیگر «خداوند به ایمان­داران فرصت داده است اکنون که نجات یافته­اند در آسمان گنج­هایی بیندوزند»[28]

بزرگترین و پرنفوذترین متفکر کلیسای مسیحی، آگوستین اعتقاد دارد که بشر به دلیل گناه اولیه از جایگاه خود سقوط کرده است، همه افراد بشر از لحظه تولد به گناه آلوده­اند و این بشر به تباهی و فساد کشیده شده هرگز نمی­تواند به مدد ابزارها و امکانات خود با خدا از در دوستی درآید. تنها خداوند است که براساس موهبت خود و نه براساس شایستگی می­تواند بشر را از بند گناه برهاند و او را بازخرید نماید.[29]

مارتین لوترکه از پیشگامان و رهبران نهضت پروتستان به شمار می­آید در این باره می­گوید: «اعمال صالح انسان صالح نمی­سازد اما انسان صالح اعمال صالح انجام می­دهد. اعمال بد انسان بد نمی­سازد اما انسان بد اعمال بد انجام می­دهد. بنابراین همیشه ضروری است که شخص قبل از انجام هر عمل صالحی خودش صالح باشد و نیز اعمال صالح باید از انسان صالح صادر شود. یک انسان مسیحی برای نجات خود نه به عمل نیاز دارد و نه به شریعت زیرا به وسیله­ ایمان از همه­ شریعت آزاد است و با آزادی کامل و بدون هیچ چشم­داشتی همه­ کارها را انجام می­دهد و به دنبال چیزی از سود و نجات نیست چرا که با فیض الهی و از طریق ایمان پیش­تر نجات یافته و از همه چیز بی­نیاز شده است بلکه تنها به دنبال جلب رضایت خداست.[30]

اما کاتولیک­ها و ارتدوکس­ها با استشهاد به رساله­ یعقوب و دیگر آیات کتاب مقدس معتقدند ایمان بدون عمل هیچ نقشی در نجات ندارد و بر این اعتقاد پای می­فشارند که ایمان و اعتراف به عیسی مسیح، بدون اعمال تحقق نمی­یابد و تنها در قالب عمل نیک است که ایمان متجلی می­شود. از این­رو، ایمان زبانی و یا ایمانی که تنها در دل مانده باشد و هیچ­گونه بازتابی بیرون نداشته باشد، را ایمان نجات­بخش نمی­دانند.

ایشان معتقدند که سعادت ابدی با دو شرط تحقق می­یابد: یکی فیض خدا که در ایمان متبلور است و دیگری اعمال نیک. مقصود از اعمال نیک، اعمالی است که کاملا با احکام خداوند و قوانین کلیسا مطابق بوده باشد. احکام خداوند، احکام ده­گانه­ عهد عتیق به استثنای احترام روز شنبه و اخلاق کامل مسیحیت و قوانین کلیسا، آن سلسله از قوانینی است که توسط کلیسا به عهده­ی افراد گذاشته می­شود؛ مانند حضور در جشن­های کلیسا در طول سال مسیحی، شرکت در مراسم عشای ربانی، حضور برای اعتراف و شرکت در مراسم عای ربانی دست­کم سالی یک­بار و ... طبق تعلیمات کلیسای کاتولیک، دعا و آیینهای مقدس به­ویژه دو آیین اصلی یعنی «تعمید» و «عشای ربانی» دو وسیله اصلی برای به دست آوردن فیض‌اند.[31]

