28

چله نشینان آسمان

اربعین حسینی

نمایشنامه روایت خواب یکی از اهالی شام است که به سر امام حسین سنگ زده است و در رویا واقعه کربلا توسط سه فرشته برای او تفسیر می شود و در خواب به  خرابه شما رفته و شاهد شهات درددانه کاروان سید الشهدا می شود

           

دختر      از چه سخن می گویید؟

 فرشته 1 :از روزی که شما ندیده در مورد ان قضاوت کردید

دختر:     ما؟!

فرشته 2  :سنگ زدی

فرشته 3  :دشنام دادی

فرشته 1  :به چه جرمی!؟

فرشته 2  :می شناختی اش؟

فرشته 3  :می دانی که بود؟

دختر:     کافی است من کاری نکردم من تنها برای آنان که از دن خدا خارج شده اند سنگ زدم همین!

فرشته 1  : تو بر دین خدا سنگ زدی

فرشته 2  :توبر قرآن ناطق سنگ زدی

فرشته 3  :تو بر امام زمانت سنگ زدی

دختر      :  هرکه می خواهد باشد باشد از دین خدا خارج شده حال می خواهد نوه پیامبر باشدیا فردی عادی خروج کرده از ما کشته باید کشته می شد

فرشته 1  :اهل میدنه ای؟

دختر:     نه

فرشته 2  :در حج با او بودی؟

دختر      :نه

فرشته 3  :در کربلا بودی؟

دختر      :نه!

فرشته 1  :پس چگونه قضاوت م کنی

فرشته 2  :میان سرانی  که بر نی سوارند

فرشته 3  :و سرانی که برتن گرانند

            دختر -به فکر فرو می رود

فرشته 1: کجا بودید زمانی که از صدای سم اسبان کودکان خود را در آغوش مادرانشان می انداختند

فرشته 2  :و تنها با صدای پای عباس ارام می شدند

فرشته 3  :زمانی که اذن میدان داد همه به میدان امدند

فرشته 1  :قاسم

فرشته 2  :عبدالله

فرشته 3  :اکبر

فرشته 1  :او تمام دارایش را به میدان آورد

دختر:     برای چه؟

فرشته 2  :برای دفاع از دین خدا

فرشته 3  :همان دینی که تو میگویی از ان خارج شده

فرشته 1  :کسانی از دین خارج شده اند که حتی بر طفل شش ماه هم رحم نکردند

دختر:     طفل شش ماهه؟او در میدان نبرد چه میکرد؟

فرشته 2  :مظلومیت پدرش را فریاد می زد

فرشته 3  :ندیدید که اصغر چگونه در میان دستان پدر به تلظی رسیده بود........

نظر ها

منتظر
# منتظر
يکشنبه 16 اسفند 1394 09:22 ق.ظ
متن زيبايي بود
دوست
# دوست
يکشنبه 16 اسفند 1394 11:12 ق.ظ
بسيار خوب بود

ثبت نظر

نام

ایمیل

وب سایت