به اعتقاد ایشان، شخصی که گرفتار مرض گناه است، احتیاجش با شریعت و قوانین و دستورهای نیکوی اخلاقی و امر و نهی برآورده نمی‌شود، بلکه به یک پزشک روحانی احتیاج دارد که قادر باشد او را دگرگون سازد و در او فکر و قلب و اراده جدیدی بیافریند تا بتواند آنچه خدا از او می‌خواهد، انجام دهد. بنابراین انجام اعمال و مناسک مذهبی نمی‌تواند هیچ نقشی در رستگاری و نجات انسان ایفا کند. منظور مسیحیان از عبادت، تحصیل نجات و بخشش گناهان نیست؛ زیرا به اعتقاد آنان نجات را نمی‌توان به وسیله کارهایی که انجام می‌گیرد، به دست آورد، بلکه بخشش از طرف خدا رایگان به انسان عطا می‌شود، به شرطی که به مسیح ایمان آورد. از این رو عبادت خدا نه جهت تحصیل نجات، بلکه به منظور ابراز محبت و قدردانی به خدا برای نجات رایگانی است که به انسان بخشیده است.[32]

‌مطالب ذکر شده مربوط به دیدگاه رایج مسیحیت است هرچند این دیدگاه مورد قبول همه مسیحیان نیست و نقدهایی برآن وارد شده است.

«اگر از بیشتر مسیحیان امروزی درباره عقایدشان سوال شود این را مهم خواهند دانست که بگویند ما قدرت بازگشت به سوی خدا و قصد عمل درست را داریم؛ و آنها احتمالا خواهند گفت که اساس مسیحیت مشارکت اراده انسانی و فیض الهی است.»[33]

علاوه براین شریعت مانع نجات انسان در مسیحیت معرفی شده است. در بخشهایی از عهد جدید به شدت علیه شریعت سخن گفته شده و به عنوان یکی از موانع مهم نجات بشر معرفی گردیده است!‌‌
در کتاب مقدس آمده است: «ولی گناه از این شریعت که علیه خواهشهای ناپسند من بود، استفاده کرد و به یاد من آورد که این خواهشها نادرست‌اند و در من همه نوع خواهشهای ناپسند را بیدار کرد. چون فقط در یک صورت کسی دیگر گناه نمی‌کند و آن موقعی است که هیچ شریعتی نباشد. به این دلیل است که من تا وقتی که نمی‌دانستم شریعت واقعاً از من چه می‌خواهد، زندگی آسوده‌ای داشتم، ولی وقتی به واقعیت پی بردم، متوجه شدم که قانون مذهبی را زیر پا گذاشته‌ام و گناهکار و محکوم به مرگ هستم.»[34]

پولس قوانین شریعت را از شیطان می­داند و معتقد است با ایمان به مسیح می­توان بر شریعت و شیطان غالب شد. شریعت احکام موقتی بود که با آمدن مسیح از اعتبار افتاد و بدین ترتیب قدرت شیطان که انسان را به گناه متهم می­ساخت درهم شکست. «پس خواه بخورید خواه بنوشید، خواه هرچه کنید، همه را برای جلال خدا کنید»[35] از دیدگاه وی انسان پس از مسیح، از وی حیات جاودانی یافته و حفظ رسوم مذهبی دیگر اهمیتی ندارد و مهم ایمانی است که محبت ار آن بجوشد.[36]

مهمترین ادله مسیحیت در رد شریعت و قوانین مذهبی و عمل به آنها به عنوان عاملی جهت نجات و رستگاری عبارتند از: 1. اجرای قوانین شریعت جهت دریافت اجر و پاداش، مذهب را به وسیله‌ای جهت تجارت و داد و ستد تبدیل می­کند؛ 2. افراد مذهبی را به افرادی منافق و خودپسند و ریاکار تبدیل می‌کند؛ 3. باعث ایجاد یأس و نومیدی انسان جهت تحصیل اجر و پاداش کامل در صورت ناتوانی در انجام شریعت و نهایتاً سرخوردگی او می­شود؛ 4. کسب نجات، هدیه و بخشش مجانی و رایگان از طرف خداست و هیچ انسانی نمی‌تواند آن را با اعمال خود به دست آورد؛ زیرا انسان عاجزتر از آن است که بخواهد نجات و رستگاری را با عمل خویش کسب کند.

به اعتقاد الاهی‌دانان مسیحی، هدف خداوند از اعطای شریعت این نبود که مردم به وسیله آن نجات یابند؛ چون انسان در اسارت کامل به سر می‌بَرد و قادر نیست شریعت را اجرا کند. در نتیجه شریعت نمی‌تواند به انسان حیات و عدالت ببخشد. تنها فایده شریعت در این است که انسان را متوجه گناه خود کند و قدّوسیت خدا را نشان دهد و گناهکاران را به سوی مسیح رهبری می‌کند. مرگ عیسی بر صلیب ایمان‌داران را نه فقط از لعنت شریعت، بلکه از خود شریعت نیز آزاد کرد. ‌همچنین کسانی که می‌خواهند به وسیله حفظ دستورات مذهبی نجات پیدا کنند، زیر لعنت خدا قرار دارند؛ چون در تورات نوشته شده: «لعنت بر کسی باد که حتی یکی از دستورهای کتاب شریعت را بشکند»[37] پس معلوم می‌شود که هیچ کس نمی‌تواند از راه حفظ قوانین مذهبی نجات پیدا کند![38]

2.3. اسلام

از دیدگاه اسلام هدف از آفرینش انسان، رسیدن به رستگاری است که در قرب الاهی و مقام عبودیت تحقق می­یابد و حیات طیبه و زندگی سعادت­مند و جاودانه تنها در پرتو رسیدن به این مقام عظیم به دست می­آید. رستگاری انسان هم از راه تزکیه و تربیت نفس به دست می­آید که خاستگاه آن، اعتقاد صحیح، ایمان و عمل شایسته است.

قرآن فلاح و رستگاری را به عنوان هدف از انجام کارهای خوب مطرح می­کند که همه کارهای عبادی و افعال شایسته را برای رسیدن به آن انجام داد ولی هیچگاه برای خود فلاح هدف و غایت دیگری بیان نمی کند ... چون در ورای فلاح و رستگاری هدف دیگری و غایت گران­بهاتر و پرارزش­تری وجود ندارد.[39] «وافعلوا الخیر لعلکم تفلحون»[40]

از منظر قرآن کریم، ایمان و عمل صالح، دو عنصر اساسی برای رسیدن به رستگاری هستند. تعبیر « الذین آمنوا و عملوا الصالحات» در حدود چهل و هفت آیه قرآن آمده است که نشان می­دهد این دو عامل در کنار هم و با همراهی هم در سعادت بشر نقش دارند. همچنین همراهی ایمان و عمل صالح در بسیاری ازآیات با تعابیر دیگر و مشتقات دیگر این دو کلمه بیان شده است.

تعبیر «ایمان» تمام متعلقات اصلی آن مانند ایمان به مبدا و معاد و نیز سایر مبانی اعتقادی مانند اعتقاد به غیب و فرشتگان و غیره را شامل می­شود و عمل صالح نیز طیف گسترده­ای دارد.   

بنا به گفته دانشمندان مسلمان، قرآن به صراحت تعریفی از عمل صالح ارائه نداده است، بلکه تنها بر مصادیق آن تکیه می‌کند؛ لیکن در یک بیان کلی می‌توان گفت: «عمل صالح» چنان گسترده است که از یک سو شامل هر عملی است که وحی الاهی به آن فرمان می­دهد و از سوی دیگر دربردارنده ترک آن چیزی است که وحی الاهی از آن نهی کرده است؛ بنابراین انجام هرگونه کارهای شایسته فردی و اجتماعی  و ترک تمام کارهای زشت و ناپسند عمل صالح است.

علامه طباطبایی اظهار می­دارد: «صلاحيت عمل هر چند در قرآن كريم بيان نشده كه چيست؟ و ليكن آثارى را كه براى آن ذكر كرده معناى آن را روشن مي­سازد. از جمله آثارى كه براى آن معرفى كرده، اينست كه عمل صالح آن عملى است كه شايستگى براى درگاه خداى تعالى داشته باشد، و در اين باره فرموده: (صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ؛[41] بمنظور بدست آوردن وجه پروردگارشان صبر كردند) و نيز فرموده: (وَ ما تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ؛[42]و انفاق نمى‏كنيد مگر بخاطر خدا) اثر ديگر آن را اين دانسته، كه صلاحيت براى ثواب دادن در مقابلش دارد، و در اين باره فرموده: (ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً؛[43] ثواب خدا بهتر است براى كسى كه ايمان آورد و عمل صالح كند). اثر ديگرش اين است كه عمل صالح كلمه طيب را بسوى خدا بالا مى‏برد، كه در اين باره فرموده: (إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ، وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ؛[44] كلمه طيب به سوى او صعود مى‏كند، و عمل صالح آن را در صعود مدد مى‏دهد) پس از اين چند اثري كه به عمل صالح نسبت داده، فهميده مي­شود: كه صلاح عمل به معناى آمادگى و لياقت آن براى تلبس به لباس كرامت است، و در بالا رفتن كلمه طيب بسوى خداى تعالى مدد و كمك است»[45]

برخی از  مصادیق مهم  عمل صالح که در آیات متعدد قرآن مورد تأکید واقع شده است، عبارت‌اند از: تقوا، احسان و نیکوکاری، خودسازی و تزکیه نفس، جهاد و شهادت، مبارزه با هوای نفس، صبر و شکیبایی، اخلاص در نیت، عمل و عقیده، صدق و راستی، اهتمام به اقامه و حفظ نماز، تولی و تبری.

ذکر عمل صالح در کنار ایمان در غالب آیات قرآن به این دلیل است که صرف ایمان و اقرار به مبدا و معاد و نبوت، اگر با عمل صالح همراه نباشد، برای انسان سودمند نیست. گویا ایمان و عمل صالح به منزله دو بال یک پرنده­اند که به هر یک آسیبی وارد شود پرنده نمی­تواند به سرمنزل مقصود برسد. ایمان به تنهایی موجب نجات نمی­شود. ایمان واقعی آن است که موجب التزام عملی به لوازم خود باشد. از این رو، عمل شایسته ثمره و میوه ایمان خواهد بود و از ایمان جدا نمی­شود، مگر آن که ایمان ضعیف و یا نابود شده باشد.

ایمان به­تنهایی در تزکیه نفس و داخل شدن در بهشت و برخورداری از نعمت­های بزرگ آن کفایت نمی­کند بلکه ناگزیر است از اینکه با عمل صالح همراه باشد تا موجب تقرب به خداوند شود.[46]

علامه طباطبایی با توجه به آیه «إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً، فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ، لا يَمُوتُ فِيها، وَ لا يَحْيى‏، وَ مَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِناً، قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ، فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى‏؛[47] بدرستى وضع چنين است، كه هر كس با حال مجرميت نزد پروردگارش آيد، آتش جهنم دارد، كه نه در آن مى‏ميرد، و نه زنده ميشود، و هر كس كه با حالت ايمان بيايد، و عمل صالح هم كرده باشد، چنين كسانی درجات والايى دارند» می­نویسد: «آنچه از اين آيه بر مى‏آيد این است که هر كس مؤمن باشد، ولى عمل صالح نكرده باشد، باز مجرم است، پس مجرمان دو طائفه‏اند، يكى آنان­كه نه ايمان آورده، و نه عمل صالح كرده‏اند، و دوم كسانى كه ايمان آورده‏اند، ولى عمل صالح نكرده‏اند، پس يك طائفه از مجرمان مردمانی هستند كه بر دين حق بوده‏اند، لكن عمل صالح نكرده‏اند.»[48]

از سوی دیگر، عمل صالح به تنهایی نیز موجب نجات نمی­شود زیرا به تصریح آیات قرآن، عمل شایسته از سوی افرادی که ایمان ندارند بی­ارزش است. «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هوَ مُؤْمِنٌ، فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ؛[49] هر كس- از مرد يا زن- كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكيزه‏اى، حياتِ [حقيقى‏] بخشيم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند پاداش خواهيم داد.» احياى نامبرده، ثمره ايمان و متفرع بر آن است، جزا و اجر نيز ثمره عمل صالح و متفرع بر آن است، پس ايمان به خدا و پيامبران او، روح حيات طيبه است و اما بقاى ايمان تا زمانى كه آثارش بر آن مترتب شود احتياج به عمل صالح دارد، هم چنان كه حيات طيبه در پيدا شدن و تحققش محتاج به روح حيوانى است، ولى بقايش محتاج به اين است كه قوا و اعضاى بدنى به كار گرفته شود، چون اگر آنها را به كار نگيرند و استعمال نكنند، هم خود باطل مى‏شوند و هم ريشه و منشا آنها، يعنى اصل حياتشان باطل مى‏گردد[50]

همچنان­که در جای دیگر می­فرماید: «الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه؛[51] سخنان پاكيزه به سوى او بالا مى‏رود، و كار شايسته به آن رفعت مى‏بخشد» مطابق این آیه، آن­چه سعادت تقرب به درگاه خدای تعالی را دارد، کلمه­هایی طیب یعنی عقاید حق است و آن­چه کمک می­کند این عقاید مقرب درگاه خداوند شوند، اعمال نشات گرفته و متناسب با آن عقاید است.

ازاین رو، منظور از آیاتی که اعمال نیک را به تنهایی موجب رستگاری دانسته­اند، اعمال نیکی است که از مومنان و به اقتضای ایمان صادر شده باشد. بنابراین، ایمان و عمل صالح باهم، شرط رسیدن به رستگاری است و ایمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ایمان، هیچ تأثیری در فلاح و رستگاری انسان ندارد. هماهنگی عمل با وحی فرع بر ایمان به اصل وحی و صاحب آن است. پس عمل صالح، اعتقاد به وحی و رسالت را می­فهماند چنان­که اعتقاد به مبدا اعتقاد به معاد را می­رساند.

همانطور که هیچ اصلی از اصول دین خارج از سه اصل توحید و معاد و نبوت نیست، هیچ فرعی از فروع دین نیز از عمل صالح بیرون نیست. ذکر عمل صالح در کنار ایمان از سنخ ذکر جزء مهم بعد از ذکر کل و هدف آن توجه دادن به اهمیت عمل صالح است و برای آن است که صرف ایمان و اقرار به مبدا و معاد و نبوت اگر با عمل صالح همراه نباشد، برای انسان سودمند نیست و به بیان دقیق تر جدایی اعتقاد قلبی از عمل صالح نشانه­ی آن است که عقیده، از کمال حقیقت برخوردار نیست، زیرا عمل صالح از مظاهر و آثار اعتقاد کامل و واقعی است چنان­که برخی مصادیق عمل صالح نیز بر اثر اهمیت ویژه­ای که در میان سایر اعمال صالح ذکر می­شود نظیر آن­چه در سوره عصر آمده که پس از عملوا الصالحات دو عمل تواصی به حق و تواصی به صبر مطرح شده است.[52]

علاوه براین از دیدگاه اسلام، عملی صالح و نجات­بخش است که افزون بر حسن فعلی، حسن فاعلی نیز داشته باشد؛ یعنی فاعل، آن کار را تنها به نیت و قصد تحصیل رضای خداوند انجام داده باشد. بنابراین، عمل شایسته و خوب عملی است که از نیت شایسته برخواسته شده باشد و نیت، زمانی خوب و شایسته است که با خداوند در ارتباط باشد؛ یعنی کسب رضای او مورد نظر باشد.

 

جمع­بندی

مفهوم نجات در اصطلاح مسیحی، به معنای رهایی از گناه اولیه است؛ درحالی­که در اسلام، به معنای رسیدن به رستگاری است که در سایه قرب الاهی به دست می­آید.

در مسیحیت، اعتقاد رایج بر آن است که اراده انسان اسیر گناه است و نمی­تواند برای نجات خویش کاری انجام دهد؛ درحالی­که از نگاه اسلام همه انسانها پاک و منزه از هر آلودگی و پلیدی آفریده شده­اند. از

از منظر قرآن، همه انسان­ها با فطرتی الاهی خلق شده­اند که براساس آن خداشناس و خداخواه و دین­مدار هستند و تغییر و تبدیلی هم در این خلقت راه ندارد.

ایمان اصل مشترکی است که هم در اسلام و هم در مسیحیت برآن تکیه می­شود اما متعلقات ایمان در دو دین با هم تفاوت دارد.

در اسلام، بر نقش عمل صالح که گستره آن کلیه واجبات و محرمات شرعی و اخلاقی را در بر می‌گیرد، در فلاح و رستگاری انسان بسیار تأکید شده است، اما مسیحیت هیچ ارزشی برای نحوه عملکرد انسان در نجات او قایل نیست.

مسیحیت شریعت و قوانین آن را از موانع مهم نجات انسان بر می‌شمرد و با طرد شدید شریعت و قوانین آن، تأثیر اعمال انسان را در نجات انسان مردود می‌داند؛ در حالی که از منظر اسلام، عمل طبق قوانین شریعت (عمل صالح) یکی از دو رکن اساسی رسیدن به رستگاری است.

از نگاه مسیحیت قبل از آنکه بشر بخواهد یا بتواند کاری برای نجات خویش انجام دهد، خداوند به وسیله مرگ عیسی بر صلیب، این مهم را به انجام رسانده و از این رو تمام پیروان عیسی از اسارت گناه و مرگ رها شده و نجات یافته‌اند و بنابراین نجات را هدیه‌ای مجانی از طرف خدا می‌دانند؛ اما از دیدگاه اسلام، هر کس خودش باید با تمسک به قرآن کریم و اهل بیت پیامبر علیهم­السلام و با تلاش و کوشش خود و با انجام اعمال صالح و پرهیز از گناه در طول حیات دنیوی، نجات و رستگاری را برای خود به دست آورد.


 

منابع

1.      قرآن کریم، ترجمه محمد مهدی فولادوند.

2.      کتاب مقدس، ترجمه فارسی به همت انجمن بخش کتب مقدسه درمیان سایر ملل، 1986- 1988م.

3.      الأمیر کانی، القس جیمس انس، نظام التعلیم فی علم اللاهوت القویم، مطبعة الأمیر کان، 1888م.

4.      اُ. گریدی، جوان، مسیحیت و بدعت­ها، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، موسسه فرهنگی طه، پاپ اول، 1377.

5.      آزادیان، مصطفی، آموزه نجات از دیدگاه علامه طباطبایی با نگاهی به دیدگاه رایج مسیحیت، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1385.

6.      تیسین، هنری، الاهیات مسیحی، ترجمه ط. میکائیلیان، انتشارات حیات ابدی، بی‎تا.

7.      جوادی آملی، عبدالله، تفسیرتسنیم، ج5.

8.      جوادی آملی، عبدالله، صورت و سیرت انسان در قرآن، مرکز نشر اسرا، چاپ ششم، 1388.

9.      جوادی آملی، عبدالله، فطرت در قرآن، مرکز نشر اسرا، چاپ پنجم، 1378.

10.  خاچیکی، سارو، اصول مسیحیت، تهران، حیات ابدی، چاپ دوم، 1982م.

11.  ذاکری، مصطفی، مسیحیت و اسلام، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1389.

12.  سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، درآمدی بر الهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت،

13.  طالبی، حسن ، مقاله نجات شناسی از دیدگاه مسیحیت و اسلام، طلوع، تابستان و پاییز1383، ش 10 و 11.

14.  طباطبایی، سید محمد حسین،المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، چاپ دوم، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1363.

15.  لسلی دانستن، جی، آیین پروتستان، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1381.

16.  مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

17.  مراغى، احمد بن مصطفى‏، تفسیر مراغی، بيروت،‏ داراحياء التراث العربى‏، بی­تا.

18.  مصباح یزدی،  محمد تقی، مشکات (اخلاق در قرآن ج1)، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1384.

19.  مک گراث، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1384.

20.  میلر، ویلیام، مسیحیت چیست؟، ترجمه کمال مشیری، ترجمه کمال مشیری، چاپ پنجم، تهران، حیات ابدی.

21.  هادی نا، محبوبه، ریشه­های الهیات مسیحی در مکاتب گنوسی و افلاطونی میانه، قم، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، 1390.

 



[1]  یوحنا، 17:3.

[2]  متی، 31:5.

[3]  اعمال، 31:5.

[4]  برای مثال: «لا تاکلوا الربا اضعافا مضاعفه و اتقوا الله لعلکم تفلحون» ال عمران:130؛«و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون» مائده:35.

[5]  محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج18، ص202.

[6]  هنری تیسین، الاهیات مسیحی، ترجمه ط. میکائیلیان، ص245.

[7]  سارو خاچیکی، اصول مسیحیت، ص93.

[8]  اعمال، 31:16.

[9]  سارو خاچیکی، اصول مسیحیت، ص255.

[10] هنری تیسین، الاهیات مسیحی، ترجمه ط. میکائیلیان، ص150.   

[11]  برای توضیح بیشتر درباره این عوامل رک. مصطفی آزادیان، آموزه نجات از دیدگاه علامه طباطبایی با نگاهی به دیدگاه رایج مسیحیت، صص59- 94.

[12]  پیدایش، 27:1.

[13] القس جیمس انس الأمیر کانی، نظام التعیم فی علم اللاهوت القویم، ج2، ص53.

[14]  رومیان، 18:5.

[15]  عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، درآمدی بر الهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت، ص176.

[16]  هنری تیسین، الاهیات مسیحی، ترجمه ط. میکائیلیان، ص196.

[17]  سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، ج1، ص208.

[18]  بقره: 37.

[19]  زمر: 7.

[20]  مصطفی ذاکری، مسیحیت و اسلام، ص99.

[21]  روم: 30.

[22]  عبدالله جوادی آملی، فطرت در قرآن، ص27.

[23]  همان، ص43.

[24]  عبدالله جوادی آملی، صورت و سیرت انسان در قرآن، ص37.

[25]  محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج3، ص279 و 281.

[26] عبدالله جوادی آملی، فطرت در قرآن، ص74.

[27] افسسیان: 10:2.

[28] متی: 20:6.

[29] آلیستر مک گراث، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، صص 63- 65.

[30] جی لسلی دانستن، آیین پروتستان، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، صص 84-85.

[31] رک. مصطفی آزادیان، آموزه نجات از دیدگاه علامه طباطبایی با نگاهی به دیدگاه رایج مسیحیت، صص88-93.

[32] ویلیام میلر، مسیحیت چیست؟، ترجمه کمال مشیری، ص51

[33] جوان اُ. گریدی مسیحیت و بدعت­ها، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، ص 193-194

[34]  رومیان، 7: 8-9.

[35]  قرنطیان، 8: 3-9.

[36]  محبوبه هادی نا، ریشه­های الهیات مسیحی در مکاتب گنوسی و افلاطونی میانه، صص63- 64.

[37] غلاطیان، 3: 10.

[38]  حسن طالبی، مقاله نجات شناسی از دیدگاه مسیحیت و اسلام، طلوع، تابستان و پاییز1383، ش 10 و 11.

[39]  محمد تقی مصباح یزدی، مشکات، ج1، ص35.

[40]  حج: 72.

[41]  رعد: 22.

[42]  بقره: 272.

[43]  قصص: 80.

[44]  فاطر: 10.

[45]  سیدمحمد‌حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، ج1، ص 458.

[46]  تفسیر مراغی، ج5، ص69.

[47]  طه: 74- 75.

[48]  سیدمحمد‌حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، ج1، ص 259.

[49]  نحل: 97.

[50]  سیدمحمد‌حسین طباطبایی، همان، ج4، ص124.

[51]  فاطر: 10.   

[52]  جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج5، صص40- 41.

نظر ها

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

ثبت نظر

نام

ایمیل

وب سایت